فروش تبدیل کیا ترنم
...
تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
جزوه ژئودینامیک پیشرفته دکتر جمور ( عضو هیئت علمی آموزشکده نقشه برداری و مشاور سازمان نقشه برداری کشور) که برای دوره پودمانی کارشناسان سازمان نقشه برداری ارائه نموده اند را از لینکهای زیر  دانلود نمایید ...

            

1) با فرمت فلش 

               دانلود <a style=فایل" src="http://www.takmob.net/images/download.gif" />

http://www.4shared.com/file/256263233/b0be9e9a/Geodynamics_NCC_02.html


2) با فرمت پاورپوینت

               دانلود <a style=فایل" src="http://www.takmob.net/images/download.gif" />

http://www.4shared.com/file/256419358/7b3055ca/Geodynamics_NCC_02.html



منبع : مرتع 83
وب سایت های مرتبط با موضوع حرکات توده ای و زمین لغزش ها
http://massmovement.com

http://members.tripod.com/~Jenn2000/main.html

http://www.ngdc.noaa.gov/seg/hazard/resource/geohaz/landsl.html

www.fiu.edu/~longoria/natural/mass/mmain.htm

http://gldage.cr.usgs.gov/html_files/nlicsun.html

http://www.unige.ch/hazards/

http://homepage.smc.edu/robinson_richard/massmovementlinks.htm



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع :sid.ir , ژئومورفولوژی دانشگاه آزاد اهواز

دانلود مجموعه مقالات ژئومورفولوژی


آثار ژئومورفیکی عملیات راهسازی در مناطق حساس ژئومورفولوژیک (مطالعه موردی: راه روستایی ارلان در شمال غرب ایران)

ارزیابی ژئومورفولوژیکی بخشی از مسیر راه تبریز – مرند در گردنه پیام در شمال غرب ایران

ارزیابی ژئومورفولوژیکی توسعه شهری در قلمروی حوضه های زهکشی سطحی مطالعه موردی: کلان شهر تهران

ارزیابی مدل هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژیکی (GIUH) در حوضه آب خیز کنگیر (ایوان غرب)

بررسی امکان استفاده از روش ژئومورفولوژی برای مطالعات خاک شناسی در منابع طبیعی

بررسی آثار ژئومورفولوژیکی سیلاب در حوضه رییس کلا: البرز شمالی

بررسی تاثیر عوامل خاکی و ژئومورفولوژیک بر موفقیت رشد گونه های درختی دست کاشت در ایستگاه تحقیقاتی کامفیروز- فارس


بررسی تحولات ژئومورفولوژیک پلایای کهک، استان خراسان جنوبی بر اساس روش های استفاده از تصاویر ماهواره ای و منطق فازی

بررسی عوامل موثر در تحول ژئومورفولوژی مخروط افکنه ها مطالعه موردی: مخروط افکنه جاجرود

بررسی قابلیت استفاده از نقشه های ژئومورفولوژی در مکان یابی مناطق مستعد پخش سیلاب در منطقه میمه

بررسی کارایی آبنمود واحد لحظه ای ژئومورفولوژیک، ژئومورفوکلیماتیک و آبنمود واحد گری در حوزه آبخیز معرف ناورود

بررسی کارایی هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژیک و ژئومورفوکلیماتیک در برآورد دبی سیلاب

بررسی کمی مسایل هیدروژئومورفولوژی حوضه آبریز لیکوان چای با تاکید بر فرسایش خاک و رسوبدهی (جنوب شرق استان اردبیل)

بررسی معیار زمین شناسی موثر بر تخریب اراضی در واحدهای ژئومورفولوژی (مطالعه موردی: بخش شرقی حوزه آبخیز رودخانه شور)

بررسی ناپایداری ژئومورفولوژیک گردنه صائین (بین شهر نیر و سراب، منطقه آذربایجان) با استفاده از روش آنبالاگان

بررسی کارایی روش هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژی در برآورد دبی اوج سیلاب

 پایش تغییرات خط ساحلی و لندفرم های ژئومورفولوژیکی خلیج فارس با استفاده از تکنیک سنجش از راه دور و سیستم اطلاعات جغرافیایی (مطالعه موردی: منطقه ساحلی عسلویه)

 پدیده های ژئومورفولوژیکی گسل تبریز

پژوهشی در تکامل ژئومورفولوژی دریاچه نئور، شمال غرب ایران «منطقه اردبیل»

تاثیر حرکات سیستم گسلی نهبندان بر ژئومورفولوژی اطراف شهر نهبندان

تحلیلی بر اثرات عوامل تکتونیکی و ژئومورفولوژیکی در بلایای طبیعی به ویژه زلزله با تاکید بر کلان شهر تبریز

تاثیر عوامل اکوژئومورفولوژیک بر کیفیت شیمیایی آب مطالعه موردی: رودخانه کر و دریاچه سد درودزن

تجزیه و تحلیل ژئومورفولوژیک سیلاب های کاتاستروفیک رودخانه مادرسو (جنگل گلستان)

تحلیل تحول ژئومورفولوژیکی نیمرخ طولی دره ها در نواحی کوهستانی؛ مطالعه موردی: یازده دره اصلی توده کوهستانی سهند

تحلیل رگرسیونی بین رسوب معلق و ویژگی های هیدروژئومورفولوژیک حوضه دریاچه ارومیه

تحلیل ژئومورفولوژی کمی الگوی زهکشی شبکه آبراهه ای به کمک زاویه برخورد آنها در زیر حوضه سریاس، استان کرمانشاه

تحلیل ژئومورفولوژیکی روند پیشروی تپه های ماسه ای شرق دشت سیستان در خشکسالی های اخیر

تحلیلی بر ژئومورفولوژی لغزش ها در منطقه ی ماکو (ماکو تا دشت بازرگان)

تعیین مراحل تحول ژئومورفولوژیکی دره های نواحی کوهستانی با روش های کلاسیک و ریاضیمطالعه موردی: یازده حوضه و دره اصلی توده کوهستانی سهند 

تغییرات ژئومورفولوژیک نیمرخ طولی و عرضی علیای رودخانه میناب (از سد تا پل میناب)

تهیه نقشه پوشش گیاهی با دو روش ژئومورفولوژی و واحدهای فیزیوگرافی (مطالعه موردی: حوزه آبخیز طالقان) 

تکتونیک نمکی و آثار ژئومورفولوژیکی آن در آذربایجان (مطالعه موردی: گنبدهای نمکی شمال غرب تبریز)

حوضه گاماسیاب، حوضه ای مناسب برای آموزشها و پژوهشهای میدانی ژئومورفولوژیک وهیدرولوژیک


خصوصیات ژئومورفولوژیک کفه رسی (Claypan) و تاثیر آن بر تنزل اراضی با استفاده از فناوری سامانه اطلاعات جغرافیایی (GIS). مطالعه موردی: منطقه رودشت (اصفهان - ایران)  

رابطه واحدهای ژئومورفولوژی و فرسایش و تولید رسوب در حوضه آبخیز کاشیدار (گرگانرود)

راندگی گیلانغرب با استفاده از شاخص ها و شواهد ژئومورفولوژیک

ژئوتوریسم، رویکردی نو در بهره گیری از جاذبه های ژئومورفولوژیکی «مطالعه موردی: غار کرفتو در استان کردستان»

ژئومورفولوژی ساحلی خورتنگ (Tang) و ویژگی های آن

ژئومورفولوژی ساختمانی ساختارهای نمکی در گستره گرمسار – لاسجرد

ژئومورفولوژی و مطالعات آن در ایران بعد از پیروزی انقلاب اسلامی


ژئومورفولوژی یخچال های زردکوه (بررسی اشکال ژئومورفولوژیک و حدود گسترش آنها)

کاربرد مدل HEC- HMS در تحلیل حساسیت متغیرهای ژئومورفولوژی موثر بر سیلاب دشت کرون

کاربرد ژئومورفولوژی در مکان گزینی شهرها و پیامدهای آن

کاربرد تکنیکهای جدید برای طبقه بندی و تحلیل مخاطرات ژئومورفولوژی در گسترش شهر تبریز

فضا و نگرش فضایی در مطالعات خاک و ژئومورفولوژی (مطالعه موردی: سرآب حوضه آبی زاینده رود)

طبقه بندی زمین منظرهای ژئومورفولوژیکی بر اساس پارامترهای توپوگرافیکی در محیط GIS مطالعه موردی: شمال غرب شهر شیراز  

شواهد ژئومورفولوژیکی مرزهای یخچالی در دامنه های کرکس

شواهد ژئومورفولوژیکی تکتونیک فعال حوضه آبخیز درکه

شواهد ژئومورفولوژیکی در سن سنجی زمین لغزه بزرگ سیمره (کبیر کوه) زاگرس، جنوب غربی ایران 

شواهد ریخت شناسی (ژئومورفولوژی) یخچالی کواترنری در البرز غربی: دامنه شمالی کوه سیالان

مخاطرات ژئومورفولوژیک دره فرو نشستی ماکو

مدل به عنوان تکنیکی در ژئومورفولوژی

مدل ژئومورفولوژیکی سیلاب در حوضه گاماسیاب

کارایی هیدروگراف واحد لحظه ای ژئومورفولوژی و مقایسه آن با هیدروگراف های مصنوعی اشنایدر، مثلثی و SCS در حوزه آبخیز کسیلیان

کاربرد توزیع آماری گاما در برنامه ریزی محیطی و هیدروژئومورفولوژی مطالعه موردی: ایستگاه مسجد سلیمان

مقایسه روش زمین شناسی و روش ژئومورفولوژی برای مطالعات خاکشناسی در منابع طبیعی  

نحوه تشکیل و میکرومورفولوژی اریدی سول ‌های گچی و نمکی منطقه نوق رفسنجان در ارتباط با سطوح ژئومورفولوژی

نظریه کیاس در ژئومورفولوژی

نگرشی نو بر تکامل ژئومورفولوژیک چاله زمین ساختی اردبیل با رویکرد آمایش سرزمین

ویژگی های ژئومورفولوژیکی دامنه ای مشرف به جاده سولقان (از پل زر تا سولقان)


مطالعه تطبیقی تقسیمات اداری ایران با حوضه های هیدروژئومورفولوژی و تغییرات آن در قرن


مطالعه رخساره های ژئومورفولوژی منطقه یاردانگ بیابان لوت براساس تفسیر واحدهای فتومورفیک تصاویر ماهواره ای (TM)

معرفت شناسی و مدل سازی در ژئومورفولوژی



منبع : بزرگ ترین وبلاگ تست زمین شناسی در ایران

انواع ماهواره‌ها و نقش سنجنده ها در سنجش از راه دور

فیزیکدانان مفهوم تقارن زمان را در قانون مشهور دوم ترمودینامیک اعمال کرده‌اند: انتروپی در یک سیستم بسته هرگز کاهش نمی‌یابد. به طور کلی انتروپی واحد بی‌نظمی‌ یک سیستم است. فیزیکدان استرالیایی ‌لودویگ بولتزمن‌ انتروپی را به عنوان تمایز بین ریز حالت و بزرگ حالت یک شیء توضیح داد. اگر کسی از شما بخواهد که یک فنجان قهوه را توصیف کنید، شما احتمالأ به بزرگ حالت آن می‌پردازید- دما، فشار، و دیگر خصایص آن. از طرف دیگر ریز حالت، موقعیت دقیق و سرعت هر اتم را در مایع توضیح می‌دهد. بسیاری از ریز حالت‌های مختلف با یک بزرگ حالت خاص مطابق‌اند: می‌توان یکی از اتم‌ها را جابه‌جا کرده و هیچ‌کس با چشم غیرمسلح متوجه این تغییر نمی‌شود.

نقش سنجنده ها در سنجش از راه دور
 داده هاي دور سنجي اطلاعاتي هستند كه توسط هواپيما يا توسط ماهواره ها جهت مقاصد خاص تهيه شده است. سنجنده‌ها به دو گروه غيرفعال و فعال تقسيم مي‌شوند:
A - سنجنده هاي غيرفعال: قابليت تشخيص تشعشعات الكترومغناطيس منعكس شده از منابع طبيعي زمين را دارا مي‌باشند.
B - سنجنده هاي فعال: پاسخ‌هاي منعكس شده از پديده‌هايي كه توسط منابع انرژي مصنوعي مثل رادار، مورد تابش قرارگرفته اند را دريافت مي‌كنند.

ماهواره‌هاي سنجش از دور:Remote Seneing
   ماهواره‌هايي با گيرنده‌هاي راه دور براي مشاهده پديده هاي زمين، ماهواره‌هاي سنجش از دور يا ماهواره‌هاي ديد زميني ناميده مي‌شوند. اين ماهواره ها بر اساس ارتفاع، مسيرحركت و گيرنده‌هاي آنها از هم متمايز مي‌شوند.
   انواع ماهواره‌ها:
1- LANDSAT، ASTER، SPOT، IRS، MOS، IKONOS، QUICKBIRD
2- با سيستم‌هاي راداري: RADARSAT، SEASAT، MAGSAT، ERS،JERS
3-هواشناسي(  NOAA)
4- فضاپيماي SHUTTLE

ماهواره لندست((Land sat
   استفاده جهاني اطلاعات سنجش از دور ابتدا توسط ماهواره لندست در سال 1972 آغاز شد. اين تحقيقات كه با استفاده از قسمتهاي مختلف طيف الكترومغناطيس صورت گرفته باعث افزايش كارايي زمين‌شناسان در زمينه پژوهش‌هاي معدني گرديده است.
   لندست‌هاي 1 و 2 و 3 به ترتيب در تاريخ‌هاي 1/5/1351 و 31/4/1354 و 14/12/1356 به فضا پرتاب شدند. طراحي آنها به گونه اي بوده است كه هر روز كره زمين را در يك مدار قطبي با ارتفاع حدود Km 900 دور زده و درنتيجه قسمت اعظم كره زمين را با 251 گردش ماهواره مورد تصويربرداري قرار دهند.
   با از كار افتادن لندست‌هاي 1 و 2 و 3 لندستهاي 4 و 5 در تاريخ‌هاي 25/4/1361 و 10/12/1362، به فضا پرتاب و در ارتفاع Km700 قرار گرفتند و در نتيجه كره زمين را با 233 گردش پوشش مي دهند. اخيراً ‌نيز لندست‌هاي 6 و 7 به فضا پرتاب شده‌اند. سيستم سنجنده در روي ماهواره لندست MSS، RBV، TM و ETM + مي باشد.

سيستم اسكن كننده چندطيفي لندست ، اطلاعات تصويري 4 باندي را فراهم مي كندكه اين 4 باند شامل 4 طول موج ـ سه موج در ناحيه مرئي و يك طول موج در بخش نزديك مادون قرمز از طيف الكترو مغناطيسي مي باشد. ماهواره لندست ،در 912 كيلومتري زمين واقع شده و شامل 15 مدار چرخش در روز با پوشش تكرار شونده 18 روزه از كل زمين است.

سيستم اسكن كننده چندطيفي لندست ، اطلاعات تصويري 4 باندي را فراهم مي كندكه اين 4 باند شامل 4 طول موج ـ سه موج در ناحيه مرئي و يك طول موج در بخش نزديك مادون قرمز از طيف الكترو مغناطيسي مي باشد. ماهواره لندست ،در 912 كيلومتري زمين واقع شده و شامل 15مدار چرخش در روز با پوشش تكرار شونده 18 روزه از كل زمين است.



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع

سایتی برای دریافت تصاویر ماهواره ای سنجده های مختلف

برای اتصال کلیک کنید...

http://ftp.glcf.umd.edu/data

تبدیل مختصات به مسیر و ردیف و برعکس

WRS-2 Path/Row to Latitude/Longitude Converter

http://landsat.usgs.gov/tools_latlong.php



منبع : علوم جغرفیا

دانلود پاورپوینت نقش علم سنجش از دور در مدیریت و برنامه ریزی شهری

تهیه کننده: امین گیوه - محمد عباسی

برای دانلود  کلیک کنید...



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

کاربرد تصمیمگیری چندشاخصه در انتخاب گزینۀ مناسب

جهت جمع آوری فاضلاب مطالعه موردی شهر نیاسر

مهردادمیرابی 1،حجتمیان آبادي 2،محمدباقرشریفی 3
-1 دانشجوي کارشناسی ارشد گرایشآبدانشگاه فردوسی مشهد
-2 کارشناسارشد سازه هاي هیدرولیکی دانشگاه علم وصنعتایران
-3 دانشیار گروه مهندسی عمران دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد

ششمین کنگره ملی مهندسی عمران 6 و 7 اردیبهشت 1390 ، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

چکیده مقاله :
جمع آوری، تصفیه و استفادة مجدد از پساب، با توجه به خطرات زیست محیطی آبهای آلوده و محدودیت منابع آبی، طی سالهای اخیر جزء دغدغه های اساسی در شهرها میباشد. روشهای متعددی جهت جمع آوری فاضلاب شهری وجود دارد که باید شاخصهای اقتصادی، فنی و اجتماعی-سیاسی در انتخاب روش مناسب درنظر گرفته شوند. هدفاز این مطالعه بررسی کاربرد تصمیمگیری چندشاخصه در مدیریتفاضلاب و انتخاب روش مناسبجهت جمعآوری فاضلاب در شهر نیاسر و تاثیر انتخاب روش تصمیم گیری در رتبه بندی نهایی گزینه هاست. به دلیل شرایط خاص توپوگرافی و ژئوتکنیکی و روشهای سادة جمع آوری فاضلاب برای GP روش مکشی، استفاده از 3 ، STEP و 2 STEG محل، پنج گزینۀ غیرمتعارف جمع آوری فاضلاب شامل 1 روش مجموع ، (CP) برنامه ریزی سازشی 5 ، TOPSIS این منطقه در نظر گرفته شد که انتخاب بهترین گزینه از بین گزینه های موجود به کمکروشهای 4 مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج بررسی نشان میدهد که انتخاب روش تصمیمگیری تاثیر بسزائی در رتبه بندی گزینه ها داشته و (SAW) ساده وزین 6 برای یکمسئلۀ یکسان، انتخابهر روشاز روشهای موجود ممکن استنتایج متفاوتی داشته باشد.
کلمات کلیدی مقاله :
تصمیمگیری چندشاخصه، روشهای غیرمتعارف جمعآوری فاضلاب,.SAW، برنامهریزی سازشی ،TOPSIS

به حجم 1.62 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک :



مجموعه مقالات اولین سمینار ملی  کاربرد   GIS در برنامه ریزی اقتصادی، اجتماعی و شهری

قسمت اول

1- بررسی نقش فناوری اطلاعات در طراحی فضاهای شهری در راستای افزایش سرمایه های اجتماعی و مشارکت عمومی، حدیثه عسگری-سیما فردوسیان-بهروز صالحی

2- کاربرد سامانه اطلاعات جغرافیائی(GIS) در بررسی های اقتصادی - اجتماعی پروژه مدیریت اکولوژیک تالاب انزلی، منیژه مقصودی-مهرداد اندرودی

3- تحلیل بزهکاری در مناطق شهری(بخش مرکزی شهر تهران) با استفاده از سامانه های اطلاعات جغرافیایی(GIS)، مجید روستا-کاظم جباری-منصور استادی   

4- ترکیب GIS و الگوریتم هیدروژئومورفیک، راهبردی نو در مدیریت امنیت شهرهای ساحلی ایران، دکتر منیژه قهرودی تالی

5- تحلیل مکان¬های مناسب طبیعت گردی با استفاده از GIS، دکترمهرداد رمضانی پور -محمود روشنی-دکتر عیسی پوررمضان

6-  بررسی و تحلیل نقش کاربری اراضی در شکل گیری جزایر حرارتی با استفاده از R.S و GIS: نمونه موردی " شهر اهواز"، کاظم رنگزن -محمدعلی فیروزی-ایوب تقی زاده-رامین مهدی زاده  

قسمت دوم

1- ارزیابی عوامل بیرونی تاثیرگذار در آسیب پذیری ساختمانی بافت قدیم شهرها در برابر زلزله، محسن احدنژاد -شهناز جلیل پور

2- کاربرد سیستم اطلاعات جغرافیائی در تحلیل خسارت لرزه ای خطوط لوله مدفون انتقال سوخت، بابک امیدوار- محمد اسکندری و صادق توکلی.

3-  بررسی املاک محدوده بافت فرسوده جهت مدیریت بهینه در برنامه ریزی شهری با استفاده از Arc GIS .( مطالعه موردی بافت فرسوده محدوده منطقه 7 شهرداری ، فریبا میر محمودی -سیده زهره موسوی.

4- کاربرد GIS در مدیریت اقتصادی صنایع با تاکید بر مکانیابی بهینه فضاهای صنعتی، مهدی حسینی.

