خوبِ من از قول من به زبانت بگو انقدر خودش را به موش مردگی نزند و در نبودم به یادم اشعار عاشقانه نخواند شاید او فراموش کرده اما من خوب به خاطر دارم دستانِ زبانِ تو خنجر کنایه هایت را به قلبم فرو کرد و زخم زد بر غرورُ احساسم حال بگو بساطِ عشق دروغینش را جمع کند و در داخلِ دهانت رود _________________________ سحر ایمانلو