دانلود رایگان
فلمينگ |
نامش فلمينگ بود. كشاورزي فقير،اهل اسكاتلند.در يكي از روزهاي گرم تابستان در مزرعه اش مشغول كار كردن بود كه ناگهان صداي درخواست كمك ازمردابي در آن حوالي توجه او راجلب كرد. داس خود رابه گوشه اي پرتاب كرد و سراسيمه به طرف مرداب دويد.نفس زنان خود رابه مرداب رساند و ديد كه پسري وحشت زده در گوشه اي از مرداب تا كمر در گل و لاي فرو رفته و با صداي بلند گريه سر مي دهد.آن پسرك سخت در تلاش بود تا خود رانجات دهد.كشاورز خود رابه آن پسرك رساند واو رااز مرداب بيرون كشيد. آن روز سپري شد، روز بعد كالسكه اي سلطنتي به خانه آن كشاور ز مهربان نزديك شد و كنار پرچين باغچه توقف كرد. مردي كه لباس هاي اشرافي به تن داشت ازكالسكه پياده شدوخودراپدر آن كودك معرفي كرد. مرد اشراف زاده گفت:»من مي خواهم در جواب كار نيكي كه برايم انجام داده اي مقداري پول به تو بدهم تو فداكارانه جان پسرم را !» كشاورز بادستش پول پيشهادي آن اشرافزاده راپس زد وگفت :«من نمي توانم در قبال آنچه انجام داده ام پولي راقبول كنم». در همان لحظه پسر فلمينگ كشاورز دوان دوان ازكلبه خارج شد مرد اشراف زاده پرسيد :« آيااوپسرتوست ؟» مردكشاورز باسربلندي پاسخ داد:«بله» مرد اشرافزاده لحظه اي به فكرفرورفت،دستي بر صورت خودكشيد،روبه كشاورز كردوگفت:
«من با تو معامله اي مي كنم . بگذارپسرت راباخودم ببرم واو راآن طور كه در شأن كشاورزمهرباني چون توست آموزش دهم. اگراين پسر اندكي شبيه به پدرش باشد،درآينده مردبزرگي خواهدشدكه مايه افتخاروسربلندي پدرش مي شود سالهابعدپسر فلمينگ كشاورز ازمدرسه پزشكي بيمارستان «سنت مري»شهر لندن فارغ التحصيل شد و به آموختن علم پزشكي ادامه داد تااينكه سالها بعد در سراسر دنيا به نام«سر الكساندر فلمينگ شهير » (كاشف پنيسيلين) معروف شد.نام آن اشراف زاده چه بود؟رندولف چرچيل. نام پسرش چه بود؟ سروينستون چرچيل معروف ديديد كه چگونه يك دهقان فقير پسراشراف زاده اي رادر مرداب نجات دادرا از مرگ نجات مي دهد؟ چه كسي ميدانست كه پسر بازيگوش آن دهقان فقير در آينده ميليونها انسان
چه كسي ميتوانست پيش بيني كند كه آنپسرك گرفتاردرمرداب درآينده دنيايي رامتحول ميكند؟ انسانهايي به اين بزرگي ازبدوتولدبزرگ نبودند
بلكه خودراشناختند،هدف خودراانتخاب كردند،سختكوشش كردندوبه آنچه ميخواستند رسيدند. A.R.Heydar
|
برچسب:
نویسنده: نگار نوری