فروش تبدیل کیا ترنم
...
تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
این وبلاگ به پایان رسید....

کافه ورشکست شد...

می روم جایز نیست...من رفتم.

اما نرفتم...



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
دلم از آدم ها گرفته است...از غیر آدم ها گرفته است....

دلم از خودم گرفته است....

دلم بدجوری گرفته است...

آخ من یک باغ گیلاس بودم...من یک باغ گیلاس بودم....

چه کسی این کرم های لعنتی را به میوه های رویاهای من انداخت؟

چه کسی؟...

چه کسی مرا به آتش کشید؟

حالا بعد از این همه مدت...تنها که می شوم بر می گردم به خاطره ی جوانه زدن ها...بر می گردم به روزهای آغاز بی تو بودن...

آه ای کاش می شد که برگردم تمام این راه گذرانده را....

ای کاش که می شد...

از خودم متنفرم.....از خودم متنفرم....





تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

ورود شما را به وبلاگ

 

سخنان ناب بزرگان خوش

 

آمد ميگويم.



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
من ازون دسته آدمهاییم که روز پنجشنبه مرخصی می گیرن...

بعد ساعت 1:30 بعد از ظهر که همه رفتن، میان سرکار!!!

به این میگن یه بعد از ظهر آروم و فوق العاده...

به صرف چای و کوکی .

آه چقدر خسته ام.....

هر چی فکر میکنم جایی بهتر از اینجا برای تنهاییام پیدا نمی کنم.



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
آدمیت هر کس از آنجایی آغاز میشود که با ابلیس شروع به مبارزه کند

آنان که می فهمند عذاب می کشند و آنان که نمی فهمند عذاب میدهند (دکتر شریعتی)

آنانکه گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار آنند

آنچه در همه پدر و مادر ها مشترک است اینکه مذهب را طوری تعریف می کنند که انگار شیپور را از طرف

دیگرش باد می کنند(دکتر شریعتی)

آنچه صحیح است همیشه مورد علاقه ی همگان نیست و آنچه مورد علاقه ی همگان است همیشه صحیح نیست

آنکس که جرات انجام کارهای شایسته را دارد انسان است(شکسپیر)

آنکه در پی اثبات خویش اشت خود را نفی می کند  وآنکه از خود میگذرد خود را اثبات می کند(ژید)

آنگاه که تقدیر واقع نگردیده از تدبیر هم کاری ساخته نیست (دکتر شریعتی)

ارزش هر انسانی به قدر همت اوست (امام علی )

از دوست نباید بیش از آن خواست که از نسیم صبح یا بوی گل توقع داریم

از زندگی هر انچه لیاقتش را د اریم به ما میرسد نه انچه که ارزویش را داریم

از عقلت استفاده کن اما بدان همیشه احساس است که انسان را به جلو می راند

 ازهمه چیزگذشتن وبه همه چیزرسیدن مهم نیست،مهم ازچه گذشتن وبه چه رسیدن است

استوار ماندن و زیر هر باری نرفتن دین من است(دکتر شریعتی)

اغلب مردم تقریبا به همان اندازه ای شاد هستند که ذهن خود را برای آن آناده کرده اند (دکتر شریعتی)

اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا به این امید دم می زنم که هر نفس گامی به تو نزدیکتر شوم این زندگی

من است (دکتر شریعتی)

اگر تمام شب را برای از دست دادن خورشید گریه کنی لذت دیدن ستاره را هم از دست خواهی داد (شکسپیر)

اگر خواستی انسان را بشناسی به گفته هایش نه به نگفته هایش گوش بسپار

چراکه حقیقت انسان در چیزی است که از گفتن آن ناتوان است (دکتر شریعتی)

اگر دل بخواهد هزار راه پیدا می کند و اگر نخواهد هزار بهانه میتراشد (مثل برنئو)

اگر دوست داشتن به حد اخلاص رسیده باشد دوست را به دوست همانند می کند (دکتر شریعتی)

اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می کند

اگرآرامش ذهنی بیشتری می خواهید؛برروی هرواقعه ای برچسب خوب یا بد نزنید

اگرمی خواهیدمردم درباره ی شماخوب فكركنندازخودتان تعریف نكنید(پاسكال)

انسان با برآوردن تمایلات خویش به لذت نمی رسد  بلکه وقتی بر تمایلاتش پا می گذارد به لذت می رسد

انسان به اندازه ای که به مرحله ی انسان بودن نزدیک میشود احساس تنهایی بیشتری می کند.

انسان به همان نسبت که می تواند دوست داشته باشد وجود دارد

انسان بیش از زندگیست آنجا که هستی پایان می یابد او ادامه می یابد (دکتر شریعتی)

انسان خداگونه ای در تبعید است (دکتر شریعتی )

انسان گاهی برای زندگی لازم می بیند احساساتش را بکشد در حالی که او زندگی می کند تا احساساتش

نمیرند

انسان موجودی است که باید دوست بدارد و بپرستد(دکتر شریعتی)

ای انسانها از راهی نروید که روندگان آن بسیارند از راهی بروید که روندگان آن کمند (انجیل)

با همه چیز در آمیز و با هیچ چیز آمیخته نشو در انزوا پاک ماندن نه سخت است نه با ارزش (دکتر شریعتی)

باید زیاد مطالعه کنید تا بدانید که هیچ نمی دانید. "مونت کیو"

بدبختی را فراموش کنید تا خوشبخت شوید (مترلینگ)

برای شوهردانش لازم است برای زن نجابت (ژرژهربرت)

بسیار کمتر از آنچه می دانیم می اندیشیم (دکتر شریعتی)

بسیاری ازمردان بزرگ برای عظمت خودمدیون مشکلات بزرگی هستندکه درزندگی باآن روبروبودند(اسپرژن)

