دانلود رایگان
و خیلی هم ماشین تحت کنترل ما نیست و هر زمان اوستا بخواهد ماشین را متوقف می کند.
خلاصه تا دستمان نیاید این دنیا صاحب دارد سر کاریم که سرکاریم
آنروز که یقین کنیم این دنیا صاحب دارد و همه چیز در مقدرات مشخص است به آرامش خواهیم رسید و نگرانی هایمان تمام می شود.
آنروز که یقین کنیم خدایی هست دیگر نه رنج دنیا ما را از پای در خواهد آورد و نه لذت های دنیا کیف ما را کوک خواهد کرد
چون می دانیم آخرش با چه چیز تمام می شود.
آن روز پایمان را از روی گاز و کلاچ بر خواهیم داشت و خودمان را به اوستا می سپاریم
می شود همان آسیاب بچرخ می چرخم
و حیف و حیف و حیف
که خیلی دیر دو ریالی مان می افتد
و وقتی می افتد صدایش را نمی شنویم
برچسب:
نویسنده: نگار نوری