5- بررسی منطق فازی و کلاسیک در تعیین منا سبترین مکان جهت احداث بیمارستان با روش AHP ( مطا لعه موردی شهر سمنان)، ایمان علیپور.

6-  نقش GIS در پیشگیری وضعی از بزه دیدگی گردشگران خارجی در ایران، مهدی خاقانی اصفهانی.

7-    مکان یابی کاربری اراضی شهری با استفاده ازسیستم اطلاعات جغرافیای (GIS) مورد مطالعه: کاربری فضای سبز شهر گلستان، محسن رحیمی-دکتر محسن کلانتری -محمداکبرپورسراسکانرو.  

8- تحلیل مکانی وتوزیع فضایی مراکز بهداشتی-درمان و خانه بهداشت شهر چالوس، محمد مهدی حسین زاده -جلال عظیمی -نرگس پورکلهر.

9- بررسی الگوی فضایی کاربری های آموزشی و سرانه های آن، محمد مهدی حسین زاده -سمیه پورکلهر.

10- ساماندهی و توانمندسازی محله سیزده شهر زابل با استفاده از GIS ، دکتر اکبر کیانی و ثریا فیروزی جهانتیغ.

11- تعیین محل های مناسب جمع آوری رواناب به منظور تغذیه آب های زیر زمینی با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS)  ، سمانه افتخاری اهندانی، نادر نورا، واحدبردی شیخ و سید جواد طباطبایی یزدی.

12-بررسی نقش فضاهای عمومی شهر در اوقات فراغتِ شهروندان با استفاده از GIS (مطالعه موردی منطقه 12 تهران)، عباس کاظمی و محمدرضا طاهری.

Password: www. geographyscience.persianblog.ir

قسمت اول

لینک دانلود :

http://www.4shared.com/file/PXiyQbDq/GIS_Paper_1.html

قسمت دوم

لینک دانلود :



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع : نقشه برداری نوین

دانلود جزوه کلاسی اصول GIS مهندس حیدری نیک

نقل قول :

با مراجعه به لینک زیر میتونید جزوه اصول GIS جناب آقای مهندس حیدری نیک رو که  در دانشکده یاسین بروجرد تدریس میشه رو با فرمت PDF دانلود کنید .

در فرمت پی دی اف (PDF)

به حجم 1.51 مگابایت

لینک  :

http://www.4shared.com/document/KhyP14M-/GISppt_Compatibility_Mode.html



منبع : دانشجویانGIS ورودی 90 علوم تحقیقات تهران

دانلود مجموعه لغات امتحانی زبان تخصصی جی آی اس (GIS)

به حجم  1.04 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک :

http://s1.picofile.com/file/7252185692/NEW_all.pdf.html



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

پروپزال طرح تهیه نقشه های آلودگی صوتی کلان شهر تهران

(پایش آلودگی صوتی شهر تهران)

پروپزال طرح در 12 صفحه

به حجم 856 کیلوبایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک :



دانلود فایل راهنمای نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیائی ILWIS

 راهنمای نرم افزار ILWIS

  (Integrated Land and Water Information System)

نقل قول :

نرم افزار سیستم اطلاعات جغرافیائی ILWIS که مخفف سیستم اطلاعات جامع آب و زمین می باشد، توسط ITCهلند ارائه شده است که نرم افزار جامعی در زمینه پردازش تصاویر ماهواره ای و ایجاد نقشه های برداری است. این نرم افزار بطور جامع کاربر محور بوده و غالب عملکردهای آن بر پایه رستر استوار است ولی ورود و مدیریت اطلاعات به صورت برداری می باشد.  قابلیت پردازش تصویر و قدرت تبادل اطلاعات آن با سایر نرم افزارهای سیستم اطلاعات جغرافیائی قابل قبولی است. همچنین ILWIS  نرم افزاری قدرتمند در زمینه آنالیز داده های زمینی و جغرافیایی می باشد. در این کتاب به کاربرد نرم افزار ILWIS در مطالعات فیزیوگرافی حوضه ها پرداخته شده است.

به حجم  4.2 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک :

http://www.4shared.com/document/3-3vwex3/ILWIS.html



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

دو مقاله در زمینه Web GIS

1- علی آبادی، شمس الملوک و ملک، محمدرضا، 1385، پیش درآمدی بر GIS در محیط های اینترنت، بی سیم و همراه.

2- جزیرئیان، ایرج و آل شیخ، علی اصغر و هلالی ، حسین، 1385، تکنولوژی  ٌWeb GIS و روش اجرا.

به حجم 1.83 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

Password: www. geographyscience.persianblog.ir

لینک :



مجموعه مقالات اولین همایش ملی کاربرد GIS در مدیریت و برنامه ریزی شهری

نقل قول‌:

" راهی که  باید رفت" ، شاید این بهترین جمله‌ای باشد که برای لزوم استفاده از ابزارهای توانمند و کارای چون GIS، می‌توان بر زبان آورد؛ چرا که اگر امروز از این ابزار چند کاره، استفاده نکنیم، فردایی حتماً خواهد بود که مجبور به استفاده از آن خواهیم شد. خوشبختانه، هم اکنون این مهم، مورد توجه گسترده‌ی مدیران و خبرگان کشور، در زمینه‌های گوناگون کاری، قرار گرفته است. تشکیل شورای ملی کاربران GIS و گروه‌های کارشناسی کاربران GIS در تمامی استان‌های کشور، موجب شده که در تمامی نهادهای اجرایی کشور، تفکر انجام فعالیت‌های هدفمند و منظم در زمینه‌ی GIS، آغاز شده و ادامه یابد. پروژه‌های کاری GIS، در متنوع ‌ترین موضوعات کاری در حال انجام است، به طوری که هیچ وزارتخانه‌ای را نمی‌توان یافت که به این ابزار نیازمند نباشد.


 به ویژه در دهه‌های اخیر که با مهاجرت روستاییان،‌ شهرهای بزرگ و کوچک با رشد و گسترش بی‌رویه مواجه گردیده‌اند، مدیریت مسائل شهری پیچیده‌تر شده است. یکپارچه‌سازی خدمات شهری از مهمترین دستاوردهای GIS شهری می‌باشد که با ایجاد زیرساخت‌های IT به همراه نهادینه نمودن طرحهای شهری و مدیریت املاک، موجبات شفاف‌سازی، یکسان‌سازی و تسهیل خدمات به کلیه شهروندان را فراهم خواهد کرد و گامی خواهد بود در راستای رسیدن به سیستم مدیریت اطلاعات (MIS) شهری و پشتیبانی تصمیم‌گیری (DSS) مدیران ارشد شهری که می‌تواند به عنوان ابزاری نوین و توانمند در اختیار مدیریت بهتر شهر قرار گرفته و بهبود ارتباط نهادهای دولتی و خصوصی با یکدیگر را موجب شود.

خوشبختانه احساس نیاز جدی و درک پیش نیازهای فرآیند توسعه‌ی پایدار توسط مدیران و نخبگان کشور، ضرورت استفاده از GIS برای تصمیم‌‌سازی‌های بهینه را، بیش از پیش آشکار ساخته است.

 در لینک زیر  بیش از 90 مقاله علمی و پژوهشی در زمینه‌های بسیار متنوع کاربرد GIS، از داخل و خارج کشور که در  اولین همایش ملی GIS شهری ارائه شده است را جهت استفاده شما  علاقه مندان به سیستم های اطلاعات جغرافیایی ارائه کرده ایم.

مجموعه مقالات اولین همایش ملی GIS شهری



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

آموزش نرم افزار ArcGIS

تهیه کنند: آقای مالکی

(منبع: پایگاه داده های علوم زمین)

به حجم  1.84 مگابایت

در فرمت فشرده (rar)

رمز : www. geographyscience.persianblog.ir

لینک  : 



آموزش نرم افزار ARC VIEW

نقل قول:

نرم افزار ARC VIEW یکی دیگر از نرم افزارهای  GIS است. کارکردها و کاربردهای این نرم افزار بسیار شبیه به ARC GIS می باشد هر چند بسیاری از امکانات ARC GIS را ندارد.

 این فایل 54 صفحه ای شامل مباحث زیر می باشد:

- ورود داده ها و نصب ابزارهای مختلف ARC VIEW

- آماده سازی نقشه های رقومی شده

- تعیین سیستم تصویر و  ژئورفرنس کردن (زمین مرجع)

- محاسبات آماری در ARC VIEW

- تعیین مساحت و طول و عرض عوارض

- نحوه تلفیق لایه های مختلف

- استخراج یک حوضه یا منطقه خاض از یک لایه اطلاعاتی

- تولید TIN و DEM

- تهیه نقشه سایه روشن

- امکان دید سه بعدی و تهیه نقشه TIN

- تهیه نقشه واحدهای همگن

- تهیه نقشه های حریم یا بافر

- کاربرد ابزار  network analysit در جغرافیا و برنامه ریزی شهری

- مکان یابی و تحلیل همپوشانی

- نحوه خروجی گرفتن از نقشه ها

منبع: بانک اشتراک گذاری جغرافیا

به حجم  4.17 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک : 



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

جزوه آموزش ArcGIS  از مقدماتی تا پیشرفته

تهیه کننده: علی اکبر مبارکی،     با کمی تغییرات

این فایل شامل 115 صفحه می باشد...

به حجم  9.25 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک : 



پهنه بندی سیلاب با استفاده از سیستم اطلاعات جغرافیایی

به حجم 1 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک :



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

جزوه های آموزشی اصول و مبانی نقشه و نقشه خوانی

 ویژه کارکنان و کارشناسان محترم شهرداری تهران

به حجم حدود 12 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینکهای دانلود :

قسمت اول

http://www.4shared.com/get/8MyFgDxh/naghshekhani_3.html

قسمت دوم

http://www.4shared.com/get/aUVQtq76/map_reading_2.html

قسمت سوم

http://www.4shared.com/get/6rDsyXim/map_reading.html



کتاب مفاهیم سیستم اطلاعات جغرافیا

(Coordinate Systems و Map Projection)

تهیه کنندگان : امینی پور و همکاران

فهرست مطالب

اجزاء GIS

ساختار اطلاعات جغرافیایی در GIS

سیستمهای مختصات و سیستم های تصویری

طبقه بندی سیستم های تصویری

بررسی و مقایسه سیستمهای تصویری مورد استفاده در ایران

تعریف ویژگیهای سیستم تصویر برای یک لایه اطلاعاتی درِِِِ ArcGIS

 نحوه تغییر و تبدیل سیستم تصویری درِِِِ ArcGIS

به حجم  2.5 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک  : 



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

طبقه بندی عوارض (symbolize) در ArcGIS

به حجم  1.68 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک  : 



جزوه سیستم اطلاعات جغرافیا (GIS) و کاربردهای آن

تالیف جزوه : جناب آقای دکتر علیرضا قراگوزلو

به حجم 19 مگابایت

در فرمت پاورپوینت (ppt)

لینک :



تاريخ : پنجشنبه 8 فروردين 1392 | 14:42 | نویسنده :
منبع  : علوم جغرافیا

چگونگی مشاهده داده ها در  ArcMap  و  ArcCatalog

به حجم  1.18 مگابایت

در فرمت پی دی اف (pdf)

لینک : 



منبع  : علوم جغرافیا

جزوه کارگاه آموزشی  ارزیابی تاثیرات اجتماعی طرح ها و پروژه های شهری (اتا)

 (پیوست اجتماعی طرح ها)

استاد: دکتر سلیمان پاک سرشت

تعداد صفحه: 200

به حجم  4.69 مگابایت

در فرمت فشرده (rar)

Password : www. geographyscience.persianblog.ir

لینک  : 



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺳﺎﺧﺘﻤﺎنی ﺑﺎ ﺳﻨﮓ‬


‫ﻫﻨﮕﺎم اﻧﺘﺨﺎب ﺳﻨﮓﻫﺎي ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ ﺑﺎﻳﺪ ﻧﻜﺎﺗﻲ را ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار داد ﺗﺎ ﺑﺎ اﻧﺘﺨﺎب ﺳﻨﮓ‬ ﻣﻨﺎﺳﺐ و ﻣﺮﻏﻮب، ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺳﻨﮕﻲ ﻧﺘﻴﺠﻪ ﻣﻄﻠﻮبﺗﺮي داﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ. اﻳﻦ ﻧﻜﺎت ﺑﺪﻳﻦ‬ ‫ﺷﺮﺣﻨﺪ:‬
•    ‫ﺳﻨﮓﻫﺎ از ﻧﻈﺮ ﻇﺎﻫﺮي ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻲ رﮔﻪ و ﺑﺪون ﺣﻔﺮه و ﺳﻮراخ ﺑﺎﺷﻨﺪ.‬
•    ‫در اﺛﺮ ﺿﺮﺑﻪ، ﺻﺪاي زﻧﮓ ﺑﺪﻫﻨﺪ.‬
•    از ﺳﻨﮓﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ رﻧﮓ ﺗﻴﺮه دارﻧﺪ در ﻣﻜﺎنﻫﺎﻳﻲ ﻛﻪ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﺗﺎﺑﺶ ﻧﻮر آﻓﺘﺎب‬ ‫ﻫﺴﺘﻨﺪ، اﺳﺘﻔﺎده ﻧﺸﻮد زﻳﺮا ﭘﺲ از ﮔﺬﺷﺖ ﭼﻨﺪ ﺳﺎل ﻛﻢ رﻧﮓ ﻣﻲﺷﻮد.‬
•    ﻣﻴﺰان ﺟﺬب آب ﺳﻨﮓﻫﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ زﻳﺎد ﺑﺎﺷﺪ. ( ﻛﻤﺘﺮ از 8% وزن ﺳﻨﮓ )
•    ‫ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﺘﻨﺎﺳﺐ ﺑﺎ ﻣﺤﻞ ﻣﺼﺮف آنﻫﺎ در ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻋﻮاﻣﻞ ﺟﻮي، ﺳﺎﻳﺶ ،‬ ﻧﻴﺮوﻫﺎي ﻓﺸﺎري و... ﻣﻘﺎوم ﺑﺎﺷﻨﺪ. ‫
ﭘﺲ از اﻧﺘﺨﺎب ﺳﻨﮓ ﻣﻨﺎﺳﺐ، ﻫﻨﮕﺎم اﻧﺠﺎم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ ﺑﺎ ﺳﻨﮓ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻮارد‬ ‫زﻳﺮ را ﻣﺪ ﻧﻈﺮ ﻗﺮار داد :‬
•    ‫ﺳﻨﮓﻫﺎ را ﺑﺎﻳﺪ اﺑﺘﺪا ﻣﺮﻃﻮب ﻛﺮد ﺳﭙﺲ ﻣﻮرد اﺳﺘﻔﺎده ﻗﺮار داد.‬
•    ‫ﻫﻨﮕﺎم دﻳﻮار ﭼﻴﻨﻲ، ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻃﻮري ﻗﺮار ﮔﻴﺮﻧﺪ ﻛﻪ ﻗﻔﻞ و ﺑﺴﺖ ﻻزم ﺑﻴﻦ‬ آنﻫﺎ ﺑﻪ وﺟﻮد آﻳﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﺑﻨﺪﻫﺎ روي ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻗﺮار ﻧﮕﻴﺮﻧﺪ.
•    ‫ﺳﻨﮓﻫﺎي رج اول ﺑﺎﻳﺪ از ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺰرگﺗﺮ ﺑﺎﺷﻨﺪ.‬
•    ‫ﻣﻼت ﺑﻴﻦ ﺳﻨﮓﻫﺎ ﺑﻪ اﻧﺪازهاي ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺳﻄﻮح دو ﺳﻨﮓ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺗﻤﺎس ﻧﺪاﺷﺘﻪ‬ ‫ﺑﺎﺷﻨﺪ.‬
•    ‫ﻗﺮارﮔﻴﺮي ﺳﻨﮓﻫﺎ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎً در ﺳﻨﮓﻫﺎي ﻻﻳﻪ ﻻﻳﻪ، ﺑﺎﻳﺪ در ﺟﻬﺖ رﮔﻪ ﻳﺎ‬ ﺧﻮاب ﻃﺒﻴﻌﻲ آنﻫﺎ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﻪ ﻃﻮري ﻛﻪ ﻧﻴﺮوﻫﺎي وارده ﻋﻤﻮد ﺑﺮ رﮔﻪ ﻳﺎ ﺧﻮاب‬ ‫ﺳﻨﮓ ﺑﺎﺷﻨﺪ.‬
•    ‫ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺳﻨﮕﻲ ﻧﺒﺎﻳﺪ در ﻫﻮاي زﻳﺮ 5 درﺟﻪ ﺳﺎﻧﺘﻴﮕﺮاد ﺻﻮرت ﮔﻴﺮد.‬
•    ‫از آنﺟﺎ ﻛﻪ ﺑﺮﺧﻲ از ﺳﻨﮓﻫﺎ از ﺟﻤﻠﻪ ﮔﺮاﻧﻴﺖ، ﺳﻨﮓ ﭼﻴﻨﻲ و... ﺑﻪ اﻧﺪازه‬ ﻛﺎﻓﻲ ﺑﻪ ﻣﻼت ﭘﺸﺘﺸﺎن ﻧﻤﻲﭼﺴﺒﻨﺪ ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻧﺼﺐ آنﻫﺎ در ﻧﻤﺎ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ‬ ﺑﺎ ﺧﻄﺮ ﺳﻘﻮط ﺳﻨﮓ ﻫﻤﺮاه ﺑﺎﺷﺪ. از اﻳﻦ رو ﺳﻨﮓﻫﺎي ﻧﻤﺎ را ﺑﻪ روشﻫﺎﻳﻲ‬ ‫ﻧﻈﻴﺮ اﺳﻜﻮپ ﻛﺮدن، ﻳﺎ روش ﻧﺼﺐ ﺧﺸﻚ و . . .  ﻣﻬﺎر ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.‬
‫در ﻛﻒ ﺳﺎزي، ﭘﺲ از ﻧﺼﺐ ﺳﻨﮓﻫﺎ و دوﻏﺎب رﻳﺰي، ﺳﻄﺢ آنﻫﺎ را ﺑﺎ‬ دﺳﺘﮕﺎه ﺳﺎب در ﭼﻨﺪ ﻣﺮﺣﻠﻪ ﺳﺎب ﻣﻲدﻫﻨﺪ. زﻳﺮا ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﻣﺤﻞ‬ ‫درزﻫﺎ، ﻗﻄﻌﺎت ﺳﻨﮓ در ﻳﻚ ﺳﻄﺢ ﻧﺒﺎﺷﻨﺪ.‬


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

نحوه اجرای سنگ پلاک در دیوار


نحوه اجرا بدین صورت می باشد که ابتدا سنگ در اندازه مورد نظر به توسط قلابی از میلگرد معمولا نمره 6 که به حالت نیم دایره خم داده شده در محل خود به صورت شاقول و تراز قرار گرفته و سپس فاصله بین سنگ و دیوار که حداقل 2 سانت وحداکثر 3 سانت باید باشد به وسیله دوغاب ماسه و سیمان به عیار سیمان 400 کیلوگرم در متر مکعب پر می گرددکه با خشک شدن دوغاب و ایجاد چسبندگی بین سنگ و دوغاب و دیوار, سنگ در محل خود ثابت قرار می گیرد و به همین ترتیب سنگهای پلاک رگ به رگ روی هم قرار می گیرند.
ولی با توجه به عدم چسبندگی کامل سنگ و دوغاب پشت آن به خاطر سطح صاف پشت سنگهای پلاک این امکان وجود دارد که پس از گذشت چندین مدت پس از اجرای سنگ با نفوذ آب باران و رطوبت محیط از منافذ موجود سطح سنگ و بندهای مابین آنها و با یخ زدن آب در آن سنگ ها در جای خود به اصطلاح لق شده و پس از مدتی در رفته و از محل خود به بیرون بیفتند که این امر ممکن است بر اثر سقوط سنگ از ارتفاع ایجاد خسارات مالی و جانی بوجود آورد.
به همین خاطر جهت جلوگیری از این عارضه تمهیداتی در سنگ کاری در نظر می گیرند که به قرار زیر می باشد:
الف- اسکوپ مهار سنگ بوسیله سیم گالوانیزه:
در این روش قبل از اجرای سنگ پلاک شیاری در دو لبه سنگ (روبروی هم) به وسیله دستگاه فرز ایجاد می نمایند و پس از آن سیم گالوانیزه به قطر معمولا 1 میلیمتر را به صورت ضربدری و محکم به نحوی که سیم شل نباشد از شیارهای مذکور رد کرده و دو انتهای آن را به هم می بندند. و برای اینکه هنگام دوغاب ریزی سیم به پشت سنگ نچسبد تکه سنگ کوچکی به ضخامت 1 تا 2 سانت را زیر سیم قرار داده و فاصله ایجاد شده باعث قرار گرفتن سیم درون دوغاب شده و بدین صورت
گیرداری بین سنگ پلاک و دوغاب به صورت کامل به وجود می آید.
باید توجه نمود که سیم مورد استفاده حتما از جنس ضد زنگ باشد تا مرور زمان نپوسیده و از بین نرود.
ب-مهار سنگ بوسیله چنگک اسکوپ
از قلابی کوچک که از جنس فولاد ضد زنگ می باشد استفاده می نمائیم که به آن چنگک اسکوپ می گو یند.
این روش بدین صورت می باشد که شیاری در دو لبه بالا و پائین سنگ پلاک ایجاد نموده و پس از استقرار سنگ در محل مورد نظر خود به هنگام دوغاب ریزی چنگک اسکوپ را در شیار سنگ قرار داده و دوغاب ریزی را انجام می دهیم و در رگ بعدی ناخن خم شده به سمت بالای چنگک را در شیار پائین سنگ قرار داده و بدین صورت گیرداری سنگ پلاک در محل خود کامل می شود.
د- مهار سنگ توسط چسباندن تکه سنگ به پشت سنگ پلاک:
این روش که بسیار آسان و کم هزینه میباشد در موارد نادری استفاده میشود ولی در صورت عدم دسترسی به سیم اسکوپ و یا چنگک با این روش میتوان گیرداری سنگ را به نحو قابل قبولی ایجاد نمود.
در این روش با چسباندن چند تکه سنگ به پشت سنگ پلاک بوسیله چسب سنگ گیرداری بین سنگ پلاک ودوغاب به نحو خوبی ایجاد میگردد. تکه سنگها میتوانند در ابعاد حدودی 4 سانتی متر وبه ضخامت خود سنگ پلاک باشد(میتوان از خرده های خود سنگ پلاک استفاده نمود). ولی در کل ضخامت تکه سنگها نباید مانع از شاقولی یا تراز کردن سنگ پلاک گردد.
ج- مهار سنگ پلاک بوسیله پیچ و رولپلاک:
این روش پس از اجرای سنگ کاری انجام می گردد و بدین صورت می باشد که به وسیله دستگاه دریل در چند نقطه سنگ پلاک سوراخی در آن ایجاد می گردد و سپس با جاگذاری رولپلاک در سوراخ سنگ و دیوار سنگ با بستن پیچ به دیوار پشت آن مهار می گردد و جهت تثبیت بهتر سنگ از واشر نیز استفاده می شود و نیز باید توجه داشت که پیچ و واشر مورد استفاده از نوع ضد زنگ استفاده گردد تا از پوسیدگی آن در مرور زمان جلوگیری شود.