بعضی هامرگ راآنقدربزرگ می کنند؛که دیگرجایی برای زندگی باقی نمی ماند

بکوش تا عظمت در نگاه تو باشد نه در آنچه که بدان می نگری (دکتر شریعتی)

به چیزی که گذشت غم نخور ، به آن چیزی که پس از آن آمد لبخند بزن

به خشم آوردن و شرمنده ساختن دوست مقدمه جدایی از اوست (امام علی)

به دنبال فرصت باش نه امنیت جای قایق در بندر گاه امن است ولی به تدریج کفش خواهد پوسید

به دنبال کسی نباش که بتونی باهاش زندگی کنی به دنبال کسی باش که نتونی بدون اون زندگی کنی

به زور می توان چیزی را گرفت ولی به زور نمی توان آنرا نگه داشت(دکتر شریعتی)

به عوض اینکه به تاریکی لعنت فرستیدیک شمع روشن کنید (لنفوسیوس)

به محض آرام شدن دریای افکار،کشتی های نجات ازراه می رسند (امام علی)

به یاد داشته باش : به خدایت نگو که چقدر مشکلاتت بزرگ است ، به مشکلاتت بگو چقدر خدایت بزرگ است

بهترین دوست من کسی است که من میتوانم با صمیمی باشم و در کنار او با صدای بلند فکر کنم (امرسون)

بهترین رابطه بین دو نفر زمانیست که عشقشان به هم بیشتر از نیازشان به هم باشد    "پائولو کولیو"



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
هر چی به بابا میگم بابا بیا یه کافه راه بندازیم...ته تهش یه فست فود!!

اصلا اهمیت نمی ده....میگه نمی شه...

هیچوقت نیازهای منو درک نکردن...!!!!!!

یادمه از 11-12 سالگی که تازه داشت یه چیزایی حالیمون میشد 12هم فروردین التماسشون می کردیم که پاشید بریم برای فردا یه جای باحال جا بگیریم....جاده چالوسی....لب رودخونه ای.....گوش نمیدادن که !!

بعد میگفتیم خب حداقل صبح زود بلند شید بریم....

و ساعت 12 ظهر ما تازه راه میفتادیم که بریم یه جا پیدا کنیم واسه نشستن!و اگر خوش شانس بودیم  و بارون نمیبارید ساعت 4 هم برمیگشتیم خراب میشدیم خونه ی خاله ای دایی ای مادربزرگی...

الان که 24-5 سالمون شده مامان بابا ساعت 12 ظهر روز 12هم میگن بریم از الان یه جایی رو پیدا کنیم برای فردا!!!!!!!!!!!!!!!!!

و ما هم میگیم مگه قراره 13 بدر جایی بریم؟؟؟؟

و مامان و بابا با تعجب به ما نگاه میکنن....

امروز رفتیم چیتگر....و حدود سه ساعت خوابیدیم...بعد خیلی شیک و مجلسی برگشتیم اومدیم خونه!

پیش بینی میکنم 4-5 سال دیگه بابا بهم میگه پگاه دوست داری یه کافه راه بندازیم؟

و من بهش لبخند میزنم....

و می گم :بابا جون اون پگاه مرد!

آخ چی می شد یه کافه راه مینداختم؟؟چی می شد؟ چی؟



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
نمی دونم چرا ...

ولی آدرس وبلاگ جدیدمو می نویسم....

baluti.blogfa.com

...................


دلم برای آهنگ های Didoتنگ شده بود دارم گوش میدم ...جاتون خالی....

راستی فردا تعطیله!!چه جالب باورم نمیشه....بعد از 13 هم باید برم سر کلاس...بدون اینکه کلمه ای درس خونده باشم!!

ولی دلم میخواد فردا برم سر کار!!!

نمیدونم شاید واقعا دیوونه ام!!

...................

پی نوشت:شدیدا به یک دامبلدور احتیاج دارم....




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

سقراط

ابله ترین دوستان ما خطرناک ترین دشمنان هستند. سقراط

آن انسانی عاقل تر است که می داند عقلش کمتر است. سقراط

آنقدر بر مال دنیا حریص مباش که از مفقود شد نش اندوهناک شوی. سقراط

اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند. سقراط

ادب و حکمت را شعار خود ساز تا بهترین اهل زمان شوی و به نیکان ملحق گردی. سقراط

دم را غنیمت شمارید تا همیشه سعادتمند باشید. سقراط

سعادتمند کسی است که از هر خطایی که از او سر بزند تجربه جدید بدست آورد. سقراط

فراوانی گفتار بیهوده، نشانه قطعی از ضعف شخصیت گوینده است. سقراط

بهترین مهمان کسی است که کم بیایید و زود برود. سقراط

اگر می خواهی هستی را بشناسی خود را بشناس. سقراط

بکوش که نسبت به مردم بدبین نشوی، زیرا صاحب سؤ ظن را جزء زحمت ابدی و کسالت روحی بهره ای نباشد. سقراط

خدمت خود را بی آنکه در ازای پاداش باشد به مردم عرضه کنید و پاداش آن را در رضایت خاطر خویش بیابید. سقراط

با پدر و مادر خود چنان رفتار کن که از اولاد خود توقع داری. سقراط

خشم و غضب را به درگاه مردان با اراده راهی نیست. سقراط

من جزء یک چیز، چیزی نمی دانم و آن این است که هیچ نمی دانم. سقراط

هیچ کس از قلب شما نزدیکتر به خودتان نیست، بنابراین از کسانی که قلب پاک شما ایشان را به خو د نمی پذیرد اجتناب نمایید. سقراط

برای دوست خود یک دفعه تمام محبت خود را ظاهر نکن.زیرا هروقت اندک تغییری مشاهده کرد تورا دشمن خود می داند. سقراط

