خرید بک لینک
نسخه جدید این شعر زیبا



در كنار خطوط سيم پيام خارج از ده دو كاج روئيدند

ساليان دراز رهگذران آن دو را چون دو دوست ميديدند

روزی از روزهای پائيزی زير رگبار و تازيانه باد

يكی از كاج ها به خود لرزيد خم شد و روی ديگری افتاد

گفت ای آشنا ببخش مرا خوب در حال من تأمل كن

ريشههايم ز خاك بيرون است چند روزی مرا تحمل كن
كاج همسايه گفت با نرمی دوستی را نمی برم از یاد

شاید این اتفاق هم روزی ناگهان از برای من افتاد

مهربانی بگوش باد رسید باد آرام شد، ملایم شد

کاج آسیب دیده ی ما هم کم کمک پا گرفت و سالم شد

میوه ی کاج ها فرو می ریخت دانه ها ریشه می زدند آسان

ابر باران رساند و چندی بعد ده ما نام یافت کاجستان
"محمد جواد محبت"

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: جمعه 20 بهمن 1391 ساعت: 23:07

صفحه بندی