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﻣﺮﻣﺮ - ‪Marble‬‬


‫ﻣﺮﻣﺮ ﺣﺎﺻﻞ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺳﻨﮓﻫﺎي آﻫﻜﻲ اﺳﺖ. ﺳﻨﮕﻲ ﻛﻪ ﻋﻤﻮﻣﺎً ﺗﺄﺛﻴﺮ ﻓﺸﺎر و ﺣﺮارت در‬ ﺣﻴﻦ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ، در اﺛﺮ ﺗﺒﻠﻮر ﻣﺠﺪد، ﺑﺎﻓﺖ ﺑﻠﻮرﻳﻦ ﻣﺘﻤﺎﻳﺰي ﭘﻴﺪا ﻣﻲﻛﻨﺪ. ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺮﻣﺮﻫﺎ‬ ﺑﺎﻓﺖ در ﻫﻢ ﻗﻔﻞ ﺷﺪه دارﻧﺪ. در واﻗﻊ ﻣﺮﻣﺮ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﻣﺮﻳﺖ دﮔﺮﮔﺮﻧﻲ ﺑﻴﺸﺘﺮي را ﺗﺤﻤﻞ ﻛﺮده اﺳﺖ.‬
‫ﺳﻨﮓ ﻣﺮﻣﺮ داراي اﻧﻮاع رﻧﮓﻫﺎي ﺳﻔﻴﺪ، ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي، ﺳﻴﺎه، ﺳﺒﺰ، ﻗﺮﻣﺰ، زرد و‬ ارﻏﻮاﻧﻲ ﻣﻲﺑﺎﺷﺪ. وﻟﻲ ﻣﺮﻣﺮ ﺧﺎﻟﺺ ﺳﻔﻴﺪ و ﺷﻔﺎف اﺳﺖ. رﻧﮓﻫﺎ و رﮔﻪﻫﺎي ﻫﻤﺮاه ﺑﺎ‬ ‫ﻣﺮﻣﺮ ﻧﺸﺎن از ﻧﺎﺧﺎﻟﺼﻲﻫﺎي ﻫﻤﺮاه ﺳﻨﮓ آﻫﻚ اوﻟﻴﻪ اﺳﺖ.‬
‫ﺳﻨﮓ ﻣﺮﻣﺮ را ﺑﺮاي ﺗﺰﺋﻴﻨﺎت و ﻣﺼﺎرف داﺧﻞ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻧﻈﻴﺮ ﻛﻒ، دﻳﻮار و‬ ﻛﺎرﻫﺎي ﻫﻨﺮي ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﻲﺑﺮﻧﺪ. ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﻣﺮﻣﺮ در ﻣﻘﺎﺑﻞ رﻃﻮﺑﺖ، آﻟﻮدﮔﻲ ﻫﻮا و ﮔﺎزﻫﺎي‬ ﺳﻮﻟﻔﻮر ﻛﻢ اﺳﺖ، ﻟﺬا ﺟﻬﺖ ﻧﻤﺎ ﺳﺎزي ﺧﺎرج ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن در ﺷﻬﺮﻫﺎﻳﻲ ﺑﺎ ﻫﻮاي آﻟﻮده‬ ‫ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻧﻴﺴﺖ. ﺑﺮاي ﺳﻄﻮح ﺧﺎرﺟﻲ ﺳﻄﺢ ﻏﻴﺮ ﺻﻴﻘﻠﻲ ﻣﺮﻣﺮ ﺗﻮﺻﻴﻪ ﻣﻲﺷﻮد.‬
ﻫﻤﺎن ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﻗﺒﻼً ﻧﻴﺰ اﺷﺎره ﺷﺪ، ﺑﺮﺧﻲ از ﺳﻨﮓﻫﺎ ﻫﻢ ﺑﺎ ﻋﻨﻮان ﻣﺮﻣﺮ و ﻫﻢ ﺑﺎ‬ ﻋﻨﻮان ﺳﻨﮓﻫﺎي آﻫﻜﻲ ﺑﻪ ﻓﺮوش ﻣﻲرﺳﻨﺪ، ﭼﻮن ﻣﺮﻣﺮ ﺣﺎﺻﻞ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺳﻨﮓﻫﺎي‬ آﻫﻜﻲ اﺳﺖ. ﺑﻨﺎﺑﺮاﻳﻦ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ در ﺑﺎزار ﺗﺠﺎرت ﻧﺎمﻫﺎﻳﻲ ﭼﻮن ﻣﺮﻣﺮ آﻫﻜﻲ ( ﻳﺎ ﻫﻤﺎن‬ ﻣﺮﻣﺮ)، ﻣﺮﻣﺮ ﺗﺮاورﺗﻦ ( ﻳﺎ ﻫﻤﺎن ﺗﺮاورﺗﻦ )، ﻣﺮﻣﺮ اوﻧﻴﻜﺲ )ﻳﺎ ﺳﻨﮓ ﺳﻠﻴﻤﺎﻧﻲ ﻛﻪ ﺷﻔﺎف،‬ ‫ﻣﻌﻤﻮﻻً ﻻﻳﻪاي و ﻧﻬﺎن ﺑﻠﻮر ﺑﺎ ﺗﻪرﻧﮓﻫﺎي زرد، ﻗﻬﻮهاي و ﺳﺒﺰ اﺳﺖ(، ﻣﺮﻣﺮ ﺳﺮﭘﺎﻧﺘﻴﻦ‬ ‫)ﺳﻨﮕﻲ ﺑﻪ رﻧﮓ ﺳﺒﺰ ﺗﺎ ﺳﻴﺎه ﻣﺎﻳﻞ ﺑﻪ ﺳﺒﺰ( ﻧﻴﺰ ﺑﻪ ﭼﺸﻢ ﺑﺨﻮرﻧﺪ.


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﻣﺮﻣﺮﻳﺖ‬


‫ﻣﺮﻣﺮﻳﺖ ﺳﻨﮕﻲ آﻫﻜﻲ اﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﺎ ﺣﺪودي دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. ﻣﺮﻣﺮﻳﺖ ﺑﺮ ﺣﺴﺐ‬ ‫ﺷﺪت دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺳﻨﮓ ﻣﺎدر ﺑﻪ ﺳﻪ دﺳﺘﻪ ﺳﻨﮓ ﭼﻴﻨﻲ، ﻛﺮﻳﺴﺘﺎل و اﺑﺮي ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮد.‬
•    ‫ ﺳﻨﮓ ﭼﻴﻨﻲ: ﺑﻪ ﻣﺮﻣﺮﻳﺘﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎﻓﺖ ﺗﻤﺎم ﺑﻠﻮرﻳﻦ، داﻧﻪ رﻳﺰ و ﻫﻢ‬ اﻧﺪازه دارد. ﺳﻨﮓ ﭼﻴﻨﻲ در ﻣﻨﺎﻃﻖ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺑﺎ ﺷﺪت ﻛﻢ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮد و‬ ‫ﺑﻪ ﺳﻪ دﺳﺘﻪ ﭼﻴﻨﻲ ﺳﻔﻴﺪ، ﭼﻴﻨﻲ ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي و ﭼﻴﻨﻲ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎل ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻲﺷﻮد.‬
•    ‫ﺳﻨﮓ ﻛﺮﻳﺴﺘﺎل: ﺑﻪ ﻣﺮﻣﺮﻳﺘﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺑﺎﻓﺖ ﺗﻤﺎم ﺑﻠﻮرﻳﻦ، داﻧﻪ درﺷﺖ‬ و ﻫﻢ اﻧﺪازه دارد. ﻛﺮﻳﺴﺘﺎل در ﻣﻨﺎﻃﻘﻲ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺷﺪت دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ‬ زﻳﺎد ﺗﺎ ﻣﺘﻮﺳﻂ ﺑﺎﺷﺪ.‬
‫ﺳﻨﮓ اﺑﺮي: ﺑﻪ ﻣﺮﻣﺮﻳﺘﻲ ﮔﻔﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد ﻛﻪ ﺣﺎوي ﻧﻮارﻫﺎي ﻏﻴﺮ ﻣﻮازي از‬ ﺗﻤﺮﻛﺰ ﻛﺎﻧﻲﻫﺎي روﺷﻦ و ﺗﻴﺮه ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ اﻳﻦ وﻳﮋﮔﻲ ﺑﻪ ﺳﻨﮓ ﺣﺎﻟﺖ اﺑﺮي ﻣﻲدﻫﺪ. اﻳﻦ ﺳﻨﮓ در دﮔﺮﮔﻮﻧﻲﻫﺎي ﺑﺎ دﻣﺎي ﺑﺎﻻ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﻣﻲﺷﻮد.


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﺗﻮف ( ﺳﻨﮓ ﺳﺒﺰ )


‫ﺗﻮف از ﺳﻨﮓﻫﺎي آذرﻳﻦ دﮔﺮﮔﻮﻧﻲ ﺷﺪه اﺳﺖ. اﻳﻦ ﺳﻨﮓ ﺑﺎ داﻧﻪﺑﻨﺪي ﺿﻌﻴﻒ و رﻧﮕﻲ‬ از ﺳﺒﺰ ﻣﺘﻤﺎﻳﻞ ﺑﻪ زرد ﺗﺎ ﺳﻴﺎه ﻳﺎﻓﺖ ﻣﻲﺷﻮد. ﺗﻮف ﻋﻤﻮﻣﺎً ﭼﮕﺎل و ﻣﺘﺮاﻛﻢ اﺳﺖ، ﺑﻪ ﻃﻮر‬ ﻧﺎﻣﻨﻈﻢ ﻣﻲﺷﻜﻨﺪ و ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﭼﺴﺒﻨﺪﮔﻲ ﻛﻢ ذرات آن در اﺛﺮ ﻫﻮازدﮔﻲ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﭘﻮﺳﺘﻪ ﻣﻲﺷﻮد و داﻧﻪﻫﺎي رﻳﺰ از آن ﺟﺪا ﻣﻲﺷﻮد. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺒﺐ ﻛﺎرﺑﺮي آن ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﺳﻨﮓ ﺗﺰﺋﻴﻨﻲ‬ ﻛﻤﺘﺮ اﺳﺖ و ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﺳﺒﺰي ﭼﺸﻢ ﻧﻮازي ﻛﻪ دارد، ﺑﻴﺸﺘﺮ در دﻳﻮار ﺳﺎزي ﭘﺎركﻫﺎ و‬ ‫دﻳﻮارﻫﺎي ﺣﺎﺋﻞ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﺷﻮد.‬


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﺳﻨﮓﻫﺎی رسی


این سنگها از انواع سنگ های دگرگونی هستند که از دگرگون شدن خاک رس در طول زمان بدست می آیند سنگهای رسی بصورت لایه لایه و به رنگ سیاه یا خاکستری تیره می باشند و به نام شیست ( schist ) خوانده می شوند. شیست به طور نامنظم در نماسازی ، پوشش سقف به جای سفال و فرش کف پیاده روها به کار می رود. در ایران معدن شیست در میگون واقع است.


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ﺳﻨﮓ ﮔﺮاﻧﻴﺖ - ‪Granite‬‬


‫ﮔﺮاﻧﻴﺖ از اﻧﻮاع ﺳﻨﮓﻫﺎي آذرﻳﻦ دروﻧﻲ و ﻋﻤﻮﻣﺎً ﺑﺴﻴﺎر ﺳﺨﺖ، ﺑﺎدوام و ﺑﺴﻴﺎر ﺟﻼ ﭘﺬﻳﺮ‬ اﺳﺖ. ﺟﻼ ﭘﺬﻳﺮي آن از ﺳﺎب ﻣﻌﻤﻮﻟﻲ و ﻧﻤﺎي ﺳﻨﮕﻲ ﺗﺎ ﻣﺮﺣﻠﻪ آﺋﻴﻨﻪاي ﺷﺪن اﻣﻜﺎن ﭘﺬﻳﺮ‬ اﺳﺖ. در واﻗﻊ ﻇﺎﻫﺮ ﮔﺮاﻧﻴﺖ ﻣﺘﺄﺛﺮ از ﻛﺎر اﻧﺠﺎم ﺷﺪه ﺑﺮ روي ﺳﻄﺢ ﻧﻬﺎﻳﻲ آن اﺳﺖ ﻛﻪ‬ ﻣﻤﻜﻦ اﺳﺖ ﺗﻴﺸﻪاي، ﻛﻠﻨﮕﻲ، ﭼﻜﺸﻲ و ﻳﺎ ﺻﻴﻘﻠﻲ ﺑﺎﺷﺪ. ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ ﻧﻤﺎي ﺳﻨﮓ ﮔﺮاﻧﻴﺖ‬ ﺣﺎﻟﺖ ﺻﻴﻘﻠﻲ آن اﺳﺖ ﻛﻪ زﻳﺒﺎﻳﻲ رﻧﮓ و ﻛﺮﻳﺴﺘﺎلﻫﺎي آن را ﻧﻤﺎﻳﺶ ﻣﻲدﻫﺪ. رﻧﮓ‬ ﮔﺮاﻧﻴﺖ ﻣﻌﻤﻮﻻً ﺗﻮﺳﻂ ﻣﻴﺰان ﻓﻠﺪﺳﭙﺎر آن ﺗﻌﻴﻴﻦ ﻣﻲﮔﺮدد و ﺑﻪ رﻧﮓﻫﺎي ﺧﺎﻛﺴﺘﺮي و‬ ‫ﺻﻮرﺗﻲ روﺷﻦ ﺗﺎ ﺻﻮرﺗﻲ ﻳﺎ ﻗﺮﻣﺰ ﺗﻴﺮه دﻳﺪه ﻣﻲﺷﻮد.‬ ﻣﻘﺎوﻣﺖ ﮔﺮاﻧﻴﺖ در ﺑﺮاﺑﺮ ﻫﻮازدﮔﻲ ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺎﻻﺳﺖ ﻟﺬا از آن ﻫﻢ در ﻣﺼﺎرف داﺧﻞ‬ و ﻫﻢ ﺧﺎرج ﺳﺎﺧﺘﻤﺎن ﻧﻈﻴﺮ ﺑﻨﺎﻫﺎي ﻳﺎدﺑﻮد، دﻳﻮارﻫﺎي ﺑﺎرﺑﺮ، زﻳﺮﺑﻨﺎي ﺗﺄﺳﻴﺴﺎت، ﭘﻠﻪﻫﺎ و‬ ‫ﺳﺘﻮنﻫﺎ، ﺟﺪول ﺳﺎزي، ﻛﻒ ﺳﺎزي و اﻣﻮر ﺗﺰﺋﻴﻨﻲ اﺳﺘﻔﺎده ﻣﻲﻛﻨﻨﺪ.‬
‫ﻫﺮ ﭼﻪ داﻧﻪﻫﺎي ﮔﺮاﻧﻴﺖ ﻳﻜﻨﻮاﺧﺖﺗﺮ ﺑﺎﺷﺪ، ﺳﻨﮓ ارزش ﺑﻴﺸﺘﺮي دارد. از اﻧﻮاع‬ ﮔﺮاﻧﻴﺖ ﺳﺎﺧﺘﻤﺎﻧﻲ ﻣﻲﺗﻮان ﮔﺎﺑﺮو، ﺑﺎزاﻟﺖ ( ﺳﻴﺎه ﺳﻨﮓ ) را ﻧﺎم ﺑﺮد ﻛﻪ ﺑﻪ آنﻫﺎ‬ ‫اﺻﻄﻼﺣﺎً ﮔﺮاﻧﻴﺖ ﺳﻴﺎه ﻣﻲﮔﻮﻳﻨﺪ.‬


تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

بنای موزه ملی آب ايران


تهية طرح موزة ملي آب ، به منظور جمع آوري ، نگاهداري و نمايش دستاوردهاي ايران در زمينة تأمين ،  توزيع ، و استفاده از آب ، در سال 1374 از سوي وزارت نيرو به مهندسان مشاور نقش جهان پارس واگذار شده است . براي احداث اين بنا قطعه زميني ، به مساحت تقريبي شش هزار مترمربع ، در بلندترين نقطة «پارك طبيعت پرديسان» ، در غرب تهران ، در نظر گرفته شده است . بناي موزه شامل پنج بخش مديريت ، موزه داري ، آموزش ، خدمات ، و مالي ـ اداري ، با سطح كل زيربناي 5780 متر مربع است ، كه از ميان آنها بخش موزه داري ، با حدود چهار هزار متر مربع زيربنا ، بزرگترين و مهمترين بخش ساختمان است .
اين بخش شامل گالريهاي ثابت و موقت ، در دو گروه اصلي و جنبي است و در پنج زمينة تاريخ آب ، شناخت آب ، كاربرد آب ، زيبايي شناسي (استهتيك) آب ، حفاظت از آب فعاليت مي كند . انجام بخشي از فعاليت گالريها نيز ، از جمله نمايش نمونه هاي سازههاي آبي و نمايش جلوه هاي ويژة آب ، در فضاي باز و محوطة پيش بيني شده است .
در خردادماه 1375 طرح ، طبق برنامه ، به كارفرما تحويل شد ، ليكن به دليل بعضي مشكلات تا كنون اقدامي براي اجراي آن انجام نشده است . كوشش براي تداوم معماري گذشته ، در اين طرح ، كه با همكاري و مشاركت بهرام شيردل تهيه شده ، از اهداف اصلي عنوان شده است ، منتها در اينجا نيز «مفاهيم» (و نه فرمها) ، ابزار كاربرد بوده اند ، مفهوم خاص آب در سرزمين و فرهنگ ايران كه در آن آب همواره از دل خاك و سنگ برآمده و در كنار و در تضاد با آن معنا پيدا كرده است .
بر اين اساس تركيب خشك و تر و يا تركيب دو حجم تيره و شفاف (سنگ و شيشه) ، به عنوان ايده اصلي طرح ، شكل گرفته است : كل ساختمان اصلي موزه در محدودة مربع مستطيلي به ابعاد 200*26 متر شكل گرفته است . نيمة شمالي اين مستطيل حجم بسته و تيره و سنگي است ، با سقفي مورب به ارتفاع حداكثر 18 متر ، و نيمة جنوبي آن حجمي آزاد و شفاف و شيشه اي كه از دل حجم سنگي بيرون آمده است.
به دليل شكل عوارض زمين ساختمان از دو طرف (شمال و غرب) در دورن خاك است ، و از دو طرف ديگر (جنوب و شرق) ، آزاد و همسطح زمينهاي اطراف . راه اصلي ورود مراجعان به ساختمان يك رامپ ، در سقف قسمت سنگي است ، و حركت در دورن بنا و دسترسي به گالريها وآمفي تئاتر و رستوران و ساير فضاها را به هم وصل مي كنند ، صورت مي گيرد .
در طراحي اين بنا از چشم انداز زيبا و موقعيت طبيعي خاص پارك طبيعت پردستان ، و همچنين از عناصر همجوار (كه در طرح جامع پارك پيش بيني شده اند) ، از جمله محور پيادة اصلي پارك در جنوب و دسترسي اصلي سواره درر شمال بنا ، و نيز دو درياچه در شرق و غرب آن ، در نحوة استقرار بنا ، آرايش عناصر آن ، و نيز تأمين نيازهاي نمايشي موزه در محوطه و فضاي باز ، به خوبي استفاده شده است .
در اينجا نيز طرح به خوبي موفق شده است كه با اتكا به يك ايدة فرمان قوي و مشخص ، در شكل خارجي با تركيب و درهم آميختن هنرمندانة دو حجم تيره و شفاف ، و در فضاي داخلي با ايجاد سطوح آزاد متعدد و حركت آزادانة رامپها در بين آنها ، نهايتاً تنوع و پيچيدگي و زيبايي را در حجم و تركيبي به غايت ساده به نمايش بگذارد .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