پیش تمام دشمنان به نزدیک ترین دشمن خود که زبان است، توجه داشته باش. سقراط

دلبستگی انسان به زندگی نیست، به خوبی آن است. سقراط

زیبایی بدون عفت و فضیلت چون گلی خوش رنگ ولی بی عطر است. سقراط

داروی خشم خاموشی است. سقراط

لازمه قضاوت، شکیبایی به هنگام شنیدن،تأمل به هنگام گفتن، بصیرت به هنگام رسیدگی و بی طرفی به هنگام قضاوت است. سقراط

از مرگ نترسید زیرا تلخی آن از ترس از آن است. سقراط

دنیا به آتش افروخته ماند که چون زیاده طلب کنی سوخته می شوی و چون به قدر حاجت برگیری با فروغ آن راه را از چاه بازشناسی. سقراط



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

بزرگمهر

ستوده و نیک فرجام کسی است که دادگر و نیکنام و در کردار و گفتار به هنجار باشد . بزرگمهر

آنچه دلخواه همه است جز تن درستی نیست ، که اگر کسی روزی از آن محروم شد آرزویی جز بدست آوردنش ندارد . بزرگمهر

فر و شکوه زمانی فزونی می یابد که دانا نزدمان ارجمند باشد ، و کام بدخواه را به زهر بی اعتنایی بیالایم . بزرگمهر

برترین دانش ها یزدان پرستی است . بزرگمهر

دانایان روشندل می دانند که دوران زندگی دراز نیست ، تن آدمی از این جهان است و روان از سرای دیگر . بزرگمهر

دل در آرزوی آنچه دسترسی بدان متصور نیست نباید بست ، از آنکه مایه رنج تن و بلای جان است . بزرگمهر

کسی در شمار دانایان است که بر آنچه از دستش رفته افسوس نخورد ، از نایافته به رنج نباشد ، چون در طلب مرادی با سختی رویا رو شود سست نگردد و دل به ناامیدی نسپارد . بزرگمهر

خود را با هوس نزدیک مکن که خرد از تو روی بر می تابد . بزرگمهر

اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر

در آیین خرد در هر کاری اندیشه باید . بزرگمهر

برای آدمی دشمن دانا از دوست نادان بهتر است . بزرگمهر

دیو کین و دیو سخن چینی گزنده است . سخن چین هرگز جز به دروغ لب نمی گشاید . گفتارش همیشه بی فروغ است .دو روی و سخن چین از مهر یزدان بی بهره اند و از او در هراسند . بزرگمهر

هرکس گوش نصیحت نیوش داشته باشد ، و دل به آموختن بسپارد ، بسا سخنان سودمند که از دانایان بشنود . بزرگمهر

کسی که زبانش را از بد گفتن باز دارد ، و دل هیچ کس را به گفتن سخنان زشت نیازارد . بزرگمهر

به نزدیک خردمندان چهار چیز بر پادشاهان عیب است : ترسیدن در میدان جنگ ، گریز از بخشندگی ، خوار داشتن رای خردمندان ، شتابزدگی و نا آرامی و بیقراری در کارها . بزرگمهر

سخنی که سودی در آن نیست نگفتن بهتر ، چه سخن بی سود در مثل مانند، آتشی است که دودش بسیار و گرمی و فروغش سخت اندک باشد . بزرگمهر

برای نادان پیرایه ای سزاورتر و زیباتر از خاموشی نیست . بزرگمهر

فرخنده روزگار کسی است که اهرمن او را از راه راست بیرون نبرد و همواره بی گناه زندگی کند . بزرگمهر

کسی که به حکمت پروردگار معتقد و خستو باشد به بد ونیک روزگار نمی پردازد چنین بنده ای در پرستیدن یزدان بیشتر می کوشد و از بد سکالی و پیروی دیوان می پرهیزد ، ناکردنی نمی کند و از رنجه کردن بی گناهان بیزاری می جوید . بزرگمهر

نام جستن بی دلیری میسر نمی گردد ، و زمانه از بددلان بیزار است . بزرگمهر

اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر

اگر کوه با همه سنگینی و عظمت و صلابت که وی راست فرمان شاه را سبک دارد تیره رای خیره سری بیش نیست . بزرگمهر

به هنگام نبرد هوشیار و نگهدار تن خویش باش . چون دشمن در برابر تو ایستاد بر آشفته مشو و تدبیر نیکو کن . بزرگمهر

دل کسی که خاطر شاه دادگر از او مکدر باشد جایگاه دیو است . بزرگمهر

هر کس را سرنوشتی مقدر است . یکی روز و شب در طلب سربلندی و سروری به جان می کوشد و بهر ه اش جز خستگی و فرسودگی و نامرادی چیزی نیست . به تعبیر دیگر در کنار چشمه روشن و گوارا تشنه می ماند. از سوی دیگر بی هنری بختیار ، بی آنکه تن به کار و کوشش بسپارد ، روزگار بر او می خندد و از همه گونه آسایش و آرامش برخوردار می گردد . پروردگار چنین خواسته و تدبیر بر تقدیر کارگر نمی افتد . بزرگمهر

دانش برترین داده های یزدان پاک است . خردمند همیشه سرور است . بزرگمهر

هر که تن درست و نیرو دارد هرگز سخن نادرست نمی گوید . دروغگویان همه بیمار و ناتوان و زبون اند . بزرگمهر

آنکه طالب آسایش جان و تن است باید شکیبا و بردبار باشد ، در دوستی و داد و ستد با مردم کژی و کاستی و فریبکاری نکند . چون گناهی از کسی بیند و بر او دست یابد ببخشد ، و کینه خواه و تیز خشم و دشمن سوز و نا بردبار نباشد . بزرگمهر

