خرید بک لینک

فاتح شدم...

خود را به ثبت برسانم خود را با نامی در یک وبلاگ

و هستم به یک شماره مشخص پس زنده باد شماره موبایلم

آه... دیگر خیالم از همه سو راحت شد از فرط شادمانی رفتم کنار پنجره و با اشتیاق ۹۱۹ بار هوا را که از بوی بی مهری و غبار گرانی منقبض شده بود درون سینه فرو دادم و زیر ۹۱۹ قبض بدهکاری و روی ۹۱۹ تقاضای کار نوشتم...

آشنای غریب

و به خاطر همین...

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه با هر user nameکه باشم من را conect می کند.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه passwordاش را هیچ وقت یادم نمی رود کافی است فقط به دلم سر بزنم.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه این همه wall paper که update می کند.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام line busy نمی دهد.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی send to all نمی کند.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه این همه friend برای من add می کند.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه همیشه اجازه undo کردن را به من می دهد.

خدا را دوست دارم به خاطر اینکه هر وقت اراده کنم on می شود و من می توانم با او سخن بگویم.

و خدا را دوست دارم به خاطر اینکه دلش را می شکنم اما او باز من را می بخشد و shut down ام نمی کند..

.

.

.

خواننده من فقط تو خواننده مباش

از خویش مرو برون و یگانه مباش

در باطن خویش کن سفر چون شاعر

اهل نظری تو اهل نظاره مباش.

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: چهارشنبه 2 اسفند 1391 ساعت: 3:11

صفحه بندی