بنای كتابخانه ملی ايران


طرح اين بنا براي شركت در دومين مسابقة بزرگ معماري بعد از انقلاب اسلامي تهيه شده است كه از سوي سازمان مجري ساختمانها و تأسيسات دولتي وزارت مسكن و شهرسازي ، با شركت پنج گروه برگزيده از مهندسان مشاور برگذار و نتايج آن در مردادماه 1374 اعلام شده است . در حال حاضر طرح برنده (كار مهندسان مشاور پيرراز) در محل تعيين شده در اراضي عباس آباد تهران در دست اجراست . طبق ، اين برنامه ، اين بنا شامل 9 واحد مختلف است ، با سطح كل زيربناي حدود 90 هزار متر مربع ، كه به سه بخش اصلي مخازن بستة كتاب ، كتابخانه هاي پژوهشي و مراكز تحقيقاتي ، و قسمتهاي پشتيباني و خدمات ، قابل تفكيك هستند .
دراين طرح نيز ميرميران مهمترين اصل را ايجاد ارتباط عميق با فرهنگ و تمدن ايران مي داند . ولي ، چنانكه خود مي گويد براي ايجاد اين ارتباط ، به جاي تصفيه و تجريد الگوها و فرمهاي ايراني ( مثل طرح بناي فرهنگستانها و مجموعة ورزشي رفسنجان ) ، تكية او بر مفاهيم ، مضامين ، اشارات ، اسطوره ها و خاطره هاي فرهنگي بوده است .
هر چند ، به رغم اين تدبير ، طرح كتابخانة ملي ، مثل دو طرح قبلي ، به ويژه طرح فرهنگستانها كه به روشني و وضوح و به نحو چشمگيري ايراني است ، معرف يك معماري متعلق به تاريخ و فرهنگ خاص ايران به نظر نمي رسد ، ويژگيهاي اصلي و مهم كار ميرميران ـ حتي به نحوي بارزتر ـ در آن به چشم مي خورد : خلاصه كردن اجزاء برنامه در چند عنصر مهم و اصلي با شكلهاي هندسي بسيار مشخص ، آرايش و استقرار منظم آنها حول يك محور ارتباطي اصلي ، و خلق فضايي بديع در قالب يك ايدة فرمال بسيار قوي .
شاخص ترين عنصر طرح ، يك مكعب مستطيل بسيار بلند و عريض و باريك است كه مخازن بستة كتاب را در خود جاي مي دهد . شكل و تناسبات و كاركرد اين عنصر را طراح از مفهوم «لوح» ، و «لوح محفوظ» ، از يك مضمون بسيار قديمي در فرهنگ ايران و اسلام ، الهام گرفته است .
در مقابل اين بناي بلند و عريض ، هشت بلوك مجزا و كوتاهتر ، روي پيلوتي ، با فاصله از هم ، به صورت متقارن ، و در چهار رديف دوتايي ، براي استقرار   كتابخانه هاي پژوهشي و مراكز تحقيقاتي در نظر گرفته شده اند . ارتفاع اين بناها در حد فاصل بناي بلند مخزن بسته تا ورودي اصلي ، به تدريج كوتاه و كوتاهتر مي شود ، طوري كه امتداد سقفهاي آنها يك خط طويل و مايل راشكل مي دهد كه از فراز بلندي مخزن بسته ، به سمت ورودي فرود مي آيد . اين بناهاي مجزا و مستقل ، همه روي يك سطح افقي ( يا صفة) وسيع و مستطيل شكل كه به تبعيت از شيب طبيعي زمين شكستگي هايي دارد ، قرار گرفته اند . اين فضاي وسيع و گسترده ، ضمن پيوند دادن اجزاء اصلي مجموعه، محل استقرار بخشهاي پشتيباني ، خدمات ، كتابخانة عمومي و ساير فضاهايي است كه نياز كمتري به كنترل دارند و دسترسي آزاد مراجعان به آنها مجاز است.
و پس از اينها جسورانه ترين و چشمگيرترين عنصر مجموعه ، پوشش سبك ، ظريف و شفافي از فلز و شيشه است كه همانند توري روي كل مجموعه گسترده شده و زير خود فضايي وسيع و پُر نور را به وجود ميآورد كه در تمامي اجزاء و عناصر مجموعه قابل رؤيت هستند . اين پوشش شفاف ، به تبعيت از ارتفاع نابرابر بناها ، به شكل يك هرم شكسته است كه از محل ورودي ارتفاع آن به تدريج اضافه مي شود و در بالاي بناي بلند مخزن كتابها به اوج مي رسد و سپس با شيب بسيار تند فرو مي افتد و روي قسمتهاي اداري ، كه پشت بناي مخزن قرار گرفته اند ، مي نشيند .
هر چند اين طرح در مسابقه ، بنا به نظر داوران ( كه « نماي چشمگير» آن را ستودند) ، به دليل توجه ناكافي به برنامه و الزامات فني ـ تخصصي كتابخانه ، و سختي و پرهزينه بودن اجرا برنده نشد ، اما توانست نمونه بسيار درخشاني از طراحي هنرمندانه يك بناي مهم يادماني و ملي را به يادگار بگذارد .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

بنای مجموعه ورزشی رفسنجان


در دي ماه 1373 مسابقه اي از سوي معاونت فني و عمراني شهرداراي تهران براي طرح موزة مركز اسناد رياست جمهوري ( آقاي هاشمي رفسنجاني ) ، در مجموعة فرهنگي ـ ورزشي شهر رفسنجان ، برگذار شد كه طرح ميرميران در آن رتبة اول را به دست آورد . ليكن به دليل انتخاب طرح ديگري براي اجراء ، كارفرما پيشنهاد كرد كه از ايدة اين طرح ، با تغييراتي ، براي احداث يك مجموعة ورزشي ، در همان مجموعه فرهنگي ، استفاده شود ، كه شد و طرح هم اكنون در دست اجراست .
زمين طرح ذوذنقه قائمالزاويهاي به مساحت حدود 7500 متر مربع است . اين زمين در بخش غربي مجموعة ورزشي ـ فرهنگي رفسنجان ، در پارك محل قطب آباد كه يكي از نقاط سرسبز و پر درخت و مركز تفريحي شهر است ، قرار دارد و احداث بناهاي موزه ، كتابخانه و مركز اسناد جمهوري نيز در مجاورت آن پيش بيني شده است .
طبق برنامه ، بنا داراي دو قسمت اصلي است : استخرها (سرپوشيده و روباز) ، و  سالن هاي ورزشي ژيمنازيوم و سالنهاي اسكوآش ، بدمينتون و يك سالن چند منظوره) . سطح كل زيربناي مجموعه ، شامل قسمتهاي اصلي و خدماتي و سرويس ، در حدود 3500 متر مربع ، سطح كل محوطه سازي در حدود 3200 متر مربع و سطح استخر روباز در حدود 560 متر مربع است .
اين مجموعه نيز يكي از نمونه هايي است كه ميرميران در طرح آنها از الگوها و فرمهاي معماري گذشتة ايران استفاده كرده است . در اين كار منبع الهام او شكل و طرح «يخچال» ، به عنوان يكي از عناصر آشناي معماري كويري ايران است . بنا شامل دو بخش غير شفاف و شفاف است . بخش غير شفاف ، ملهم از شكل گنبدي يخچالهاي قديمي ، يك مخروط ناقص است كه از سقف نور مي گيرد و سالنهاي ورزشي در آن در دو سطح ـ جا گرفته اند . بخش شفاف داراي يك ديوار بلند و طويل است كه سقفي شيشه اي و وسيع و مورب به آن تكيه كرده و روي استخر سرپوشيده را مي پوشاند . اين سقف شيشه اي مورب تعبيري است از ساية ديوار بلند يخچال بر زمين .
تضاد بين اين دو بخش ، شفاف و غير شفاف ، كه فضاي ورودي مجموعه آنها را به هم وصل مي كند ، از ويژگيهاي بديع و چشمگيري اين بناست و انحناي ديوار بلند (در شرق) ، پاسخ به انحناي مخروطِ ناقص سالنها در سوي ديگر بنا (غرب) ، تعادلي دلپذير در شكل بنا ايجاد كرده است . قسمت سوناي خشك و تر ، حمام بخار ، اتاق ماساژ و سالن بدنسازي ، نيز خدمات و سرويسها ، شامل رختكنها ، دوشها ، سرويسهاي بهداشتي ، انبار ، موتورخانه و تصفيه خانه ، همه در زيرزمين مستقر    شده اند ، كه در گوشه اي از آن نيز ، در قسمت سونا ، حياطي آفتابگير ، با استفاده از پس نشستگي سقف زيرزمين ، براي استراحت مراجعان پيش بيني شده است .
مراجع از راه پله اي دربيرون ، و در امتداد محور زمين هاي ورزشي ، مستقيم به زيرزمين وارد مي شود و پس از تهية بليط و عبور از رختكن و دوش ، از راه پله به استخر سرپوشيده ، در طبقة همكف ، و يا استخر روباز ، در محوطه ، هدايت مي شود .
بوفه ، فروشگاه ، جايگاه تماشاچيان ، اتاق مربي و قسمت اداري نيز در همكف قرار گرفته اند ، و رستوران نيز نيم طبقه ايست در بالا و مشرف به فضاي استخر  سرپوشيده . در طراحي اين بنا نيز گروه بندي و تفكيك روشن كاركردها ، تنظيم دقيق مسير حركت مراجعان و كاركنان ، سادگي و صراحت شكلها و حجم ها ، و بهره گيري هنرمندانه از الگوها و فرمهاي معماري ستني ، به شكل گيري بنايي زيبا و دلنشين و هماهنگ با معماري و اقليم منطقة كويري ايران منتهي شده است .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

بنای مجموعه فرهنگستانهای ايران 



    طرح اين بنا در پايان دورةكار فشردة چهارماهه ، در ارديبهشت ماه 1373 برندة اول مسابقه اي شد كه به عنوان بزرگترين مسابقة معماري بعد از انقلاب از سوي سازمان مجري ساختمانها و تأسيسات دولتي و عمومي وزارت مسكن و شهرسازي برگذار شد . اين بنا ، طبق برنامه ، شامل سه فرهنگستان علوم ، علوم پزشكي و زبان و ادب پارسي با مجموع مساحت 12000 متر مربع ، فضاهاي كار گروههاي علمي به مساحت 12000 متر مربع ، كتابخانه و ساير بخشهاي جانبي به مساحت 12950 متر مربع ، مجتمع گردهماييها به مساحت 21450 مترمربع ، و جمعاً به مساحت كل زيربناي 58400 متر مربع بوده ، و محل اجراي آن قطعه زميني به وسعت بيش از 82000 متر مربع ، در اراضي عباس آباد تهران در نظر گرفته شده  است . البته مدتي بعد از نتايج مسابقه ، به دلايلي ، طرحي ديگر جايگزين آن شد كه هم اكنون در محل تعيين شده در دست اجراست .
در طرح ميرميران كل اجزاء برنامه در چند عنصر اصلي زير خلاصه شده است :

1-     سطح افقي وسيعي به ابعاد 200*85 متر كه در بلندترين قسمت زمين ( به فاصلة 80-70 متر از مرز زمين ميدان ورودي مجموعه ) و در جهت شرقي ـ غربي قرار گرفته است . اين سطح افقي يا «صفه» ، بدون مداخله زياد در توپوگرافي طبيعي   زمين ، به شكلي روي زمين نشسته است كه در جايي تقريباً همسطح و درجايي بلندتر از سطح زمين است  و در جبهة شمالي نيز بخشي از تپه تقريباً جزئي از «صفه» است . اين سطح وسيع و گسترده ، با توجه به موقعيت و چشم انداز بسيار زيبايي كه داري محل برگذاري اجتماعات و مراسم بزرگ در هواي آزاد ، و در عين حال عنصر پيوند دهندة ساير اجزاء مجموعه است .
2-     بنايي رفيع ، در منتهي اليه شرقي صفه ، شامل سه برج بلند و در كنار هم ، كه در چند طبقة بالايي به هم وصل شده و دو دروازة بلند به وجود آورده اند كه از ميان آنها قلة دماوند پيداست . هر يك از اين سه برج بلند يكي از فرهنگستانهاي    پيش بيني شده در برنامه را در برمي گيرد و چند طبقة بالايي نيز ، كه آنها را مانند تاجي به هم وصل مي كند ، به كتابخانه اختصاص يافته است اين سه برج ، از پشت و در منتهي اليه جبهة شرقي ، سه جزء عظيم مثلث شكل تكيه كرده اند كه آنها را روي زمين استوار نگه مي دارد .
3-     يك برآمدگي كروي شكل در منتهي اليه غربي صفه ، و روبه روي بناي بلند فرهنگستانها ، كه سقف سالن اجتماعات 1500 نفره و مربعي شكلي را ، كه مهمترين عنصر مجتمع گردهماييست ، مي پوشاند .
4-     يك حياط ، در داخل سطح صفه و بين دو عنصر اصلي ديگر (بناي فرهنگستانها و مجتمع گردهمائيها) ، كه نمازخانه ، چندين سالن ، و بخشهاي تكميلي بنا ، در سطح زير زمين صفه در دو طبقه در اطراف آن قرار گرفته اند .
ورود به مجموعه از دهانه اي به عرض 45 متر ، كه در ضلع شمالي ميدان اصلي مجموعه باز شده است ، صورت مي گيرد ( اين ميدان طبق طرح اراضي عباس آباد ، دسترسي اصلي به مجموعه بناي فرهنگستانها ، و كتابخانة ملي را كه در سوي ديگر ميدان قرار دارد ، تأمين مي كند ) . اين ورودي از ميان دو ديوار به پلكان وسيعي متهي مي شود كه دسترسي به حياط داخلي مجموعه ، و از كنار نيز از طريق رامپي عريض دسترسي مستقيم به سطح صفه را برقرار مي كند . ارتباط با عناصر اصلي مجموعه از راه حياط مركز تأمين مي شود ، و اين حياط را نيز دو پلكان وسيع ، از داخل به سطح صفه متصل مي سازد .
    به مدد اين آرايش خلاصه و ساده و صريح تركيب و تمركز مستحكم و بديع عناصر اصلي ، استقرار سنجيده روي زمين ، وضوح . روشني در ورود و مسير حركت مراجعان ، و همچنين تصفيه و تجريد و به كارگيري هوشمندانة الگوها و فرمهاي تاريخي ( كه ميرميران همة آنها را از اصول اساسي معماري گذشته مي داند ) ، طراح به خوبي موفق شده است كه ضمن خلق يك معماري با هويت ايراني ، اهميت بناي فرهنگستانها را نيز به عنوان يك بناي شاخص ملي و يادمان شهري به بيينده القا كند .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