آنکس بر خویشتن نگهبان دارد که برای رسیدن به هوس و آرزوهای کوچک قدر نیکخویی و جوانمردی را نشکند ، و اگر فزونی و کامیابی بد روزگار را دید تن به پستی و زبونی نسپارد . بزرگمهر

بخشنده نیکخوی آن کس است که به بخشش جانش را آراسته گرداند . دور از جوانمردی است که بخشنده بر آن کسی که چیزی به او داده یا خیری رسانده منت نهد . بزرگمهر

ده چیز بر ده گروه خاصه بر دانش پژوهان نکوهیده است : دروغ گفتن به فرمانروا ، سپهبدی که زر بر سپاه خویش نپراگند ، مرد سپاهی که از پیکار بهراسد ، دانشمندی که چون چیزی در نظرش مطبوع افتد دل به هوس سپارد و از گناه نترسد ، پزشکی که خود بیمار و دردمند شود . تنک مایه ای که به دروغ به سرمایه و دارایی خویش نازد ، سفله ای که بر هر کس که چیزی دارد رشک برد ، خردمندی که زود خشم بود ، و به چیز کسان طمع ورزد ، کسی که رهنمایی از نادان امید دارد ، و آنکه کارگاه و یا بنیادی عظیم را به کاهلی سپارد ، و بی خردی که خردجوی نباشد . بزرگمهر

آدمی باید از گناه بپرهیزد ، هر چه را به خویش نمی پسندد به دوست و دشمن خود روا ندارد . بزرگمهر

خرد بر سر جان چون افسری تابنده است و مدارا و مهربانی به قدر همسنگ خرد است . بزرگمهر

آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است . بزرگمهر

روشندل و نکته دان کسی است که سخنان کوتاه و پر معنی بگوید . بزرگمهر

دل اهل دانش وقتی شاد می گردد که بردبار بوده و مردم بی شرم را به خویش نزدیک نکند . بزرگمهر

زورمندترین و پر گزنده ترین اهرمن آز است ، که دیوی است ستمکار و دیر ساز . بزرگمهر

خردمند هرگز غم آنچه را از دستش رفته نمی خورد ، حتی اگر عزیز ترین کسش مرد و وی را به خاک سپرد ، شکسته غم و درد نمی گردد ، دیگر آنکه مرد خردور از نادیدنیها چنان دل می کند که باد از بید می گذرد . بزرگمهر

پادشاهان مردم دوست برگزیدگان پروردگارند . بزرگمهر

مال هم مایه سربلندی و آسایش است ، و هم سبب خواری و پریشانی . اگر به آیین خرد صرف شود آفریننده شادی و برآورنده نام نیک است ، اما اگر بنهند و نخورند یا چنانکه باید بکار نبرند بهای سنگ و گوهر شاهوار یکی است . بزرگمهر

 




داشتم یه وبلاگ می خوندم ازین شعره خیلی خوشم اومد...

آقا می خوام یه اعترافی بکنم....

مسافرتمونو من کنسل کردم....چون یکی از اقوام خانم آقای مهندس فوت کردن مهندس برگشتن شمال...

واقعا نمیتونست تهران بمونه.

نه اینکه بگم خیلی آدم مسئولیت شناس و با وجدان و ....ی هستم...نه

نمی دونم چرا تو دلم یه ترسی بود که اگه بیمارستان رو رها کنیم به حال خودش یه اتفاق بدی میفته...

واقعا ترس داشتم....

البته تا الان که هزار مرتبه شکر اتفاق حادی نیفتاده که بود و نبودم تاثیرر خاصی توش داشته بوده باشه!!

چه فعلی!!

مهندس هم هر روز زنگ میزنه از اوضاع کارا میپرسه ... یه سری موارد رو یاداوری میکنه...مشکل داشته باشیم هم بهش زنگ میزنیم میپرسیم....

روزهای واقعا خسته کننده ای رو میگذرونم....

بروبچز فامیل شمالن...مامانینا هم گفتن تو نیای ما کجا بریم!گفتم رضا بره ...رضا هم گفت بدون شماها به من خوش نمیگذره...

بابا هم گفت خب اردیبهشت میریم....

خیلی خودخواهم که این کارو باهاشون کردم...ولی اگه میرفتم واقعا تو استرس بودم و بهم خوش نمیگذشت.

خب آخه سفر ما تفریحی بود مثل سفر مهندس نبود که مجبور باشم برم!

مامان هم هی میگه فردا رو مرخصی بگیر بریم بیرون ...حوصله ی اونم سر رفته انقد تو خونه نشسته!ولی من اگه میخواستم مرخصی بگیرم که خب میرفتم مسافرت!!

از یه طرف دلم میسوزه برای مامانینا که تو خونه اسیر من شدن، از طرف دیگه وقتی فکر میکنم که قراره اینجا کسی نباشه تنم می لرزه!

کارمو دوست دارم...ولی یه جوریه!هیچ چیزش رو حساب کتاب نیست...نه خوبی هاش نه بدی هاش...

و این منو دیوونه میکنه!!

چون اصولا ازون آدماییم که زندگیم باید تعریف شده باشه...این شوک های ناگهانی اگه زیاد تکرار بشن میریزم به هم....مگر اینکه خودم بخوام یه کاری کنم یه دفعه ای باشه....

البته اینم بگم ... معمولا هر کاری که میخوام انجام بدم شورشو در میارم....حالا جنبه مثبت یا منفی فرق نمی کنه...سرانجام شورش در میاد....دوست داشتن/دوست نداشتن....کمک کردن /کمک نکردن...کار کردن /کار نکردن....درس خوندن/نخوندن...خوردن/نخوردن....خوابیدن/نخوابیدن....زر زدن/نزدن!

