دانلود رایگان

آقــا اجازه! دلــزده ام از تمام شهر
بی تــو دلم گرفتــه از این ازدحــام شهــر
آقــا اجازه! دست خــودم نیست، خستــه ام
در درس عشــق، من صف آخــر نشستــه ام
در این کلاس، عاطفــه معنــا نمی دهــد
اینجــا کسـی به پــای تــو برپــا نمی دهــد
آقــا اجازه! بغض گرفتــه گلــویمان
آنقــدر رد شـــدیم که رفت آبــرویمان
این جمعه هم گذشت و نیامد خبری...
............................
برای همه چی
نمیدونم با چه رویی بازم باهاتون صحبت کنم...
من بدم درست
ولی بد نبودم که از روز نخست
مگه نمیگن باید آلودی رو شست
شرمنده ام آقا شرمنده
آقا میشه دل ما رو هم تکون بدی ؟...
یا مولا یا مهدی زهرا (س) این جمعه هم داره تمام میشه ولی بازم نیامدی...
امروز هم مثل همه ی جمعه ها دلم رفته...
برچسب:
نویسنده: نگار نوری