سير تحول و ويژگيهای معماری ميرميران


    تحولات معماري ميرميران را بايد در زمينة تحولات و گرايشات معماري معاصر ايران طي هفتاد سال گذشته دنبال كرد : از اوايل دورة سلطنت پهلوي و ورود و رواج راه و سرم جديد زندگي ،  از جمله معماري مدرن ، تلاش براي حفظ هويت و ايجاد پيوند با گذشته ، همواره و به موازات تسلط و گسترش روز افزون ارزشها و شيوههاي نوين ، يكي از دلمشغوليهاي مهم معماري معاصر ايران بوده است . دامنة اين تلاشها ، كه در ابتدا با رجوع به معماري قبل از اسلام ، به ويژه در طرح بناهاي حكومتي ، آغاز شد و بعدها جاي خود را به ميراث معماري اسلامي ، از جمله در بناي مقابر مشاهير ايران داد ، از اواخر دهة چهل ، همزمان با رواج پست مدرنيزم در غرب ، با كارهاي بعضي معماران ، بويژه معماران ، بويژه نادر اردلان و كامران ديبا ، گسترش بيشتري يافت . پس از وقوع انقلاب اسلامي ايران در سال 1357 ، و در زماني كه پست مدرنيزم در غرب در اوج بود ، اين گرايش پنچاه ساله و توجه و تأكيد بر « زمينه » و « تاريخ » ، با هدف احياي فرهنگ ايراني ـ اسلامي ، كوشش براي احراز هويت از مسير گذشتهگرايي ، براي مديد به گرايش مسلط در معماري ايران تبديل شد .
    ميرميران هم كه معماري گذشته را بسيار خوب ميشناسد از اين گرايش متأثّر بوده و برداشت خاص و ناشي از عشق و احترام او به ميراث ارزشمند معماري گذشته ، و تعهدي كه از نظر او معماري امروز آنها در تداوم آنها به عهده دارد ، از انگيزه هاي بسيار مؤثر در شكل گيري معماري او در بخشي از دورة فعاليت حرفه اي دهسالة اخيرش بوده است . برجسته ترين و مهمترين اثر اين دوره از فعاليت ميرميران ، طرح مجموعة فرهنگستانهاي ايران است .
    ميرميران در اين طرح ، با تكيه بر الگوها و مفاهيم بنيادين معماري گذشته نشان داد كه ، بدون نياز به تقليد و تكرار عناصر آشنا و ظواهر معماري گذشته ، مي توان به يك معماري با هويت مستقل ايراني دست پيدا كرد و با اين كار تحول مهمي را در معماري معاصر ايران به وجود آورد .
    از اين پس در كوشش ميرميران براي ايجاد پيوند و بهره گيري از ميراث گذشته حركتي مستمر از « صورت » به « معني » ، يا از « فرم » به « مفهوم » به چشم مي خورد : اگر در طرح بناهاي فرهنگستانهاي جمهوري اسلامي ايران و مجموعة ورزشي رفسنجان ، اين الگوها و فرمهاي معماري هستند كه وسيلة پيوند باگذشته اند ، در طرح كتابخانه ملي و موزة ملي آب ايران ، تداوم گذشته با تكيه بر مفاهيم و مضامين تاريخ و فرهنگ گذشته تحقق مي يابد . در واقع اين حركت كه حاصل رهايي از قيد «فرمها و الگوها»ي گذشته بوده ( و در كارهاي بعدي او نيز از جمله در طرح كتابخانه ملي ژاپن در كانساي و ساختمان مركزي بانك توسعه صادرات ايران و . . . ادامه پيدا كرده است ) ، به دنبال و همراه با فروكش كردن گرايشات پست مدرنيستي در غرب ، توجه و تأكيد بر «فضا» به عنوان جوهر اصلي و مهمترين موضوع معماري ، براي ميرميران امكان ايجاد ارتباط با تحولات جهاني و مشاركت او در تلاش معماران پيشرو براي خلق و ابداع فضاهاي تازه و بديع فراهم كرده است .
    اين تحول در معماري ميرميران كه آشنايي و همكاري كوته او با بهرام شيردل در سال 1374 نيز در شكل گيري آن مؤثر يوده است ، از سوي بعضي نقطة ضعف او شناخته شده است . اما به نظر ما نه نقطة قوت كارهاي ميرميران تكية او بر الگوها و فرمهاي تاريخي است ، و نه نقطة ضعف او رها كردن آنها ( و تكيه بر مفاهيم و مضامين ، آنچنانكه خودش مي گويد ) : تأثير پذيرفتن و همسو شدن گرايشات و تحولات جامعه و جهان ، در تمامي عرصههاي فرهنگ و اجتماع ، طبيعي و ناگزير است .
    ويژگي و مشخصة اصلي ميرميران ، توانايي او در خلق فضاهاي بديع و محسور كننده ، تأثير قوي و آني و به يادماندني آثار او بر بيننده است و مقدمه  قبل تأثير ناشي بر هر بحث و تحليل و استدلال . شايد اين تاثير از ويژگيهاي فرمال كارهاي او باشد : سادگي بيان ، صراحت در طراحي, وضوح در توضيع فضاي و ارتباطات ( چنانكه هيئت داروان مسابقة فرهنگستانها اعلام كردند ) ، و به آنچه كامران افشار نادري ـ به درستي در طرح بناي فرهنگستانها تشخيص داده ، و به نظر ما در مورد همة كارهاي او صادق است : « تبديل كاركردهاي متعدد به مفاهيم فضايي هندسي و بسيار مشخص و ايجاد يك ايدة محوري بسيار بارز و قوي « كه لازمه هر اثر با ارزش هنري است » و يا «حذف كامل زوايد و عناصر علي السويه و جوهرگرايي و خلاصه كردن معماري به عناصر اصلي ( كه از خصوصيات بارز فرهنگ معماري معاصر است ) ، » و يا « تبديل كاركردها و فعاليتهاي عادي مثل ورود ، حركت ، مكث ، صعود ، گردهمايي و . . . به مراسمي شكوهمند و لحظاتي معني دار از زندگي و خلق فضاهايي متناسب با آنها » .
    ترديدي نيست كه صراحت و سادگي و خوانايي و تركيبهاي حجمي چشمگير و جسورانه ، از صفات بارز و برجستة كارهاي ميرميران هستند . اما اينها به تنهايي  نمي توانند موجد اين تأثير فوق العاده باشند . به نظرما در كار او « آني » هست كه با كلام چندان قابل توضيح نيست : هر چند همه ، بنا به عادت ، و شايد چون وسيلة ديگري نداريم ، مي پنداريم كه امور و پديده ها بايد از راه زبان و كلام به ادراك بيايند و منتقل شوند ، اما همة ما اين تجربه را نيز داريم كه به هنگام بروز بعضي احساسها و عاطفه ها ، يا ديدن يك تابلوي نقاشي ، شنيدن قطعه اي موسيقي و در مواقعي بسيار نادر ديدن بنا ( مثل هشت بهشت ، پل خواجو ، و . . . تقريباً همة آثار لوكوربوزيه ، بعضي كارهاي ميس وندررو ، و . . . ) احساسي به انسان دست مي دهد كه زبان و كلام قادر به توضيح آن نيست : احساس روبرو شدن با جهاني با شكوه و پر از راز و ابهام و اسرار ، همان احساسي كه گاه ديدن چشم انداز بديعي از دريا ، كوهستان ، و يا كوير نيز ايجاد مي كنند ، تجربة نادر وصل شدن به جهان بي زمان و بي مكان . . . .
    اين ويژگي در همة كارهاي ميرميران وجود دارد . ارتباطي هم به بزرگي و كوچكي و زيادي ارتفاع بنا ندارد . همة آنها ، حتي آنها كه مثل بناي فرهنگستان «ايراني» نيستند نيز ، بيش از آنكه آينده را پيش چشم بگذارد ، احساسي از تاريخ و گذشته هاي دور را ـ به معناي وسيع كلمه و نه فقط تاريخ خاص ايران و ايراني ـ و احساسي از فضاي بي زمان و مكان را منتقل مي كنند .
    در اينجا سير تحول و ويژگي كارهاي ميرميران را در چند طرح او دنبال مي كنيم ، اما جاي آن هست كه مجموعة آثار او به عنوان مشخصه هاي دورة مهمي از تحول معماري معاصر ايران از سوي اهل فن و صاحبنظران ، با نگرشي علمي و تحقيق و به دور از عرصة تنگ و بستة مصالح صنفي و حرفه اي ، به طور گسترده نقد و بررسي شود .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

برسی آثار سيد هادي ميرميران معمار معاصر ايرانی




او متولد 1323 در قزوين و فارغ التحصيل رشتة معماري از دانشكدة هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال 1347 است .
فعاليت حرفهاي سي سالة ميرميران را مي توان به سه دورة تقريباً مساوي تقسيم كرد : در فاصلة دهسالة 1357 – 1347 از زمان فراغت از تحصيل تا وقوع انقلاب اسلامي او در شركت ملي ذوب آهن ايران ، در اصفهان ، سرپرست كارگاه معماري واحد طراحي و شهرسازي بوده و مسئوليت تهيه و اجراي طرحهاي متعددي را در زمينة      مجموعه هاي مسكوني ، بناهاي عمومي و طرحهاي شهري در شهرهاي جديد الاحداث پولاد شهر ، زيرآب ، و رزندنو به عهده داشته است ، خود اولين فعاليتها را تجربههايي مي داند كه در شكلگيري بعدي كارهايش نقش مؤثر داشتهاند .
    از سال 1357 تا 1367 ، ضمن ادامة فعاليتش در ذوب آهن ، با شركت خانه سازي ايران و ادارة كل مسكن و شهرسازي اصفهان همكاري كرده است . در شركت خانه سازي ايران مسئوليت سرپرستي واحد طراحي و در ادارة كل مسكن و شهرسازي اصفهان مسئوليت تهيه طرح جامع شهر اصفهان و «طرح منطقة شهري اصفهان» با او بوده است . او در كار اصفهان براي اولين بار ـ در حوزة رسمي شهرسازي كشور ـ مفهوم « منطقة شهري » را به طور جدي مطرح كرد و با ارائة بسيار درخشان طرحي موفق ، در فرآيندي سخحت و طولاني از جلسات بررسي و تصميمگيري در كميتة فني  شورايعالي شهرسازي و معماري ايران ، توانست ضرورت توجه به " مناطق شهري" كشور را به منزلة عرصه هايي مشخص ، مجزا و مستقل ، در « حوزة مديريت و برنامه ريزي شهري » نشان دهد . موفقيت اين طرح ، در عمل و به عنوان ابزاري كارآ در فرآيند هدايت و كنترل توسعة كالبدي منطقة شهري اصفهان ، از عوامل مؤثر در پيگيري جامعة حرفه اي و توجه مسئولان و شكلگيري مصوبه مهرماه 1374 هيئت دولت ـ به عنوان چارچوبي رسمي ـ براي تهية طرح منطقة ( يا مجموعه ) شهري تهران و ساير مجموعههاي شهري كشور ( شهرهاي با جمعيت بيش از يك ميليون نفر ) بوده است .
از سال 1367 تا كنون ميرميران كار خود را به عنوان مؤسس و مدير عامل شركت مهنديسن مشاور نقش جهان پارس در زمينة شهرسازي و معماري ادامه داده است . طي اين دوره تهية طرحهاي متعدد شهري ، به ويژه چند طرح بسيار موفق براي احياي مجموعة كريمخاني شيراز ، احيا و بهسازي مجموعة ميدان كهنه و مسجد جامع عتيق اصفهان ، و بدنه سازي خيابان چهار باغ اصفهان و نيز شركت پي گير و فعالانة او در تمامي مسابقات مهم معماري داخلي ـ و يك مسابقة بين المللي ـ و موفقيت چشمگير او در اغلب اين مسابقات به عنوان برندة اول ، او را به عنوان چهرة شاخص و سرشناس معماري و شهرسازي معاصر ايران مطرح كرده است .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

برسی آثار فرهاد  احمدی معمار معاصر ايرانی


فرهاد احمدي فارغ التحصيل رشته معماري و شهرسازي دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران در سال 1356است. وي پس از انقلاب اسلامي,كار خود را با ساخت مجموعه هاي مسكوني و خدماتي در مناطق محروم استان خراسان,و بعد از وقوع جنگ تحميلي نيز در بازسازي مناطق جنگي شروع كرد. طراحي غرفه ايران در نمايشگاه جهاني تسوكوباي ژاپن نكات قابل توجهي را در ديگاه وي نسبت به تبيين ارزش هاي فرهنگي و مفهومي هنر ايران در برابر دستاوردهاي تكنولوژيكي كشورهاي صنعتي جهان, در معرض تماشاي همگان قرار دارد. طرح مركز فرهنگي دزفول در حين وقوع جنگ در اين منطقه جنگي,نقطه عطفي محسوب گرديد كه سالها بعد به عنوان طرح برگزيده معماري معاصر ايران,از سوي برگزار كنندگان همايش دو سالانه بين المللي كشور نروژ(1998) براي ارائه در جمعي از معماران بين المللي و همچنين در بنياد معماري آقاخان معرفي گرديدكه در پايان به تفصيل شرح داده خواهد شد.

طرح و اجراي و مراكز فرهنگي در شهرهاي برجسته ايران - نظير اصفهان و تبريز - وبازسازي و گسترش ال گلي (مجموعه تاريخي در تبريز) و مركز فرهنگي – تجاري كرمان, طرح غرفه هاي ايران در نمايشگاه هاي جهاني مكزيك,دبي,آلمان و ايتاليا,كه در اين ميان شايد برجسته ترين آنها نمايشگاه جهاني كره (EXPO,93) باشد, از مهمترين كارهاي او در دهه گذشته است.
از اخرين طرح هاي او در سال هاي اخير,چند نمونه در اينجا معرفي مي شوند كه عبارتند
از: طرح كتابخانه ملي ايران(مسابقه,1374), كتابخانه نسخ خطي و فرهنگ ايران در پاكستان (مسابقه,1375)طرح مركز مديريت صنعتي كردان (مسابقه,1376) سفارتخانه و منزل سفيرايران در سئول(كره جنوبي,9-1378).
منظور از اين بررسي آن است كه نشان داده شود چگونه معاني و مفاهيم ويژه فرهنگ ايران در صورت ها و كاركردهاي گوناگون اين آثار نمود يافته و معماري را از صورت نثر و نظم خارج ساخته و به دنياي شعر برده است.
سيماي چهار طرح اول, با توجه به اينكه فضاهايي عمومي اند, از نظر ظاهري به هم نزديك ترند و طرح پنجم, به دليل خصوصي بودن و ويژگي مسكوني آن, داراي شكل متفاوتي است. در عين حال , همان گونه كه خواهيم ديد,درهمه آنها از اصول ثابت در اعتقادات و باورهاي آييني و مذهبي ايران پيروي شده, در عين حال كه صورتي امروزين را با استفاده از فن آوري و مفاهيم مطرح درمعماري معاصر به نمايش گذاشته است. شكل نمادين و رمزگونه آنها, درمواجهه با مخاطبان متعلق به فرهنگهاي متفاوت, حامل معاني گوناگون و متنوعي است كه كدگذاري چند جانبه اي در خود دارد.براي شناخت اين كد گذاري,ذكر مقدماتي ضروري مي نمايد.
در ايران ,هنر به منزله عالم مثال,و جهان واسطه ميان عالم روحاني و خاكي شناخته مي شد
و اثر هنري به مثابه آينه اي تلقي مي گرديد كه "عالم معنا "را در"ماده" باز مي تابانيد,به گونه اي كه ديگر عرصه هاي زندگي بشر خاكي نيز از قلمرو روحاني آن تفكيك ناشدني مي نمود.
صورت هاي معماري و باغسازي و شهرسازي نيز از خصوصيت صدور وحدت به كثرت, شكل ميگرفت واز خصلتي نمادين و تمثيلي در بيان اين نكته, به صورت"ماندالا"به دور "مركزدروني "متجلي ميگرديد.
در جهان غرب,مارتين هايدگر,فيلسوف معاصر آلماني كه نظريات هنري بسياري, متاثر از انديشه فلسفي اوست، در باز گرداندن هنر به عالم معنا در جهاني كه در تلاش براي پديد آوردن "فرم محض"خالي از معنا مي نمود,به جهان شاعران پناه برد و در آرزوي تصوير ساختن "سكونت شاعرانه انسان بر روي زمين و در زير آسمان "از مفاهيم شاعرانه در ادبيات و صورتهاي از معماري كمك گرفت.



وي در مقاله اي تحت عنوان "سرچشمه اثر هنري "چنين نوشت:

يك بنا, يك معبد يوناني, چيزي را تصوير نمي كند: در ميان شكاف صخره اي دره به سادگي بر پا است... اين بنا تجلي خداوند را در خود جاي داده است و در اين پوشيدگي به أن اجازه مي دهد از داخل رواقي گشاده به محيطي مقدس سر بر افرازد... بنا با ايستادن آنجا در زمين صخره آرميده است.اين آرميدن بناست كه راز صخره را از بي شكلي أن بيرون مي كشد و در همان حال از آن حمايت مي كند ...
در چيزهاي كه پديد مي أيند, زمين به مثابه عامل پناه دهنده حاضر است. معبد آنجا بر پا است,به جهاني گشوده شده و درعين حال,اين جهان را به سوي زمين دوباره باز مي گرداند,و خود فقط به مننزله زميني بومي ظاهر مي شود...

حال با توجه به اين مقدمات,طرحها را مورد بررسي قرار ميدهيم:در سه طرح اول كه مقر آنها در بستري طبيعي گسترده است,چنانكه ديده مي شود,در حيطه اي بريده شده, شكافي در دل خاك پديد آمده و تمثيلي از كوه را در محيطي مقدس تداعي مي كند.در غالب فرهنگ هاي باستاني, رفتن به دل كوه و پناه بردن به شكاف غارها, نمادي از تمركز به درون و مكاشفه حاصل از آن محسوب مي شود. بدين ترتيب، صورت محدود هنري در سيطره زمان خويش,محمل حقيقتي ابدي قرار مي گيردو به ساحت معنا راه مي يابد به گونه اي كه حقيقت در زيبايي آن متجلي مي شود. به گفته هايدگر"شكاف نمي گذارد كه رقيبان از هم بپاشند, بلكه تقابل اندازه و مرز را به نظم كلي خودشان در مي آورد.
فضا به عنوان نمادي از هستي "ازلي و كيهاني"است و انسان به منزله عالم صغير در كانون اين فضا, كه منظري از عالم كبير را درچشم انداز آييني مي سازد, قرار مي گيرد. در اين نوع فضاي نظام يافته,جهت يابي فضايي,جهت حركتي را معني دار مي سازد, تا واسطه اي ميان جهان بيرون و جهان درون باشد و به قلب معنا راه يابد. شكاف در بخش آغازين خود پهن و فراخ است و با پيشروي در كانون اصلي به صورت نشانه اي جهت دار,با تنگ شدن , سمت يابي به فضاهاي اصلي مجموعه را مي نماياند.در عين حال پس از رسيدن به كانون اصلي دو جهت بالا و پايين در مقابل يكديگر و فراروي مخاطب قرارمي گيرند: يكي با نشان دادن جهت به سمت بالا,آسمان را متذكر مي شود و ديگري با رسوخ كردن در ژرفاي خاك,زميني بودن انسان را تداعي مي كند.اين گونه قرارگيري در فضا نشانگر همان تعادل اوليه اي است كه تمامي مخلوقات خاكي را با  تاكيد بر نيروهاي طبيعي موثر بر چنين وجودي (محورهاي كارتزين و نيروي جاذبه )در بر مي گيرد. نظم كيهاني در تعامل با محيط انسان ساز و برجسته كردن نقاط بلند در كنار نقاط فرو رفته, حسي تشديد شده از مكان را فراهم مي آورد. كانون اصلي در اين بناها,نقطه اي مركزي درداخل فضايي است كه به شكلي مركز گريز نسبت به حيطه جغرافيايي محيط بر آن استقرار يافته است.
اين امر در گردش دوراني حركت هاي مواجي كه جهت نورگيري از سقف در فضاي اصلي كتابخانه ملي ايجاد شده, مشهود است:و نيز در حركت چرخشي فضايي با قاعده مربع شكل درون قاب مربع شكل ديگري در خانه فرهنگ ايران و همچنين با جويباري پيچان از درياچه اي نمادين در قله تپه اي كه در سطح بالاتري به درون مخزن كتابخانه و فضاي مطالعه همين طرح رسوخ مي كند,تبلور يافته است.
در طرح مركز مديريت صنعتي, همين حركت پيچان به دور حجمي بلوري- كه نمادي از كوه را در قالب گنبد مخروطي شكل و شفاف نمازخانه نشان مي دهد – ديده مي شود.
در طرح سفارتخانه نيز شكافي مايل در محورهاي سه گانه (دكارتي), كه تاكيد بر محور عمودي آن با شدت بيشتري صورت گرفته, گويي با مخروطي از نور, دل خاك(ماده)را مي  شكافد و به درون آن نفوذ مي كند. حركت سقف و ديواره بلورين از نقطه اي در كف زمين آغاز مي شود و به سوي حجم بالا رونده شيشه اي كه بالابر را در خود جاي داده, به نقطه اي مشخص در بالاترين نقطه بنا, بال مي گشايد كه بر حركتي مضاعف به درون فضا استوار است. تيزه شفاف و مستوي آن در تداوم حركت استوانه نوري, جهت رو به آسمان و بالا را تشديد مي كند.
حركت چرخشي در خانه سفير از حركت مارپيچي (اسپيرالي) پله به عنوان فضاي مركزي، در قلب مجموعه پديد آمده كه ضمن حركت پيچشي  خود, به سمت بالا گشايش مي يابد و درحركت معكوس بر روي حوض آبي متمركز مي گردد, و نور را از فضاي خالي اطراف خود به داخل مجموعه راه مي دهد.به دور آن نيز شكلي از چليپا ديده مي شود كه خود تمثيلي از نور و آتش است و در عين حال دو نظريه مكمل"وحدت در كثرت "و "كثرت در وحدت" در نقطه مركزي آن به مثابه نقطه ظهور "مقام الهي "جمع مي شودو نيز نمادي از زندگي جاودان محسوب مي شود و به عنوان طلسم باطل كننده چشم زخم,دوركننده هرگزندي است: همچنين در بردارنده سه شكل هندسي بنياني است يعني دايره – تصور گردش خورشيد – و صليب متشكل از تقاطع محورهاي جهات اصلي است, و نيز مربعي كه اين محورها مي سازند. اين خود نمايانگر جهت يابي عالمگير و جهانشمولي است كه در فرهنگ هاي مختلف شناخته شده است.از سويي تمثيل انسان كامل و نشانه اي از لطف بي كران خالق است كه با فداكردن حقيقت شريف روح براي اين عالم ظلماني, ظلمت را به نور مبدل ساخت. راه يافتن نور به داخل فضاي تاريك و تمركز آن بر روي آب
مهرابه هاي آييين مهر را در خاطر زنده مي كند.
در همين معنا, نفوذ نور به درون فضاهاي پر، و زيبايي جلوه نور همان حقيقتي را به ياد مي آورد كه در ظرف وجود گنجيده است.
حركت و دوران و چرخش به دور مركزي از نور, شركت در رقص هماهنگ عالم, براي يافتن راه به سوي كمال حق است.
نكته در خور توجه ديگر در سه طرح كتابخانه ملي,خانه فرهنگ ايران در پا كستان و مركز مديريت صنعتي (به دليل قرار گرفتن در بستري وسيع از زمين بكر) آن است كه بخش انسان ساخت با خط برش موربي بريده شده كه صاف و تيز است, در حالي كه بخش طبيعي مقر طرح با خطوط نرم و منحني در كنار فضاي حايل قرار مي گيرد.