این رفتارم مخصوصا تو ابراز احساساتم نسبت به آدما وحشتناکه....ینی به یه نفر دیوانه وار علاقمند میشم و این دوست داشتن رو ابراز میکنم در حدی که یارو به عقلم شک میکنه...(درصورتی که من دقیقا همون مقدار و شایدم بیشتر این علاقه رو حس میکنم و نسبت به این رفتارم احساس نیاز میکنم ینی فکر میکنم اگه این کارارو نکنم خیلی بی مرامم...معتقدم کسی رو که دوسش داری باید بدونه...این حقشه که بدونه مخصوصا تو این مرحله از دوست داشتن-مث خانم چکشی یا خانم مهدیزاده یا خانم نبوی یا خانم نادری)....یا از یه نفر دیوانه وار متنفر میشم....دقیقا یادمه این حس تنفر وحشتناک رو نسبت به معلم دینی-قرآن سال سوم دبیرستانم داشتم...و دارم.

هرچند به خیلی ها نتونستم این حسه رو اکامل ابراز کنم...مث خانم نادری

و به این که فاصله ی عشق و تنفر به باریکی تار مو هستش سخت ایمان دارم!!

مثلا یکی هست که دیوونه وار دوسش داشتم ولی کارایی کرد که الان وحشتناک ازش متنفرم  ...

خلاصه اینکه حواستون باشه با چه اعجوبه ای طرفید!



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

ویلیام شکسپیر

شیطان برای رسیدن به مقصودش به کتاب آسمانی هم استناد می کند.   ویلیام شکسپیر

گوش هایت را به همه بسپار اما صدایت را به عده ای معدود.   ویلیام شکسپیر

به افکارت زبان نده.   ویلیام شکسپیر

ظرف که خالی باشد صدای بیشتری دارد.   ویلیام شکسپیر

دوران طلایی پیش روست نه پشت سر.   ویلیام شکسپیر

اگر اشکی داری آماده شو تا آن را فرو بریزی.   ویلیام شکسپیر

ماه زده [دیوانه]، عاشق و شاعر از یک قماشند: هر سه اهل خیال.  ویلیام شکسپیر

محتوای جاه طلبی به مثابه سایه رؤیاست.   ویلیام شکسپیر

هنوز هنری خلق نشده که افکار را از روی صورت بازسازی کند.  ویلیام شکسپیر

هر کس باید با شکیبایی نتیجه رفتارش را تحمل کند.  ویلیام شکسپیر

نه خوب است و نه بد؛ فکر ماست که از آن خوب یا بد می سازد.   ویلیام شکسپیر

زندگی به اندازه یک داستان تکراری که گوش گنگ مرد خواب آلود را می آزارد خسته کننده است.  ویلیام شکسپیر

مثل امواج که به سوی ماسه های ساحل شتابانند لحظات ماست که برای رسیدن به پایان بیقرارند.   ویلیام شکسپیر

ای خدا، ای خدا! تا کی اسیر پلیدی [ناشی از] دروغ بمانیم.   ویلیام شکسپیر

عشق جوانتر از آن است که بداند وجدان چیست.   ویلیام شکسپیر

دختران هیچ نمی خواهند جز شوهر و وقتی به دست آوردند همه چیز می خواهند.   ویلیام شکسپیر

هر که سرگیجه دارد فکر می کند دنیا دور خودش می چرخد.   ویلیام شکسپیر

آدم ها پنجره را به روی طلوع خورشید می بندند.   ویلیام شکسپیر

غرورم با ثروتم از دست رفت.   ویلیام شکسپیر

چه غم شیرینی است جدایی.   ویلیام شکسپیر

زندگی داستانی است که یک ابله تعریف می کند؛ پر از غوغا و هیاهو اما نامفهوم.  ویلیام شکسپیر

زندگی کمدی است برای کسی که فکر می کند و تراژدی است برای کسی که احساس می کند.   ویلیام شکسپیر

اگر غبطه خوردن به عزت و شرافت گناه است پس من مجرم ترین روح زمینم.

  ویلیام شکسپیر

چیزی نداشته باشی؛ چیزی برای از دست دادن نداری.   ویلیام شکسپیر

ظن و گمان همیشه در کمین ذهن گناه آلود است.   ویلیام شکسپیر

جهنم خالی است چون همه دیوها اینجا هستند.    ویلیام شکسپیر

مگر پرتو شمع تا کجا می رسد؛ مرگ خوب هم در این دنیای حرف نشنو همین قدر می درخشد.   ویلیام شکسپیر

من در قید خوشنودی تو، با جوابی که می دهم، نیستم.   ویلیام شکسپیر

اگر انجام دادن، به اندازه دانستن نیک از بد آسان بود، نمازخانه ها کلیسا بودند و کلبه درویشان قصر پادشاهان.   ویلیام شکسپیر

اگر توانستی با نگاه به بذرهای زمان بگویی کدام جوانه می زند و کدام نمی زند، بعد با من حرف بزن. ویلیام شکسپیر



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
این یارو رو نمیشناسم...ولی خدایی گل گفته!

* زمانی که تو آه کشان می گویی
عزیزم توهمه چیز زندگی من هستی
و او مهربانانه در گوشت زمزمه می کند
محبوب من, برای ابد من و تو از آن هم هستیم
حتم داشته باشید
که یکی از شما , دروغگویی کثیف است !

دوروتن پارکر


یه ماگ بزرگ خریدم...خیلی دوسش دارم...به هیچ وجه فکر نمی کردم روحم تا این حد به یه ماگ بزرگ احتیاج داشته و من درکش نکردم!

