خرید بک لینک

رشته مهندسی تکنولوژی معماری

معماری ايرانی سعی در توصيف معماری قدسی داشته و تاکيد می کند که معماری هنری است برای نظم بخشيدن به فضا. و هدف اصلی آن قرار دادن انسان در محضر پروردگار است ، از طريق تقدس بخشيدن به فضايی که می سازد و بدان نظم می بخشد.

هدف:
مهندس معمار فردی است که دانش و مهارتهای لازم را در زمينه های معماری به منظور اجرای فعاليت طراحی فضاهای مسکونی ، آموزشی ، فرهنگی و تجاری و … کسب نمايد.
بديهی است سوق دادن آموزش معماری به سمت جوابگويی هرچه بيشتر به نيازهای واقعی و صالح جامعه وآشنايی دانشجويان با فرهنگ بومی و صحيح معماری به هدف فوق کمک موثر می نمايد.

اگر هدف از آموزش معماری را تربيت معمارانی بدانيم که دارای استعداد و توان و مسلط به دانشهای تخصصی باشند و اين استعداد و دانش را در جهت صحيح و در خدمت جامعه به کار گيرند ، آنگاه می توانيم توانش ، دانش و بينش را به عنوان سه بنيان اصلی برای آموزش معماری معرفی کنيم:
توانش : توانش مجموعه علايق ،قابليت ها و توانايی های شاگرد است.
دانش : دانش مجموعه علوم و دانستنی های عرصه معماری اعم از فنی ، هنری ، تاريخی و … است. دانش سهمی از منظومه آموزش معماری است که شاگرد در اغلب موارد فاقد آن است و بايد در دانشگاه کسب کند.
بينش: بينش سمت و سوی به کارگيری توانش ها و دانش ها را در آفرينش اثر معماری روشن ميکند.


در ميکده از ما نخريدند به جامی آن علم که در مدرسه آموخته بوديم

پرورده شدن استعداد و فربه شدن علمی شاگرد هرگز به معمار شدن او کفايت نمی کند.
معمار بايد مجهز به بينشی باشد که او را در بکارگيری دانش و توانش هدايت و همراهی کند.
پس از پايان دوره کارشناسی نا پيوسته معماری از فارغ التحصيلان انتظار می رود :
- طراحی اوليه ، تهيه نقشه های معماری تا مراحل اجرايی کار
- نظارت بر اجرای کار در عمليات اجرايی ساختمان
- عضويت در سازمان نظام مهندسی و دريافت پروانه طراحی و نظارت
- همکاری با گروه مهندسين مشاور معمار جهت توسعه طرح ها
- طراحی مراحل اول و دوم پروژه ها

مشاغل قابل احراز:
- کارشناس دفاتر فنی سازمانها
- طراح و کارشناس دفاتر مهندسين مشاور
- کارشناس امور فنی و اجرايی بخش عمرانی سازمانهای مربوطه(اعم از وزارت مسکن و شهرسازی ، شهرداريها ، سازمان تحقيقات مسکن ، سازمان ميراث فرهنگی )

درشرايط امروز جامعه ايران که به دنبال استقلال و قطع وابستگی های فرهنگی از بيگانگان است ، آموزش تقليدی – اقتباسی و الگو قرار دادن مدارس غربی به سادگی قابل پذيرش نيست.آموزش دانشگاهی معماری در ايران بيشتر اقتباسی از مدرسه های بوزار و باهاوس بود و شيوه ها و برنامه های اين مدارس الگوی آموزش در دانشکده های ما قرار می گرفت.
هم اکنون يافتن روشی مستقل و بومی در آموزش معماری خواسته بسياری از دست اندرکاران اين عرصه است.

فرجام معماری امروز ايران ، نه در جا ماندن است و نه هر جا رفتن.

در جا ماندن يعنی دل به معماری گذشتگان بستن و بی درک زمان آن را به تکرار نشستن.
هر جا رفتن يعنی دل از معماری گذشتگان بريدن و فارغ از فرهنگ و فطرت خود به دنبال هر تازه ای دويدن.
در جا ماندن زنجيری است بر پای دانشجوی معماری و هرجا رفتن حلقه ای بر گردن او.

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: شنبه 23 دی 1391 ساعت: 20:48

صفحه بندی