مايل بودن خطوط برش در عين راستي و صافي برنده آن, به گونه اي است كه مرز ميان محيط مصنوع و طبيعت را درهم مي آميزد.
نوربرگ شولتز در تحليل گفتاري از هايدگر مي نويسد كه زمين به مثابه تجسد به چيزها مرزي را ارائه ميكند. هايدگر خود ميگويد:"مرز,آن نيست كه چيزي در آن  متوقف شود, بل همان گونه كه يونانيان در يافتند, آن است كه چيزي ظهور خود را از آن شروع مي كند.
درهم غلتيدن طبيعت با بخش ساخته انساني ,ساختاري را پديد مي آورد كه در آن , هم طبيعت بكر حضور دارد و هم دخالت انسان مشهود است : چنانكه نمودي از تقابل دوتايي ها در  هستي را تداعي مي كند. در اينجا شكل طبيعي زمين در اثر دخالت انسان دگرگون شده و شكل هندسي منظمي يافته است.طبيعت هرگز مشابه و يكسان نيست. اما هندسه منظم حاصل از ساخت و دخالت انسان مي تواند در تبعيت از آن, گاه نظم را بشكند و در آن درآويزد تا به عالم خيال راه يابد.
در هر سه طرح ياد شده, عاملي ارتباطي ميان بخش هاي مصنوع و طبيعي نيز به چشم مي خورد كه در كتابخانه ملي و مركز مديريت به صورت پل هايي متقاطع, و در خانه فرهنگ ايران به صورت مجموعه اي پديد آمده از تعدادي ستون و ديواري طويل و مورب به عنوان نمادي از دروازه, طبيعت را با بنا ارتباط مي دهد.
پل در گذر از راه عقل در گفت و گويي رمزي در طبيعت, با ايجاد شكاف به مركز بناها راه مي گشايد. پل مكاني را پديد مي آورد كه به محيط اطراف خود تعين مي بخشد. پل به منزله ارتباط ميان زمين وآسمان يا قلمروي به قلمروديگر و ارتباط بشر با الوهيت, نشانه گذر از سطحي به سطح ديگر است. بنابراين بار ديگر مفهوم چهارگانه هايدگر(زمين,آسمان,خدايان,فانيان)درخاطر تداعي مي شود. پل, محل عبور انسان از جايگاهي موقتي به بهشت جاودان است و نشانه گذر انسان از مرگ به حياط ابدي.
علاوه بر اين, در دو طرح مركز مديريت و خانه فرهنگ ايران, صورتي از حياط مركزي – يكي از عناصر شناخته شده معماري ايران – به شكل حياط چند طبقه و فرو رفته در دل خاك, كه حوض آبي نيز در ميان دارند,ديده مي شود.
فضاهاي پر و خالي تشكيل شده از وجود اين حياط ها نمايانگر قوس صعودي و نزولي حركت وجود در ديدگاه سنتي است و حكايت از اوج و فرود دارد.
همان طور كه گذر از"وحدت به كثرت"قوس نزولي و "كثرت به وحدت"قوس صعودي (مسيري كه از راه آن ,موجودات آفريده شده به سرچشمه اعلاي خويش باز مي گردند ) مفهوم زمان دوري را مي ساخت. چنان كه "زمان لطيف تاريخ قدسي و مكان لطيف"درون هر دو جهان, "واقعيت روحاني و جسماني " در عالم مثال شكوفا مي شد. بنابراين "مكان مثالي نوعي نظم همزماني و استحاله صور است " كه در جهان تاويلي , "برگردان زمان به مكان " معني مي شود.
اين حياط ها علاوه بر نشان دادن مسير حركت خورشيد و چرخش نور, معرف جاي گيري فضاهاي اصلي به دور خود هستند كه به صورت نشانه اي براي تحريك حس بصري عمل مي كنند. ريزش آب از فواره هاي حوض و صداي پديد آمده از آن نيز, هم بر انگيزاننده حس شنوايي است و هم تغيير دماي حاصل از وجود آب و پخش ذرات آن در هوا , حس بساوايي انسان را متاثر مي سازد. ضمن آنكه گل ها و گياهان اطراف حوضچه, علاوه بر تحت تاثير قرار دادن بينايي, انسان را برمي انگيزند تا خم شود و آنها را ببويد. اين چنين است كه كريستوفر الكساندر, كه از پيشاهنگان طرح معنا در معماري است, آنرا كيفيت بدون نام "مي نامد كه سبب مي شود تا بنايي زنده باشد:

     بنايي كه همه چيز در آن زنده است,هيچ نيرويي مزاحمي در خود ندارد, مردم (در آن)در آسايش اند, گياهان در آرامش اند,حيوانات را طبيعي خود را دنبال مي كنند,
نيروهاي فرساينده با نيروهاي طبيعي ترمييم كننده, به نحوي كه طرح بنا آن را تشويق مي كند, در تعامل اند, نيروهاي جاذبه با تركيب تيرها و تاق ها و ستون ها تعادل دارد, و وزش باد، و ريزش طبيعي باران, به نحوي است كه فقط به رويش گياهان كمك مي كند كه به دلايلي خود با ترك سنگفرش ها در تعادل اند, زيبايي ورودي, بوي روزها در اتاق بيروني هنگام شب...

اين حياط ها در عمق زمين فرو رفته اند تا پناهگاه خنكي را در تابستان و فضاي گرمي را به دورخود،به هنگام زمستان فراهم آورند. از سويي آلاچيق هايي كه براي آرميدن گياهان به روي آنها, در حياط ها تعبيه شده (و به صورت شبكه اي مربع شكل در پلان ها ديده مي شود) سايباني را براي آسايش انسان در مواقع لزوم مهيا مي سازند, همان گونه كه در طرح منزل سفير نيز به دور حياط و در كنار آب نماي ورودي قرار گرفته اند.
در تمامي طرح ها, دروازه يا آستانه اي فضاي بيرون را درون جدا مي كند تا مرزي را پديد آورد كه پس از گذر از آن مي توان به حريم داخلي اجازه ورود يافت. در تمام مناسك و آداب مذهبي,آييني براي ورود به چشم مي خورد كه مراحل رازآموزي, از آن آغاز مي شود. اين آستانه در طرح مسكوني خانه سفير, با گذر از دروازه اي نمادين و عبور از پلي كه بر روي آبنماي حدفاصل ورودي و حريم خصوصي قرار گرفته, تمثيل يافته است. معناي ضمني گذشتن از آب به مفهوم پاك شدن نيز هست. در اينجا باز هم هايدگر از ارتباط ميان آستانه, و مرز سخن گفته و هر دو را يكسان به معني مظهر يك تفاوت مي شمارد. آستانه,بيرون و درون را,در عين جدا كردن ,همزمان وحدت مي بخشد, و مشخص مي سازد كه چه چيزي بيگانه و چه چيزي خودي است.
اما همان گونه كه حقيقت لايه لايه است, به يكباره گشوده نمي شود و حجاب از خود بر نمي گيرد,اين خاصيت در تمامي طرح هاي مورد بررسي نيز ظهور مي يابد,به طوري كه در سه بعد حس مي شوند .
بدين ترتيب تاثييري كه اين فضاها در برخود اول بر انسان مي گذارند,تاثير ورود به فضاي آييني يا معبد گونه است كه پذيرفته شدن در آن,مشروط بر به جاي آوردن آدابي است, و چنين نيست كه يكباره صورت گيرد. پس از دخول به آنها ,احساسي از قرار گيري در محيطي كه متعلق به نوع انسان در پيوستن به حقيقتي يگانه و تفاوت ناپذير است, دست خواهد داد كه به مثابه غوطه ور شدن در آرامش و استغناي صميمتي وحدت يافته از مجوعه عواملي است كه در كنار يكديگر, فضاي معماري را به صورت تغزلي عاشقانه ,به شعر درآورده اند.


مجتمع فرهنگي سينمايي دزفول

اين مركز در سالا 1366 طراحي گرديد و اجراي آن كه از سال 1367 آغاز شد ، پنج سال به طول انجاميد . و اجراي كارهاي اين مركز با وجود پشتيبانيهاي مسئولانه  كارفرما ، عاري از مشكلات متداول در كارهاي دولتي نبود . درنتيجه كيفيت انجام كار را بايد متناسب با اين واقعيت ارزيابي كرد .
    مساحت زير بناي اين مركز در حدود پنج هزار متر مربع و محوطة آن در حدود ده هزار متر مربع است . اسكلت ساختمان تركيبي از فولاد و بتون مسلح       ميباشد كه در بخشهاي داخلي به صورت نمايان گذارده شده . در نماي داخلي از سيمان سفيد و كاشي و سنگ ؛ و در نماي خارجي از آجر ، سيمان سفيد ، كاشي ، سنگ سفيد و سنگ رنگي استفاده شده است . براي سازمان دادن فضا و طرح جزئيات از هندسة ناب و ترفندهاي معماري سنتي مدد گرفته است . منظور از تركيب اين عوامل ضمن پاسخگويي به برنامة عملكردي ساختمان بيان مفاهيمي بوده است كه به اين ترتيب با مباني و افكاري كه به معماري اين مرز و بوم جهت و شكل داده اند ، پيوند ايجاد كند .

مركز فرهنگي سينمايي دزفول عمدتاً از چهار بخش متمايز تشكيل شده است كه به ترتيب اولويت اهميت عبارتند از :
اول : بخش ارائه آثار ، شامل دوتالار كوچك و بزرك نمايش ، فضاي انتظار و صحنة نمايش نمايشگاهها ؛
دوم : بخش اطلاعات ، شامل كتابخانه و اطلاع رساني ؛
سوم : بخش آموزش ، شامل دو مدرسة هنرهاي سنتي و هنرهاي تصويري ؛
چهارم : بخش خدمات ، شامل فروشگاهها ، چاپخانة سنتي ، نمازخانه ، فضاهاي عمومي جهت گردهمايي هنرمندان و هنر دوستان .

بخش اول حلقة مركزي است و بخشهاي ديگر حلقه هاي پي يابي را شكل داده اند . زير نقش پيوند دهندة فضاها يك منحني حلزوني است كه بر مركز دروني آن يك شمسه با زمينة هشت نهاده شده است و در نقطة انتهايي بيروني آن يك مربع        تكيه زده : مربع مظهر جهان خاكي و بيروني است و آن مكاني است كه از آنجا    نظاره گربيرون اين تشكل هستيم .
پس از سير در طول مسير حلزوني ، در انتها به سطح هشت ضلعي ميرسيم كه مظهر جهان ماوراء ، بي جهت ، بدون كشش و وجدان در سير مركزيت است ، كه درست در قلب فضا و در دروني ترين نقطة آن قرار گرفته است . در اين مسير از سوي عملكردهاي مادي به سوي بخشي كه متمركز و خلاقيت در آن حضور دارد رهسپار ميشويم : يك مارپيچ كوچك با جهتي فرورونده مخاطب را به درون سوق ميدهد و بدين ترتيب تمثيلي از كل را ارائه ميدهد .
با وجودي كه مخاطب از سطح خاك منتزع شده و به درون فرو ميرود ترفيع پره هاي نقش شمسة هشت در آسمان در انتهاي مسير ، ذهن را با مخروطي معكوس به سوي آسمان بي انتها پرتاب مينمايد . در اين فضا ، بيرون و درون در هم آميخته اند ، گويي شكل مارپيچ در حركت از نقطة دورني به سوي بيرون پشت و رو ميشود ، و اين مرز را غير قابل ادراك ميسازد و سطح افق محور تعادلي است  مابين آنچه از حجم كه در درون بستر فرورفته است و آن بخش كه سر به آسمان ميسايد تا تقارن مابين خاك و آسمان ، برون و درون جهش و فرورفتگي را فراهم سازد . با توجه به نكات فوق فضاهاي دروني اين مركز به اين گونه به يكديگرپييوند يافته اند: در بدو ورود به مركز از طريق يك دروازه كه به شكل قوس ساخته شده است . وارد حياطي چهارگوش ميشويم كه در چهار جهت اصلي بنشسته است .
درست در امتداد ورودي چشم انداز گنبدي وجود دارد كه تنها در اين مرحله براي اولين بار     قابل رؤيت است اما دسترسي به آن ممكن نيست . اين منظره به گونه اي متشابه هشتي ورودي اغلب فضاهاي با حرمت همچون مساجد ، مقابر يا مدارس در معماري سنتي ايران را به ذهن ميآورد كه بدون امكان دسترسي مستقيم ، حياط ، ايوان و گنبد اصلي ساختمان را به گونه اي دست نايافتني در پيش روي قرار ميدهد .
    در اين مرحله در حياط بيروني كه اولين مقام در فضا ، و مكاني جهت تحول حال است با دو جوي كه از پاشويه هاي يك حوض مركزي منشعب ميشوند دو مسير جهت حركت به سوي چپ و راست ارائه ميگردد . يكي از مسيرها به صورت مستقيم و ديگري با چرخش از ميانه فضاهاي گوناگون نهايتاً به فضاي زير گنبدميرسند .
    در زير اين گنبد كه ملهم از گنبدهاي رك مطبق خوزستان است ، تالار اصلي سينماجاي داده شده است . در مسير چپ يا غير مستقيم كه حول يك حياط مركزي ميچرخد ، بازارچه اي قرار گرفته كه داراي هفت حجره است . در اين بازارچه عملكردهاي فرهنگي انتفاعي جاي ميگيرند . مسير گذر از اين بازارچه منظري دروني از فضا را در پيش چشم قرار ميدهد .
    بر روي پوستة ساختمان ، فضاهاي باز عمومي در هيئت باغ و حياط شكل گرفتهاند و به صورت مكاني جهت برخورد مردم درميآيند . سقف پله اي تالار نمايش كوچك همچون باغ تخت ، سطوحي مطبق براي نشستن و نظاره به وجود   ميآورد ، كه پس از گذر از برجهاي يادگيرها كه با احجام كشيده ، رو به زاگرس      ( شمال شرقي) قرار گرفتهاند به دست اندازي مشبك مي رسد و از وراي آن به حياط مركزي كه قلب مجموعه است چشم انداز مييابد .
    در نقطة عطف گذر بازار كه با سايبان پوشانيده شده است ، ورودي به نمازخانه ، كه با يك سقاخانه و مناره مشخص گرديده ، قرار داده شده است ، پس از پيچشي در مسير ، در بدر ورود به درون مركز دروني با نقشي ملهم از صفحه آرايي كتب خطي بر روي مخاطبين گشوده ميشود و مخاطبين را در سه جهت هدايت     مينمايد :
اولي به سوي چاپخانهاي سنتي كه در دو طبقه با تختها و سكوها حول يك حوضخانه شكل گرفتهاند ؛ راه ميبرد .
دومي به سوي آموزشگاه هنذهاي تصويري و نمايشي راه ميگشايد كه با الهام از مدارس سنتي در حول حياط مركزي مطبق در قلب مجموعه شكل يافته است ؛ در اين مدرسه فضاهايي جهت كلاس در دو طبقه ، كتابخانه ، دفتر ، صدا و مونتاژ ، آرشيو ، انبار و سرويسها در نظر گرفته شده است . يك ايوان سرباز كه به صورت طبقة دوم حياط مركزي در جدارة مدرسه قرار گرفته است ، در صورت لزوم همچون تكاياي سنتي نشيمنگاهي مشرف به صحن حياط خواهد شد .
راه سوم از طريق يك سطح شيب دار مدور به طبقة پايين ميرسد . سقف اين فضا به شكل يك مخروط معكوس با سطحي شفاف ساخته شده است كه مرتباً آب بر روي آن ميلغزد و از دهانة رأس مخروط در پايين در حوض فرو ميريزد . در انتهاي سطح شيبدار در طبقة زيرين سطوحي مربع شكل از سنگ بر روي آب قرار گرفتهاند كه در آنجا جماعت با گذر از آب وضو ميكنند تا بتوانند به قلب مجموعه كه همان حياط مركزي است وارد شوند . دور تا دور حياط مركزي با رواقي قوسي پوشيده شده و حجره ها و تالارهاي نمايش برگرد آن ساخته شدهاند .
چند پله كه نشيمنگاهها را ميسازند ، رواق را به صحن حياط مي رسانند . در كف حياط بر مبناي هندسة هشت ، نقشي زده شده كه در مركز آن حوض و فواره قرار دارد ، و به شكل جويبار طبيعي پس از گذر از ميان سنگهاي مكعب شكل به صورت آبشاري از پله ها فرو ريخته به پاشوية حوض مركزي ميرسند .
اين فضا كه با نشيمنگاههايي در سه طبقه احاطه شده در حقيقت يك حياط سه طبقه را ميسازد كه علاوه بر مركز تجمع اصلي ، فضايي مناسب را جهت اجراي نمايش در فضاي باز ، تعزيه ، سرودخواني ، شعرخواني و غيره فراهم ميسازد . حجرههاي اطراف اين حياط فعاليتهاي فرهنگي ، آموزشي و غير انتفاعي را در برميگيرند و در يك سوي آن فضاي انتظار تالارهاي نمايش قرار گرفتهاند .
   


برفراز اين فضا بادگيرهايي كه نور غير مستقيم را نيز به داخل هدايت مينمايند مستقر گشته ، كششي قوي را به سوي بالا ايجاد مي نمايند . حفرههاي باز فوقاني در فضاي انتظار ارتباط با نمايشگاهها را كه در سطح بالاتر قرار گفتهاند فراهم ميسازند و فضاي انتظار با در آميختگي با تالارهاي نمايشگاهي كيفيتي متفاوت مي يابد . تالارهاي نمايش در دو وسعت بزرگ و كوچك كه امكان ارائة فيلمهاي سينمايي و نمايش روي صحنه را فراهم ميسازند ، در انتها قرار ميگيرند . يك خروجي مشترك فضا را به محدودة خارجي ساختمان متصل مي سازد .
در آنجا در امتداد يك جويبار محصور شده با گياهان در پشت مضرس شكل حجره هاي بازار امكان ارائة نمايشگاه در فضاي باز را فراهم ميسازد . اين جويبار از حوض حياط ورودي منشعب ميشود و به آبنمايي در جلوي نمازخانه منتهي ميشود و در آن حوض مطبق آب وضو جهت نمازگزاران جاري ميگردد . مسير دوم كه مستقيماً حياط بيروني را به اندروني متصل ميسازد ، با سطحي شيبدار ابتدا به سطح حياط مركزي و سپس با شيب ديگر به خروجي تالار اصلي نمايش ميرسد . جويبار ديگر ، منشعب از حوض حياط بيروني در كنار سطح شيبدار به صورت آبشاري پله پله فرو ميريزد تا به حوضي در آستانة ورود به حياط اندروني ميرسد و در آنجا نيز بار ديگر آب از ميان سنگهاي مربعي شكل جاري ميشود تا بر پاي جماعت وضو زند تا پاكيزه وارد اندرون شوند .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