پی نوشت:یه سوال...این چند روز اخیر عید بود واقعا؟



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

انیشتن

تخيل مهتر از دانش است. علم محدود است اما تخيل دنيا را در بر ميگيرد. انيشتن

سعي نكن انسان موفق باشي بلكه سعي كن انسان ارزشمندي باشي. انيشتن

سخت ترين كار در دنيا درك [فلسفه]ماليات بر درآمد است. انيشتن

سه قدرت بر جهان حكومت ميكند: 1-ترس 2-حرص 3-حماقت. انيشتن

علم زيباست وقتي هزينه گذران زندگي از آن تامين نشود. انيشتن

مسائلي كه به دليل سطح فعلي تفكر ما بوجود مي آيند نميتوانند با همان سطح تفكر حل گردند. انيشتن

من با شهرت بيشتر و بيشتر احمق شدم. البته اين يك پديده نسبي است. انيشتن

مهم آن است كه هرگز از پرسش باز نايستيم. انيشتن

هيچ كاري بر انسان سخت تر از فكر كردن نيست. انيشتن

دين بدون علم كور است و علم بدون دين لنگ است. انيشتن

به آينده نمي انديشم چون بزودي فرا خواهد رسيد. انيشتن

خدا، شير يا خط نميكند. انيشتن

خداوند زيرك است اما بدخواه نيست. انيشتن



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
در این قسمت تعداد زیادی از سخنان دکتر علی شریعتی جمع آوری شده و امیدوارم لذت ببرید.

اگر تنهاترين تنها شوم باز خدا هست او جانشين همه نداشتنهاست

 

عاقلانه ازدواج کن تا عاشقانه زندگي کني .

 

اگر مثل گاو گنده باشي،ميدوشنت، اگر مثل خر قوي باشي،بارت مي كنند، اگر مثل اسب دونده باشي،سوارت مي شوند.... فقط از فهميدن تو مي ترسند

 

هر كس آنچنان مي ميرد كه زندگي مي كند

 

 

همه در ادامه ی مطلب



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

افلاطون

آنچه شايسته نيست به آرزو مخواه، و بدان كه انتقام خدا از بنده، به خشم بي رحمانه و بي حرمتي و سرزنش نبُود، بلكه به متحول كردن و ادب كردن از فرط عشق باشد. افلاطون

در جهان يگانه مايه نيكبختي انسان محبت است. افلاطون

نيرومند ترين مردم كسي است كه بر خشم خود غلبه كند. افلاطون

زينت انسان به سه چيز است: علم، محبت و آزادي. افلاطون

عوام ثروتمندان را محترم ميدانند و خواص، دانشمندان را. افلاطون

به عقيده ي من تنها موضوعي كه شايسته است مغز انسان را نگران بداند آينده فرزندان اوست و انديشه ي اين موضوع كه چه كار كند تافرزندان او خوشبخت شوند؟ افلاطون

كسي كه در ايام موفقيت و خوشي تو را ثنا ميگويد با آنچه در تو نيست، البته در روز ناسازي و اقتراق هم از دروغ و بهتان در حق تو دريغ نخواهد كرد. افلاطون

آنان كه مي خواهند خوب زندگي كنند بايد به حقيقت نزديك بشوند زيرا پس از نيل به مقام حقيقت يابي است كه دست از غم و اندوه دنيا دست بر ميدارند. افلاطون

دروغگو از دروغگوي ديگر در حذر است. افلاطون

با دوست طوري رفتار كن كه به حاكم محتاج نشوي و با دشمن طوري معامله نما كه اگر كار به محاكمه كشيد ظفر تو باشد. افلاطون

از نزديكي به كسي قادر به حفظ اسرار و رموز خود نيست پرهيز نما. افلاطون

بي صبري انسان را از هيچ رنجي نميرهاند، بلكه درد جديدي براي از پا درآوردن شخص بوجود مي آورد. افلاطون

معبود خويش را بشناس و حق او را نگه دار. افلاطون

هميشه با آموزش دادن و آموزش گرفتن باش، و توجه بر طلب علم را مقدم دار. افلاطون

اهل علم را به كثرت علم امتحان مكن، بلكه اعتبار حال ايشان به دوري از شر و فساد كن. افلاطون

هميشه بيدار باش كه كه شرور را اسباب بسيار است. افلاطون

بدبخت آن كس بوُد كه از تذكرِ عاقبت غافل بُود و از لغزش باز نايستد. افلاطون

سرمايه ي خود را از چيز هايي كه از ذات تو خارج بُود مساز. افلاطون

روزگاري، شأن و مقام تو پايين آمد، نااميد مشو. آفتاب هر روز هنگام غروب پايين ميرود تا بامداد روز ديگر بالا بيايد. افلاطون

در جهان يگانه مايه نيكبختي انسان محبت است.افلاطون

به دنيا نيامدن بهتر از تعليم نيافتن و نادان ماندن است زيرا جهالت ريشه همه ي بدبختي ها است.افلاطون

جان را فداي ياران موفق كنيد.افلاطون

از نزديكي به كسي كه قادر به حفظ اسرار و رموز زندگي خود نيست پرهيز نما.افلاطون

سخن اگر از دل خارج شود به دل هم وارد ميشود واگر با نيت متكلم نباشد توقع مدار كه آن تأثير كند.افلاطون

هر كس در طلب خير و سعادت ديگران باشد، بالاخره سعادت خودش را هم بدست خواهد آورد.افلاطون

كاملترين نوع بي عدالتي آن است كه عادل به نظر برسي در حالي كه عادل نيستيم.افلاطون

عشق تنها مرضي است كه بيمار از آن لذت ميبرد.افلاطون

به وسيله فضل و كرم ميتوان از دشمن انتقام گرفت.افلاطون

تمام طلا هاي روي زمين و زير زمين به قدر يك فضيلت ارزش ندارند.افلاطون

هيچ كوچك را حقير مشماريد،باشد كه از شما فزوني يابد.افلاطون

محبت را فراموش نكنيد و آن را ناچيز مشماريد.افلاطون

امتحان كن مرد را به فعل او و نه به قول او.افلاطون

زيان رساننده تو معاشرت سه كس است: 1- آنكه تو را به طرب بدارد.2- آنكه به فريب مغرورت كند.3- آنكه همت او كوتاه تر اهمت تو باشد.افلاطون