تاريخچه معماري معاصر ايران


معمولاً در غرب بوبژه در اروپا براي يافتن ريشههاي معماري معاصر ، دورهاي از نيمه دوم قرن هجدهم ( سال 1760 ، آغاز انمقلاب صنعتي ) تا اوليل دهة قرن بيستم را مورد بررسي و مطالعه قرار ميدهند . از اين پس را آغاز معماري معاصر يا معماري مدرن كه جنبش مدرن در آن تقريباً شكلي جهاني به خود ميگيرد ، ميدانند و علل اصلي پيدايش معماري مدرن را ناشي از تغيير سليقه ، پيشرفتهاي ساختماني چه از لحاظ علمي و فني همين طور در نظريهها و نگاههاي جديد به جهان ، قلمداد ميكنند .
حال ، اگر بخواهيم روند بررسي بالا را در مورد معماري معاصر ايران به كار گيريم با نيمة نخست قرن دوازدهم ( دقيقاً سال 1118 شمسي ) مصادف ميشويم ، يعني دوران حكومت افشاريه ، ولي آگاهي از تاريخ كشورمان كافي است تا بدانيم در اين دوران نه تنها از انقلاب صنعتي خبري نيست ، بلكه هنوز از آثار آن نيز به كلي مصون هستيم .
در جستجو براي انتخاب تاريخ و مبدأ اين قضيه ، پي ميبريم كه تا اواسط دورة قاجاريه ، معماري و هر آنچه كه به آن مربوط ميشد در نوعي پيوستگي و به صورت مجموعه اي واحد ، قابل درك و تحليل است . با اين امر اشكال ، فرمها و روشهاي مختلف طرح و اجراي ساختمانها توسط صاحب كاران و معماران با شرايط مختلف زمان و مكان تغيير ميكردند ، ولي تمام مراحل كار از توازن و تناسبي مستحكم بين جامعه و معماري حكايت دارد .
تنها در جزئيات است كه بر اثر سليقة معماران يا خواست صاحب كاران ، تغييراتي به چشم ميخورد . بدين ترتيب ميتوان گفت كه تغييرات يا تفاوتها در سطح بيان معماري است . تا اين زمان معمار را نميتوان از جامعه منفك كرد ، معمار نيز يكي از اعضاي جامعه است و در تقسيم كار گروهي ، مانند همه در حيطة خواستها و نيازهاي جامعه فعاليت دارد . لازم به ذكر است كه مسائلي نظير رابطة معمار و جامعه ، يا وظيفه اي كه جامعه بر عهدة معمار نهاده است مباحثي هستند كه دورة اخير مطرح شده اند .
در ادامة مطالعه و بررسي از سويي ميتوان از روش معمول تاريخ هنر تا آغاز معماري مدرن كه در آن مسئلة اصلي مطالعة ارزشهاي فرمال است تبعيت كرد ، كه در اين روش اصولاً به كيفيات و روابط فرمها ، بويژه فرمهاي اصلي بنا توجه شده و با در نظر گرفتن آن تغييرات به توضيح و تعبير عوامل مختلف بنا پرداخته ميشود . ولي از سوي ديگر مشاهده ميگردد كه از اواسط دورة قاجاريه رابطة معماري و جامعه كم كم تغيير مييابد و اين تغيير در دورة پهلوي به اوج خود ميسرد .
البته در اينجا نيز استفاده از روش بالا امكان پذير است و ميتوان از مطالعة فرمهاي دورة گذشته به بررسي فرم در معماري نيز پرداخت و از تغيير و تحول اين فرمها ، هنرمندان يا سبكهاي ويژه اي سخن راند . ولي همان طور كه ثابت شده است اينها بخش كوچكي از رويدادهاي معماري و فرهنگ معاصر را تشكيل ميدهند ، زيرا كه علاوه بر آنها در امر تغيير و تحولات اجتماعي اجتماعي ، مسائلي تازه ، جدا از رسوم و عادات موروثي مطرح ميشوند كه در زمينة معماري در درجه نخست اهميت قرار ميگيرد .
بنابراين اين ضرورت به چشم مي خورد كه حيطة مطالعات را بايد وسيعتر  كرد ، تحولات در زمينه هاي اقتصادي ، اجتماعي و فني را هم در نظر گرفت و تأثيرات آنها را در معمارذي مورد بررسي قرار داد ، هر چند كه رابطه يا پيوستگي اين عوامل به معماري چندان مشهود به نظر نمي رسد ، ولي ادمة كار روشن مي سازد كه به علت مطرح شدن احتياجات مادي و معنوي جديد ، افكار نو و وسايل جديد ، اين مسائل بتدريج وارد ميدان فعاليت معماري شده تا جايي كه نوعي معماري جديد را مطرح ميكنند و به وجود ميآورند كه به هر حال معماري گذشته متفاوت است .
از اين طريق است كه ميتوان پيدايش معماري معاصر ايران را ، كه به علت عدم ريشهيابي آن ، گاهي با نگوش دگماتيسمي مردود اعلام ميشود ، به طور روشن به دست داد و سپس به داوري آن نشست . در اين رابطه يك نمونه و سه مقطع زماني را مي توان مد نظر قرار داد :
نمونه اي كه نقطة عطفي در تغييرات فرمان معماري ايران مي تواند قلمداد  شود ، بناي ديوانخانة كريم خان زند در شيراز است . در اين بنا به سه ويژگي كه تا آن زمان در معماري ايران وج.ود نداشته ، مي توان اشاره كرد : اول ، سنگكاري پايين ديوارها ، دوم طلاكاري در سقف آن و سوم ، كه از دو ويژگي پيش نيز با اهميت تر است پيشاني معلمي آن است اهميت اين ويژگي بيشتر از ن جهت قابل تأمل است كه تغيير فني و اجرايي را در عمل به دست مي دهد و آن استفاده از پوشش شيرواني است كه از آن زمان به بعد در تمام معماري ايران شيوع مي يابد .
سه مقطع زماني نيز به ترتيب عبارتند از :

 - نخست تحولات اوليه در دو.رة قاجاريه

    تهران شاه طهماسبي بدون تغيير چنداني به آقا محمد خان واگذار مي شود و ‏آقا محمد خان تهران را پايتخت اعلام مي كند و پس از آن نيز فتحعليشاه در همين پايتخت به سلطنت خود ادامه مي دهد . در اين زمان ايجاد مناسبات رسمي با كشورهاي خارجي بويژه روسية تزاري همچنين رفت و آمدهاي روز افزون به كشورهاي خارج آغاز مي شود
پيامد اين روابط ايجاد شبه سفارتخانه ها و احداث سفارتخانههاي خارجي به سبك و سياق معماري آن ممالك است كه در دگرگوني معماري ايران نيز بي ثأثير نبوده است . در همين زمام اعزام نخستين گروه دانشجويان توسط عباس ميرزاي   نايب السلطنه به لندن صورت مي گيرد كه اين گروه در سال 1320 هـ . ق با عنوان مهندس ، طبيب و معلم به ايران برميگردند .
    در سال 1222 ، ژنرال قاردان خان از جانب ناپلئون با هفتاد معلم به عنوان  پيشهروان ، صنعتگران و مهندسان همراه با توپهاي جنگي براي اسلاح قشون ايران به ايران ميآيند . اشاره به همين نكته كافي است تا آغاز رخنه و تأثير فرهنگ اروپايي و تغييرات و تحولات فرهنگي را بخوبي مشهود سازد .
  ويژگي هاي ساختماني و شهري شهر تهران در اين زمان عبارتند از :
ـ حصار شاه طهماسبي شهر با چهار دروازة خود همچنان پابرجاست ، به عبارت ديگر هنوز شهر نياز به توسعه پيدا نكرده است .
ـ مصالح عمدة مصرفي در ساختمانها عبارتند از خشت و آجر و سنگ به طور   محدود . پوششها عمدتاً گنبد در فضاهاي عمومي خاص و مذهبي ، و در ساير موارد استفاده از تير چوبي است .
ـ در و پنجره كاملاً چوبي است .
ـ نازك كاري ساختمان عمدتاً اندود گچ با انجام تزئينات و نقاشي روي آن است .
ـ ساخت خانههاي اعيان و اشراف به صورت اندروني و بيروني است .

  - دوم ، تحولات در دورة ناصر الدين شاه

    در اين زمان به علت توسعة روابط و ارتباطات بناچار دگرگونيهايي كه در تمام زمينهها صورت ميگيرد كه معماري نيز از آن مبرا نيست . يكي از عوامل مؤثر در اين مورد را ، مسافرتهاي مكرر ناصرالدين شاه به قدري بوده است كه حتي اقدام به احداث موزة شخصي براي خود كرد ، تغيير پوشش زنان حرمسرا را نيز در همين ارتباط ميتوان نام برد . نقل شده كه در يكي از سفرها كه ناصرالدين شاه از برنامه    باله اي نيز ديدن كرده بود ، تحت تأثير لباس بالرينها قرار گرفته و پس از برگشت دستور داد كه زنان حرمسرا نيز لباس بالرين بپوشند .
    نخستين آثار اين تغييرات ، توسعه و گسترش دارالخلافه براي كنترل شهر تهران ، تعيين محدودة جديد براي آن ـ حصار شاه طهماسبي تا 1284 هـ . ق پابرجا بود ـ احداث ميدانها ، بازارها و نوع جديدي از معماري يعني مهمانخانه است . در همين زمان چند كارخانه در شهر تهران احداث مي شود كه مي توان به كارخانه هاي ريسمان ريسي كه از انگلستان وارد كردند كه چراغ گاز كه بعداً به چراغ برق تبديل شد ، نام برد .
    همچنين در همين زمان امتياز بانك شاهي به دولت انگليس واگذار شد و سفارتخانهها به طور رسمي فعال گرديدند كه از آن ميان مي توان با احداث سفارتخانه هاي روس ، انگليس ، آمريكا ، دولت عثماني ، اتريش فرانسه و جز آن اشاره كرد . در اين زمان نحوة رشد و گسترش شهرتهران ايجاب مي كند كه نهاد داروغه خانه به ادارة اقتصاديه تبديل شود و به اين وسيله نظم و ترتيب شهر به آن واگذار مي شود .
    در اين دوره هرچند ايجاد بناها به دستور شاه صورت ميگيرد ، ولي در واقع درباريان ، وزرا ، صاحب منصبان و تجار نيز نقش عمده اي دارند . اين رشد نياز به مصالح بيشتر را طلب مي كرد ولي مادة عمده در دسترس همان خاك بود كه همچنان به صورت خشت و آجر در ساختمانسازي به كار گرفته شد . تكنيك ساختماني اين دوره با دوره اي كه پيشاپيش به آن اشاره شد تفاوت چنداني ندارد . پوشش سقفها با همان صورت گنبدي و تيرچوبي است . در نازك كاري از گچ پخته استفاده مي شود . استفاده از آهك در پي ساختمانها تنها پيشرفت فني در اين دوره است .
    به علت رشد فعاليت ساختماني ، نارسايي در نيروي متخصص و ماهر ، كاملاً مشهود است ، اين امر سبب به وجود آمدن استادكاران و هنرمندان بدون تبحر كافي      مي باشد كه پيامد آن از دست دادن كيفيت اجرايي ساختمان سازي حتي در بناهاي عمومي و سلطنتي است . ولي چاره اي نيست ، چون به علت به وجود آمدن قشر و خاندان تازه و نوپا ، نياز به رخ كشيدن شكوه و جلال حتي به صورت كاذب ضروري مينمايد .
    توسل به زينت و تزئين ساختمان پوششي براي اين نارساييها ، بويژه نارساييهاي اجرايي و عدم تبحر است و حتي كار به آنجا ميرسد كه از رنگ كردن آجر نيز ابايي ندارند .
طرحهاي عمدة اجرا شده در اين برهه عبارتند از :

ـ كاخ گلستان كه مجموعهاي از چند تالار است .
ـ بناي نارنجستان ، تالار موزه كه پس از سفر سال 1299 ناصرالدينشاه به خارج ساخته شد
ـ تغييرات اساسي در عمارت بادگير و تالار الماس .
ـ كاخ ابيض كه معروف است طرح گچبريهاي آن از خود ناصرالدينشاه است .
ـ بناي حرم خانه و خوابگاه ناصري .
ـ كوشك شمس العماره كه تحت تأثير ساختمانهاي اروپايي در سال 1284 هـ . ق از جانب معيرالملك به شاه هديه شد و طرح اولية آن به دست مهندسان فرانسوي و اتريشي تهيه شده بود .

تظاهر معماري اروپا در اين بنا با تبديل قوسي از نوع رسمي به نيمدايره كاملاً مشهود است كه سپس در عمارت كلاه فرهنگي عشرت آباد نيز تكرار شد .
از ساختمانهاي ديگر به سبك نيمه اروپايي ميتوان از ساختمان واقع در ضلع شرقي ميدان توپخانه كه به دست وزيرگمركات ساخته شد و سپس به بانك شاهي تبديل   شد ، نام برد غير از اين ساختمانهاي حكومتي ، روند عمومي ساختمان سازي نيز همچنان در انواع بناهاي تجاري ، مذهبي و خانهسازي جريان داشت كه از نمونه هاي بارز آن مي توان به مدرسه و مسجد سپهسالار اشاره كرد كه به سال 1296 هـ . ق به دست مشيرالدوله در جنب منزل شخصي خود احداث گرديد ، كه بعداً محل تشكيل نخستين دورة مجلس نيز بود .
    از بناهاي معروف ديگر اين دوره ، احداث مدرسه دارالفنون  بهسال 1298 هـ .ق به دست امير كبير است كه در آن رشتههاي جديد علوم مانند رياضيات ، هيئت ، فيزيك ، شيمي ، معدن شناسي به سبك مدرن اروپايي تدريس ميشد . به سال 1284 هـ .ق ، تكية دولت به دستور شاه و به دست معيرالملك در ضلع شرقي كاخ گلستان احداث گرديد . الگوي طرح تكية دولت را مهنديسن فرانسوي ارائه كرده بودند .
    بناي سفارت آمريكا نيز در همين زمان يعني به سال 1301 احداث شد . پس از ترور ناصرالدينشاه تا زمان صدور فرمان مشروطيت ، تمام فعاليتها در زمينة معماري با ركود نسبي همراه است . پس از آن نيز با توجه به تغيير نوع حكومت ، پيشبينيهايي در قانون اساسي و مجلس در مورد به وجود آمدن سازمانها و نهادهاي جديد صورت گرفت ولي به علت عدم موفقيت نسبي نظام حكومت مشروطه در آغاز شكلگيري خود ، تا زمان كودتاي رضاخان و آغاز سلطنت پهلوي اين ركود همچنان ادامه داشت و در فعاليتهاي صورت گرفته نيز هيچگونه احساس مسئوليت در جهت بهبود كار مشهود نيست .
به طور كلي جمعبندي ويژگيهاي بناهاي اين دوره را در چند نكته زير ميتوان خلاصه كرد :
ـ تأثير مستقيم برخي معيارهاي اروپايي در بناهاي اين دوره .
ـ استفاده از تزئينات و رنگ در داخل و خارج ساختمان بويژه به شكل نقاشي .
ـ تركيبات جديد فضايي در فرم كلي بنا .
ـ بزرگتر شدن فضاها .
ـ كاهش دقت در ساخت بنا .

 - سوم ، دورة رضاخان :

   شروع معماري معاصر ايران را مي توان از حدود سال 1300 به بعد تصور كرد . اين زماني است كه در اثر تحولات سياسي و اجتماعي جريان زندگي اجتماعي و اقتصادي ايران تغيير كرد ، سيماي شهرهاي ايران متحول شد و بناهاي لازم براي زندگي جديد مانند ادارات ، كارخانجات ، بانكها ، ايستگاههاي راه آهن ، دانشگاهها و جز اينها ، و هم چنين واحدها و مجموعه هاي مسكوني جديد در شهر ها بوجود آمدند. اين بناها بر خلاف بناهاي قبل از تاريخ معاصر كه بدست معماران سنتي طراحي و ساخته مي شدند، بتدريج بدست معماران تحصيل كرده طراحي گرديدند . اين عده را در ابتدا معماران غير ايراني تشكيل مي دادند و سپس اندك اندك معماراني كه در مدارس معماري خارج از ايران تحصيل كرده بودند ، و به دنبال آن با ايجاد اولين مدرسه معماري ايران در حدود سالهاي 1320 ، معماران تحصيل كردة ايراني نيز به آنها اضافه شدند .از همان ابتدا و از طراحي اولين آثار در معماري معاصر ايران ، توجه به معماري گذشتة اين سرزمين و ميراث با ارزش آن مطرح مي گردد و اين توجه در دوره هاي مختلف به صورتهاي متفاوت بروز مي يابد .
در دورة اول ، در فاصلة سالهاي 1300 تا 1320 كه پهلوي اول بر ايران حاكم بود و آثار مهم معماري عمدتاً بوسيلةحكومت و بدست معماران خارجي ايجاد شدند ، توجه به معماري گذشته بصورت تكرار سطحي و ظاهري عناصر بناهاي معماري ايران – بخصوص در دوره هاي قبل از اسلام ، يعني هخامنشي و ساساني- صورت گرفت و در كنار آن كارهاي ديگر معماري بوجود آمدند كه در آنها عناصري از معماري گذشتة ايران در شكل بعد از اسلام آن با عناصري از معماري اروپايي در هم آميخته شده بود .
به هر حال عمدة اين آثار به جز چند اثر محدود مانند موزة ايران باستان كار ماكسيم سيرو و آندره گدار، به رغم استواري و استحكامشان ، فاقد ارزش چندان چشمگيري بودند .
در اين دوره رضاخان پس از به دست گرفتن حكومت ، ارتباط بيشتري را با غرب آغاز كرد و تحولي را در نظام اقتصادي و اجتماعي به وجود آورد و به ايجاد حكومت مقتدر مركزي دست يازيد . با توجه به نظام حكومتي ، پايه گذاري سازمانهاي جديد دولتي آغاز شد . بودجه كشور ـ بر خلاف دورة قاجاريه كه همواره تهي بود ـ با اخذ مالياتها و عوارض گمركي و منابع طبيعي به مقدار قابل توجهي افزايش يافت . دانشجويان بيشتري به خارج از كشور اعزام شدند و از جمله چند دانشجو براي تحصيل معماري به مدسة بوزار فرانسه اعزام شدند .
ـ دانشگاه تهران در سال 1313 هـ .ش و دانشكده هنرهاي زيبا به سال 1319 تأسيس شد .
ـ تشكيل شهرداري به صورت نوين به سال 1311 صورت گرفت و متعاقب آن ، برج و باروي شهر تهران براي احداث خيايانها و ميادين جديد تخريب شد .
ـ مساحت شهر به سال 1308 ، 24 كيلومتر مربع يعني شش برابر زمان فتحعليشاه بود كه در سال 1313 ، يعني به فاصلة پنج سال به 46 كيلومتر مربع و به عبارت ديگر يازده برابر زمان فتحعليشاه شد .
ـ فعاليت شركتهاي خارجي در ايران نيز از همين زمان آغاز ميشود كه ميتوان به فعاليت شركت يرژه به سال 1390 كه طرح ايستگاه و راه سازي راهآهن جنوب را بر عهده داشت ، اشاره كرد .
ـ ديگري شركت كامپاكس كه تكميل راهآهن به آن واگذار شد .
ـ و شركت سنتاب كه طرح پل فلزي اهواز را بين سالهاي 1306 تا 1310 انجام داد .
تيرآهن و سيمان به صورت وارداتي از حدود سال 1311 در سختمان سازي مورد استفاده قرار گرفت . پيش از آن با توجه به اينكه مسيوماركف روسي از تيرآهن در نعل درگاه ساختمان استفاده كرده بود ، از ريلهاي فرسودة راهآهن يا لولههاي نفت نيز در ساختمانسازي استفاده ميشد . در همين زمان استاد سوئيسي مقاومت مصالح داتشنگاه تهران استفاده از تير مركب فلزي را نيز به دست داد .
ـ به سال 1311 ، كارخانة قند شاهي با تركيبي از كاربرد آجر و بتن احداث شد .
ـ به سال 1312 نخستين پل بتني پيش فشرده ، پل ورسك در شمال و ساختمان شهرداري در شمال ميدان توپخانه ساخته شد . و در همين سال كارخانة سيمان ري تأسيس گرديد .
فعاليتهاي عمراني در اين زمان به دو طريق صورت ميگرفت : يكي از طريق شركت مقاطعهكاري ساختماني كشور و ديگري از طريق كميسيونهاي ساختماني كه به كادر فني مجهز بود و تعدادي معمار را هم داشت .
اصول طراحي مبتني بر دو ديدگاه بود : تقليد از گذشته ، يا سازگاري معماري با زندگي جديد .
مجموعة بناهاي شكل گرفته اطراف ميدان مشق ، حاصل ديدگاه نخست است : ساختمان تلگرافخانه ، 1304 به دست الگال ، تقليد از نوكلاسي سيسم اروپا ؛ ساختمان دادگستري ، تقليدي از معماري گذشتة خود ؛ ساختمان بانك ملي به دست هنريش آلماني ، 1311 با الهام از معماري هخامنشي ؛ نمونة نسبتاً موفق ميان آنها ، ساختمان پست ، 1307 ـ 1311 بناي وزارت امور خارجه به دست الگال با چشمداشتي به بناي كعبة زرتشت هخامنشي كاخ شهرباني ، كاري از باقليان كه افراطيترين برداشت از عناصر معماري هخامنشي است . وزارت جنگ ، عمارت ثبت كل و همچنين كتابخانة ملّي نمونههاي ديگري از اين ديدگاه است . همچنين موزة ايران باستان ، 1314 ، اثر آندره گدار كه به گفتة خودش در طراحي آن لحظهاي از انديشيدن به طاق كسري غافل نبوده است . دبيرستان فيروز بهرام ، 1311 ، به دست جعفرخان معمارباشي ، دبيرستان انوشيروان دادگر ، 1313 ـ 1315 ، و قسمتي از دبيرستان كالج ، 1313 ، هر دو به دست مسيوماركف در زمرة معماريهايي از اين  دستند .
    بالاخره در سال 1314 ، طراحي از سوي يك معمار جوان ايراني تحصيل كردة فرانسه كه پس از 17 سال به كشور بازگشته بود ، يعني طرح پيشنهادي وارطان هوانسيان براي هنرستان دختران ، برنده اعلام شد . در واقع اين بنا را مي توان حركت نويني در معماري ايران دانست كه كاملاً در روند معماري مدرن رايج در دنيا به دست داده شده بود . پس از آن اين نوع معماري به سرعت در ستير انواع معماري : بناهاي مسكوني ، تجاري اداري و جز آن شيوع يافت و نتيجه آن بوده است كه امروز شاهد آنيم .

     دورة بعدي از سال 1320 و آغاز حكومت پهلوي دوم شروع مي گردد و تا اواخر دهة چهل ادامه مي يابد و كارهاي معماري مهم عمدتاً بدست چند معمار ايراني مانند محسن فروغي ، هوشنگ سيحون و عبد العزيز فرمانفرماييان ساخته مي شود . در اين گونه كارها به گذشتة معماري ايران توجه مي گردد و اين توجه كيفيت بهتري نسبت به دورة قبل دارد و در آنها كوشش ميشود كه از هندسه و الگوهاي معماري ايران استفاده شود . يكي از برجسته ترين كار هاي اين دوره مقبرة بو علي سينا در همدان كار هوشنگ سيحون است . اين دوره نيز به هر حال نمي تواند كار مهمي را در بكارگيري اصول و مباني اسلامي ايران و تكامل آن انجام دهد .