موسيقي تأثير فوق العاده اي در روح انسان دارد و اگر درست به كار رود ميتواند زيبايي را در رويا هاي روح جايگزين كند.افلاطون

زندگي بدون عشق محال است براي مردم بي عشق دنيا حكم قبرستان وسيعي دارد.افلاطون

لذتي كه از علم حاصل ميشود بي آلايش است.افلاطون

فضيلت عبارت است مشابهت روح به مثال اعلي يعني مشابهت او به خدا.افلاطون

به ديدن كسي كه با تو سرسنگين است مرو. با كسي كه سخنت را تكذيب كند گفتگو مكن. براي كسي كه گوش ندهد حرف نزن.افلاطون

خردمند ترين مردم قدرتمندترين است.افلاطون

به هنگام لمس عشق،هر كسي شاعر ميشود.افلاطون

هر چيز را كه نگهبان بيشتر بود، استوار تر گردد مگر راز، كه نگهبانان آن هر چه بيشتر باشد آشكار تر گردد.افلاطون

نياز حاجتمند را پيش از اينكه استمداد طلبد، شايسته است كه با همت بلند خود نيازمندي او را رفع كني.افلاطون

نزديك مباش به همنشيني مردمان شرور و بذ اخلاق، زيرا كه طبع تو از طبيعت او شر را مي دزدد، در حالي كه تو آگاه نباشي.افلاطون

ناداني هر كس به دو چيز دانسته ميشود: اول، به چيزي كه از او نپرسيده اند خبر گويد. دوم: سخن راندن بيش از ضرورت.افلاطون

فقط عدالت است كه ميتواند موجد خوشبختي شود.افلاطون

علاقه اي در دنيا شديد تر از عشق به وطن نيست.افلاطون

عشق بلايي است كه همه خواستارش هستند.افلاطون

عزم به مصاحبت اشرار نكنيد، چه همين كه تو را اهانت نكنند، بر تو منت نهند.افلاطون

سعادت جامعه به مراتب مهم تر از سعادت فرد ميباشد.افلاطون

سزاوار است مرد عاقل هنگام تناول غذاي لذيذ، يادآور تلخي دارو را و شكم بارگي نكند.افلاطون

زمان ناخوشي را به حساب عمر مشمريد.افلاطون

دنيا را آتش انگار، چنان كه براي معاش به كمي آتش كفايت توان كرد، شما نيز با مقداري از نعمت دنيا اكتفا كنيد.افلاطون

دشمنان من سه قسم اند: گروهي قويتر، جماعتي هم وزن و دسته اي ضعيف تر. طرف شدن با گروه اول موجب نابودي است،با جماعت دوم تا جان در بدن دارم مي جنگم اما گروه سوم را حتي با التماس رام خواهم ساخت، چون مقابله با خصم ضعيف از مقام انسان در جامعه مي كاهد و شخص را ناچيز ميسازد.افلاطون

در دنيا دو نيرو هست: شمشير و تدبير، بيشتر اوقات شمشير مغلوب تدبير شده است.افلاطون

در آيينه نگاه كن، اگر صورت زيبا داري كاري مناسب جمالت انجام ده و اگر قيافه ات نا متناسب است، زشتي كردار را به زشتي صورت ميفزا.افلاطون

خدا در راه فضيلت سد هايي از درد و رنج برپا كرده اند اما از طرف ديگر وقتي آدمي بر اين مشكلات فائق آمد و از سد ها گذشت،فضيلت به دست آمده كار آساني به نظر ميرسد.افلاطون

چون كاميابي رو كند همه خوبند و چون ناكامي سر رسد همه بد.افلاطون

 



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

ارسطو

 

عقل به منزله دستگاه گيرنده، و زبان به منزله دستگاه فرستنده است. ارسطو

عاقل آنچه را كه مي داند نمي گويد، ولي آنچه را كه ميگويد ميداند. ارسطو

تجربه ميوه اي است كه آن را نمي چينند مگر پس از گنديدن. ارسطو

هدف نهايي آموزش و پرورش، آموختن طريقه ي صحيح استفاده از اوقات فراغت است. ارسطو

عشق حواس را از ديدن عيوب منع ميكند. ارسطو

مزيت باسواد ها بر بي سواد ها همانند برتري زندگان بر مردگان است. ارسطو

عمر صندوقچه اي است كه هم ميتوان آن را با افكار و اعمال زيبا پر كرد، و هم با افكار و اعمال زشت. ارسطو

معلم نفس خود و شاگرد وجدان خويش باش. ارسطو

قناعت پيشه كن تا غني شوي و شيفته ي دنيا شو كه در آن اندك ماني. ارسطو

برتري و سرآمد بودن فطري و ذاتي نيست. در واقع ما هماني هستيم كه پيوسته انجامش ميدهيم. ارسطو



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

برسی شیطان پرستی

برای مشاهده به ادامه بروید



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
داستانی عجیب


thumb


داستان ذيل در مورد شخصي است که عاشق دختر همسايشان شده است.او براي رسيدن به عشقش هر کاري مي کند ولي نهايتا متوسل به درگاه امام زمان(عج) مي شود و اخرش را هم که معلوم است....اما نکاتي بسيار تامل بر انگيز در اين داستان وجود دارد.من جمله اينکه زيارت وجود مقدس حضرت مي تواند نصيب هر کسي بشود (و اين نيست که خاص عرفا يا خواص باشد) و ثانيابراي ديدار حضرت لازم نيست که حتما در خواست بسيار عارفانه اي داشته باشي.ظاهرا کيفيت درخواست مهم است نه نوع در خواست.اينکه هر چي مي خواهي را خالصانه طلب کني.در هر صورت اين داستان را با دقت مطالعه کنيد.

به ادامه برین و نظر بدین خیلی جالبه
http://www.ya-abasaleh.com/uploads/images/faraj.jpg



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

حـال مـن بـی تـو خـراب اسـت کـجایی آقـا


نـقش مـن بـی تـو بـرآب اسـت کـجایی آقـا


عـمر بـیهوده مـن بـی تـو چـه ارزد تـو بـگو


زنـدگی بـی تـو سـراب اسـت کـجایی آقـا




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

امان ز لحظه ی غفلت


که شاهدم هستی !




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

کوریم و ندیدیم خدایی هرگز

یکبار نگفتیم کجایی، هرگز


ما کار مهمتر از شما هم داریم

حق داری اگر جمعه نیایی هرگز


هر هفته همیشه جمعه‌ ها تعطیلیم

یکشنبه دوشنبه‌ ای بیا تا باشیم 


" اللهم عجل لولیک الفرج "




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
دیروز احساس تکلیف‌ها، بوی شهادت می داد، اما امروز…



کم حرف می زد.

سه تا پسرش شهید شده بودند.
- ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
- خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

جناب شیخ رجبعلی خیاط ذکر « یا خَیرَحَبیبٍ و مَحبوبٍ صَلِّ عَلی مُحمّدٍ و آلِه»

را بعد از دیدن نامحرم موثر و کارساز می دانستند و بارها این ذکر را به

اطرافیان توصیه می کردند تا از وسوسه شیطان در امان باشند، می گفتند:


«چشمت به نامحرم می افتد، اگر خوشت نیاید که مریضی!

پس اگر خوشت آمد فورا چشمت را ببند و سرت را پایین بینداز و بگو:

یا خیر حبیب... ؛ یعنی خدایا من تو را می خواهم، اینها چیه،

این ها دوست داشتنی نیستند ، هر چه نپاید، دلبستگی نشاید...»




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

اباصالح التماس دعا هر کجا رفتی یاد ما هم باش

نجف رفتی کربلا رفتی کاظمین رفتی یاد ما هم باش

مدینه رفتی به پابوس قبر پیغمبر مادرت زهرا

به دیدارقبقر بی شمع مجتبی رفتی یاد ما هم باش

زیارت نامه که میخوانی در کنار آن تربت خاموش

به دنبال قبر مخفی از کوچه ها رفتی یاد ما هم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش

بغل کردی قبر مادر را جای ما هم او ار زیارت کن

همان لحظه که به احوالش از نوا رفتی یاد ما هم باش

شب جمعه کربلا رفتی یادما هم کن چون زدی بوسه

کنار قبر ابوالفضل با وفا رفتی یاد ما هم باش

بزن بوسه جای ما روی قبر عباس و اکبر و اصغر

سر قبر قاسم و قبر عمه ها رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

برای بوسیدن آن دردانه ها رفتی یاد ما هم باش

نماز حاجت که میخوانی از برای فرج یاد ما هم باش

شدی محرم در مراسم حج یا صفارفتی یاد ما هم باش

دعا کردی از برای معراج التماس دعا یاد ما هم باش

به هرجا رفتی برو مهدی هر کجا رفتی یاد ما هم باش

به جای ما هم زیارت کن عمه ات را در کنج ویرانه

به یاد این نوکر درب آستان رفتی یاد ماهم باش


 



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :



تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت        توحید انعکاس نمایانتری نداشت


جز در مقام عالی زهرا فنا شـدن        ملک وجود فلسفه دیگری نداشت


گــــــیرم که خانه خانه ی وحـی خدا نبود      آتش به بیـــــــت ام ابیها روا نبود


آن بانویی که حرمت قرآنی اش سزاست     در کوچه اش تهاجم اعدا سزا نبود


   حالا چه وقت مجلس شورای رهبر اســت     حیدر مگر خلیفه ی دین خدا نبود


      اي كاش فدك اين همه اسرار نداشت   اي كاش مـدينه در و ديـوار نداشت  


      فـرياد دل مـحسن زهـــرا اين اســـت   اي كاش در سوخته مسمار نداشت 




تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :
ـا عـلــی ماهَـش بـه ســوی قبـــر بُرد
مـاه، رخ از شــرم، پـشـت ابـــــر بُرد

آرزوهــا را عـلــی در خــــاک کـــرد
خـاک هــم گـویی گــریبـان چاک کرد

زد صــدا: ای خــاک، جـانـانــم بگیــر
تــن نـمـانــده هیـچ از او، جـانـــم بگیر

نــاگــهـان بـر یــاری دســــت خــــــدا
دسـتــی آمـد، همچو دست مصـطـفــی

گـوهــرش را از صــدف، دریا گرفت
احـمــــد از دامـاد خـود، زهــرا گرفت

گـفـتـش ای تـاج ســر خیــل رُسُــــــــل
وی بَــر تـــو خُــرد، یکسر جزء و کل

از مــن ایــن آزرده جـانـــت را بـگـیـر
بـازگــردانــدم، امـانــت را بـگیــــــــــر

بــار دیــگر، هـدیـه ی داور بـگـیــــــــر
کــوثـــرت از سـاقــــی کـوثــــــــر بگیر

مــی کِـشــد خجلــت عـلــی از محضـرت
یــاس دادی، می دهد نیلوفــرت

تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :


تاريخ : دوشنبه 19 فروردين 1392 | 19:19 | نویسنده :