     دورة ديگر از اواخر دهة چهل آغاز مي گردد و تا آستان پيروزي انقلاب ادامه مي يابد و همزمان با دوره اي است كه معماراي مدرن سالهاي آخر خود را ميگذراند و اصولاً در معماري مدرن نيز يك جريان تاريخ گرا پديد مي آيد .چند معمار ايراني كوشش در پديد آوردن آثاري در پيوند با معماري گذشتة ايران بعمل مي آوردند كه در سطح بالاتري نسبت به آثار مشابه كه قبل از آن در ايران پديد آمده بود ، قرار داشت و از نمونه هاي خوب آن مركز آموزش مديريت كار نادر اردلان و موزة هنرهاي معاصر كار كامران ديباست.

پس از شروع جريانهاي فرامدرن در معماري جهان ، كه همزمان با پيروزي انقلاب اسلامي در ايران بود، دو موضوع به موازات هم دورة جديدي از معماري را در ايران بوجود آورد .يكي اينكه اصولاً پس از پيروزي انقلاب معماران ايراني سعي كردند كه معماري ايران را به سوي يك معماري با هويت مستقل متكي بر ميراث معماري گذشتة خود هدايت كنند و ديگر اينكه مباني معماري فرامدرن نيز توجه جدي به معماري گذشتة سرزمينها را مطرح مي ساخت . اين دو موضوع دست بدست هم دادند و آثاري در ايران بوجود آمدند كه سبك وسليقة معماري فرامدرن را با توجه به عناصر معماري گذشتة ايران ( بخصوص معماري بعد از اسلام ) در خود داشتند ، لكن برخورد آنها با معماري گذشتة ايران برخورد چندان عميقي نبود بخصوص كه عناصر كليشه اي معماري فرامدرن نيز به وفور در اين آثار بكار گرفته شده بودند .




آنچه كه بصورت بسيار گذرا در مورد بخشي از معماري معاصر ايران كه به ميراث معماري گذشته توجه داشت مطرح شد ، دو نكتة اصلي را در معماري معاصر ايران نشان مي دهد :
1-    معماري معاصر ايران در بخش عمدة خود همواره در دغدغة تاريخ معماري ايران را داشته و تلاشهايي را در جهت پيوند به معماري گذشته و تداوم آن بعمل آورده است .
2-    توجه معماري معاصرايران به معماري گذشته ، بيشتر سطحي و ظاهري بوده و توجه عميق به روح كلي و همچنين اصول و مباني آن و بكارگيري اين اصول و بخصوص تكامل آن را چندان در خود نداشته است .           
دغدغةپيوند با گذشته وعدم توفيق اساسي در بوجود آوردن يك جريان معماري كه بتواند به صورت صحيح در ادامه و تكامل تاريخ با ارزش معماري ايران باشد و سهمي را در معماري معاصر جهان به خود اختصاص دهد و حتي بتواند سهمي در پيشبرد معماري امروز جهان داشته باشد ، موجب شد كه در دهة اخير برخي از معماران ايران ، با تكيه بر تجربيات و تلاشهاي معماران دهه هاي گذشته ، تلاشهاي جديدي را در اين زمينه آغاز كنند و به صورت جرياني در معماري امروز ايران درآيند .
متأسفانه به علت عدم پيوند جدي بين اين معماران و عدم تبادل نظر و فكر ، به رغم ديدگاههاي مشترك بسياري كه در كارها و ديدگاههاي آنها مي توان ديد ، هنوز اين جريان شكل مشخصي به خود نگرفته و مباني نظري خود را تنظيم نكرده است .
در ابتدا در مورد معماري ، بايد به اين نكتة مهم اشاره كرد كه معماري در سرزمينهاي مختلف و همچنين در زمانهاي گوناگون با پرده هاي سنگين از يكديگر جدا نشده است، اگر چه هر سرزمين و هر زماني معماري خاص خود را داشته است و در آينده نيز خواهد داشت، لكن در تحليلي ژرف خطوط واحدي كلية آثار معماري را در تمامي زمانها و تمامي سرزمينها به يكديگر پيوند مي دهد . تمامي آثار با ارزش معماري ، زماني كه با يكديگر و يكجا نگريسته شوند ، داراي دو ويژگي اصلي اند  :

      اول اينكه در مجموع معماري جهان سيري تكاملي را نشان مي دهد كه تمامي عناصر به عنوان اجزاي اين سير تكاملي به نظر مي آيند و مشخصة اين سير تكاملي عظيم كه در بيش از چند هزار سال معماري رخ داده است ، حركت عمومي آثار معماري به موازات حركت كلي جهان هستي ، يعني حركت كيفيت مادي به كيفيت روحي و – به بيان معمارانه – كم كردن ماده و افزايش فضاست .
      دوم اينكه : در تمامي آثار معماري يك وجه مشترك وجود دارد و آن رخ دادن خلاقيت در اين آثار است .اين خلاقيت به دو شكل در اثر معماري بروز مي كند : يكي خلاقيت نظري ، يعني آن مبناي فكري كه اثر معماري بر اساس آن نظرية خود را استوار مي سازد و ديگر خلاقيت فضايي كه بخش معمارانة آن است . هر اثر معماري كه فاقد خلاقيت باشد ، نمي تواند جايي را در سلسلة عظيم آثار تاريخي معماري جهان به خود اختصاص دهد .

دو ويژگي مذكور كه به آن اشاره شد ، پيوند وسيعي را بين آثار معماري – چه در سرزمينهاي مختلف و چه در زمانهاي متفاوت – با يكديگر برقرار مي سازد و معماري بطور كلي نوعي كيفيت جهاني پيدا مي كند ، لكن دقيقاً در چارچوب اين جريان وسيع به هم مرتبط معماري ، اجزاي آن كه در سرزمينها و زمانهاي مختلف اتفاق افتاده اند ، توانسته اند رنگ و طعم زمان و سرزمين خود را به خود گيرند .به اين ترتيب همواره اثر معماري ، هم كيفيت جهاني ( به معناي بي زمان و بي مكان ) دارد و هم كيفيت معين زماني و سرزميني .
بدين ترتيب از طرفي مرزبنديهاي خشك زماني به عنوان سبك ها و مرزبنديهاي خشك سرزمينها به مثابه سنتهاي معماري صحيح نيست و از طرفي ديگر جهاني شدن معماري به صورت يكدست شدن و هيچ گونه تعلقي به سرزمين معين نداشتن ، مردود است .از همين جاست كه مي توان ارتباط عميقي را بين معبد دير البهاري مصر با خانة كوفمن رايت و بين صومعة لاتورت با مسجد سلجوقي ايران درك كرد .
ضمناً با اين مقدمه مي خواهيم از تصور نادرست معماري سنتي به معناي بخشي از معماري كه فقط به يك سرزمين معين توجه دارد و مسير خود را جداي از معماري سرزمينهاي ديگر طي مي كند ، جلوگيري كنيم و وجود پيوند بسيار عميقي را بين آثار معماري سرزمينهاي مختلف در عين حفظ ويژگي هاي سرزميني آنها بيان كنيم .
بدين ترتيب است كه من ضمن اين كه اين جريان معماري را متعلق به ايران و در روند تكامل معماري گذشتة ايران مي دانم ، آن را خارج از جريان كلي معماري امروز جهان نيز تصور نمي كنم  .از نظر من مباني نظري اولين آثاري كه بر اثر اين جريان پديد آمد بر اين  استدلال استوار بود كه :
تحليل معماري ايران نشان مي دهد كه به رغم كثرت ، تنوع وپيچپدگي بناها ، اصول ،مباني و الگوهاي نسبتاً معدودي در طول زمان به گونه هاي مختلف در اين معماري به كار گرفته شده اند . افزون بر آن اين نتيجه بدست مي آيد كه تكامل معماري ايران بيشتر بر تعالي اين اصول ، مباني و الگوها در جريان نوعي فعاليت هوشمندانه و ماهرانه استوار بوده است تا ايجاد آنها .با پذيرش اين امر ، اين پرسش پيش روي قرار مي گيرد كه آيا نمي توان در معماري امروز ايران نيز به همان اصول و مباني و الگوها پرداخت و آنها را در جريان فعاليتي خلاق تكامل بخشيد و به پيش برد . پاسخ مثبت به اين پرسش بود كه موجب شد در اين طرحها اصول و مباني معماري گذشته ايران مبناي كار قرا ر گيرد .
به علاوه ، از بررسي و تحليل عناصر و الگوها تاريخ معماري ايران اين نتيجه حاصل ميشود كه عناصر و الگوهاي مذكور اگر چه هر يك در دوره معيني از تاريخ معماري اين سرزمين خلق گرديده اند ، لكن با حضور ممتد در دوره هاي بعدي ، تكامل و پالايش يافته  ، داراي هويتي مستقل از زمان شده اند .
اينها مفهوم عامي را از يك الگو و يا يك عنصر در معماري ارائه ميكنند كه شأن تجريدي يافته و داراي تصويري ذهني و حامل بار عاطفي است . اگر بپذيريم كه اين كيفيت به زمان وابسته نيست ، بار ديگر اين اجازه را خواهيم يافت كه آنها را در شكل تجريدي خود در معماري امروز مورد استفاده قرار دهيم .
بدين ترتيب برخي از كارها طراحي گرديدند كه در آنها الگوهاي معماري قديمي ايران با برداشتي جديد به كار گرفته شده بود كه برخي ازنمونه هاي بارز آن عبارتند از :
سه طرح ارائه شده براي فرهنگستان هاي جمهوري اسلامي ايران كار ميرميران ، كار علي اكبر صارمي و كار داراب ديبا، مركز ورزشي رفسنجان كار ميرميران، دو طرح ارائه شده براي موزه بزرگ تاريخ خراسان كار محمد امين مير فندرسكي و كار مشترك مژگان صولتي و محمد حسن مؤمني ، و هنرستان هنر هاي تجسمي كرج كار علي اكبر صارمي .
در طرحهاي بعدي اين جريان تنها به اصول و مباني معماري ايران و الگوهاي به كار گرفته شده در آن اكتفا نشده ، بلكه به فرهنگ ايران به صورت كلي تر كه شامل اسطوره ها ، مفاهيم ، مضامين و خاطره هاي فرهنگي نيز هست و پاي ساير زمينه هاي هنر چون شعر و ادبيات را به ميان مي آورد ، توجه شده و از آنها به عنوان دستمايه هاي خلاقيت فكري اثر معماري استفاده گرديده است .
در اينجا اين نكتة مهم بايد توجه داده شود كه مفاهيم و مضامين فرهنگي نبايد به صورت مستقيم در مرحلة خلاقيت فضايي قرار گيرند و تبديل به اثر معماري شوند بلكه بايد در يك روند خلاقيت فكري از يك مرحلة تجريدي عبور كنند و به بيان و يا ايدة معمارانه بدل گردند و پس از آن خلاقيت فضايي ، تلاش خود را در جهت تحقق بخشيدن به اين ايدة معمارانه آغاز مي كند .
كارهاي برجسته اي كه در اين روند طراحي گرديدند ، عبارتند از : سه طرح ارائه شده براي كتابخانة ملي ايران كار ميرميران، كار كامران صفامنش و كار فرهاد احمدي ، ترمينال فرودگاه بين المللي امام خميني كار بهرام شيردل ، باغ جهان نماي شيراز كار محمد رضا نسرين ، موزة ملي آب ايران كار مشترك ميرميران و بهرام شيردل ، موزة دفاع مقدس اصفهان كار حسين شيخ زين الدين و برخي طرحهاي ديگر .
در پايان بايد دو نكتة اساسي را در تشريح بيشتر اين نوع معماري اضافه كنيم :

    اول اينكه مفاهيم ، اسطوره ها ، مضامين وديگر توليدات فكري اشتراكات زيادي در فرهنگهاي مختلف دارند و عمدتاً مفاهيم واحدي اند كه در سرزمينهاي مختلف به صورتهاي گوناگون بيان شده و به تصوير آمده اند . از اين رو زماني كه معماري در جهت تجسم و پرداختن به آنها قرار گيرد ، اثر معماري خواه نا خواه كيفيتي فراتر از سرزمين معين مي يابد و به نوعي جهاني مي گردد ، بخصوص اگر مفاهيمي كه دستماية كار قرار گرفته اند مربوط به مقولات كلي هستي باشند .
     دوم اينكه فرمها و فضاهاي معماري اگر چه در ابتدا در جهت تجسم بخشي به مفاهيم معيني خلق مي شوند ، لكن به علت خاصيتي كه بطور كلي در فرم و فضا وجود دارد – و بخصوص آن بخشي از خلاقيت فضايي كه اصولاً خارج از كنترل و آگاهي طراح صورت مي گيرد – به سادگي ميل به افادة مفاهيم ديگري نيز مي كنند .
تجربه نشان مي دهد كه هر اندازه قدرت فضايي و شكلي اثر معمار بيشتر و غني تر باشد ، به همان اندازه توانايي بيشتري را براي به خود گيري و ارائة مفاهيم مختلف نشان مي دهد . با توجه به دو نكتة پيش گفته است كه وقتي به چند كار اين جريان نگاه مي كنيم ، اگرچه روح كلي سرزمين ايران و آن مفاهيم اوليه اي را كه مدّ نظر بوده است در آن مي يابيم ، ليكن به هيچ وجه آن را مقيّد به يك سرزمين معين و يا يك مفهوم معين نمي بينيم و ارتباط آن را با ديگر سرزمينها و ديگر مفاهيم احساس مي كنيم و از اين رو اين كارها خصلت جهاني بودن از خود نشان مي دهند .



تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

ایران و معماری


ايران داراي ميراث بزرگ معماري است . از زمان ساخت كهن ترين بناي مهم معماري ايران يعني زيگورات چغازنبيل كه در حدود 1250 سال قبل از ميلاد مسيح بنا گرديده تا آستانة دورة معاصر ايران،دوره اي به مدت بيش از 3000  سال در پشت سر ماست.در تمامي اين مدت زمان طولاني ، همواره و پيوسته يك فعاليت قوي و مهم معماري در اين كشور وجود داشته و آثار بسيار زياد و با ارزشي رادر گوشه وكنار اين سرزمين به وجود آورده است . اين آثار سهم بزرگي در شكل دادن و پيشبرد معماري جهان در دوره هاي مختلف تاريخ به عهده داشته اند .
تاريخ معماري ايران را اصولاً مي توان به دو بخش اصلي ، معماري قبل و بعد از اسلام تقسيم كرد .
دين اسلام كه در حدود 1400 سال پيش در ايران مستقر گرديد ، با توجه به جهان بيني خاص خود آثار معماري بعد از اسلام ايران را تحت تاثير قرار داد و به آن كيفيّت جديدي بخشيد ، لكن به هرحال پيوند محكمي بين اين دو بخش معماري ايران بر قرار گرديد . اين هر دو بخش معماري ايران ، چه بخش قبل از اسلام كه دو دوره درخشان طولاني و چندين صد سالة هخامنشي و ساساني را در بر مي گيرد ،و چه بخش بعد از اسلام كه حداقل تا زمان صفوي يعني در يك دورة هزار ساله سير تكاملي ممتدي داشته است ، به عنوان قسمتهاي پر اهميت تاريخ معماري برشمرده مي شوند .
اگر چه معماري ايران بعد از دوره صفوي يعني از حدود چهارصد سال قبل نتوانسته جايگاه برجسته خود را در معماري جهان حفظ كند و در واقع از اين زاويه سير نزولي داشته است ، لكن به رغم اين سير نزولي باز هم آثار بسيار با ارزش معماري در اين سالها تا شروع دورة معماري معاصر ايران بوجود آمده است . بدين ترتيب زماني كه معماري معاصر ايران آغاز گرديد ، ثروت معماري 3000 ساله فوق العاده با ارزش و تقريباً بدون انقطاعي را با تعدا بسيار زياد آثار در پشت سر خود داشت و طبيعي بود كه بدان توجه داشته باشد .




تاريخ : سه شنبه 22 اسفند 1391 | 1:52 | نویسنده :

پيدايش فرم درمعماري ايران


درسير تحول معماري ايران به منظور دستيابي به خاستگاه فرم در معماري ايراني بودهاست. با توجه به شواهدي كه ارائه شد به چند نتيجه در ارتباط با پيدايش فرم درمعماري ايران و نحوة تحول و تكامل اشاره مي‏شود .

1.پيدايشعمدة فرم‏هاي ساده و يا اوليه در معماري ايران مربوط به دوران پيش از اسلام است .

 

2.تحولو تكامل فرم‏هاي ساده كه در اشكال اوليه به صورتي ابتدايي تجلي يافته‏اند ازراههاي زير در طول دورة تاريخي به تحقق رسيده‏اند:

الف)تكاملفرمهاي ساده از طريق اهميت يافتن اصول هندسه به دليل شناخت بيشتر راز ورمز آنپيشرفت  سيستمهاي ساختماني،تحول و تكاملبينشهاي فكري،هنري و

ب)تلفيقفرمهاي ساده در فرآيند ايجاد فرمهاي مركب،تغييرات و دگرگوني‏هاي را در جهت تكاملفرمهاي مذكور باعث شده است .

 

3.كليهفرمهاي مركب از اشكال بسيار ساده تا اشكال پيچيده كه در معماري ايران و در طولدوره تكامل تاريخي آن شاهد مي‏باشيم ،حاصل تركيب و تلفيقي خلاقانه وهنرمندانه ازفرمهاي ساده مي‏باشند،كه در اين شكل علاوه بر آنكه هر فرم ساده به درجه‏اي از كمالمي‏رسد جايگاه و مقياس آنها نيز در مجموعه به صورتي بسيار ماهرانه تعريف شدهاست.همچنين بسياري از فرمها نيز در همان دوران بيش از اسلام به اشكال تكامل‏يافتهخود دست پيدا كرده‏‏اند.

 

 4.فرمهايمركب اگر از يك سو حاصل تركيب فرمهاي ساده هستند،براساس الگوها و نظامهاي خاصي شكليافته‏اند. اين الگوها هم در ارتباط با تركيب چند فرم ساده و هم در ارتباط باتركيب كليه فضاهاي يك مجموعه مورد استفاده قرار مي‏گيرد . براي مثال همانگونه كهاشاره شد،فرم مركب ايوان و چارطاق ، و يا فرم مركب تخت-ايوان-تالار،الگوهاي سادههستند از تركيب دو يا سه فرم ساده كه در معماري ايران درطول هزاران سال شاهد اشكالمتنوعي از آن هستيم الگوهاي پيچيده‏تر كه كل مجموعه ساختماني را سازماندهيمي‏نمايند،نيز از قانونمنديهاي خاص و شناخته‏شده‏اي پيروي مي‏كنند.حياط به عنوانهسته مركزي يك مجموعه و عامل سازمان‏دهنده به نحوه تلفيق فرمهاي ساده و مركب،مشخصهيكي از عامترين الگوهايي است كه در انواع بسار متنوع و متفاوتي شاهد آن مي‏باشيم .

 

5.بحثخلاقيت و نو‏آوري در معماري ايراني و در قالب چهارچوب مبحث تيپولوژي كه موضوع اينمقاله است ،به گونه‏اي متفاوت با مباحث متداول امروزين قابل طرح مي‏باشد . خلاقيتو نو‏آوري در معماري ايراني به معني طراحي فرمها و فضاهايي كاملاً متفاوت با آنچهقبلاً بوده است ،نمي‏باشد.

خلاقيت در معماري ايراني از يك سو به مفهوم «بهترين انتخاب» بوده ،و از سوي ديگر به معني در فرآيند تاريخي «تكامل» قرار گرفتن ،مي‏باشد. انتخاب بهترين و مناسب‏ترين فرم‏هاي ساده و مركب ،انتخاب بهترين الگوها در جهت انتظام هنرمندانه فرمهاي مذكور،انتخاب بهترين مقياسها و تناسبات در ارتباط با تك‏تك عناصر و در مجموعه كلي، از جمله مواردي هستند كه سهم بسياري در ايجاد يك اثر خلاقه دارا مي‏‎باشند.از سوي ديگر تأثير مجموعه عواملي كه در مقطع زماني باعث تكامل فرمها و الگوهاي قبلي مي‏شوند، نيز از عوامل مهم در شناسايي يك اثر خلاقه هستند. بحث نو‏‎آوري نيز در معماري ايراني و در چهارچوب مباحث تيپولوژي بر خلاف مفهوم متداول امروزين به معناي ارائه اشكالي كاملاً متفاوت با آنچه در قبل بوده است،نمي‏باشد.