دانلود رایگان
ولی به اندازه ۶ ترمی که گذشت خاطره گذاشت ورفت...
گریه وخنده زیاد داشت.. عشق ودوست داشتن زیاد تو چشم بود...
غم و غصه هم کم نبود... شنیدم حرف هایی که باید مدت ها قبل بهم گفته می شد و نشنیدم حرف هایی که باید گفته می شد ولی نشد.. روزهایی که فقط یک پا راه می رفتم... روزهایی که از درد نقش بازی کردم و گفتم حالم خوب است... روزهایی که بهم توهین شد...روزهایی که از دوست بهم رسید... وروزهایی که نگاهم خوانده نشد...
یاداوری تمام بخش هایی که رفتیم و بیمارانی که روزهامون رو باهاشون سپری کردیم لبخندی رو بر لب می نشونه... یاد روزهایی که با اساتید سر یک موضوع بحث ها می کردیم بخیر... یاد نگاه های عجیب و غریب بخیر... یاد روزهایی که بچگی کردیم بخیر...
مطمئنم روزی نه چندان دور دلم هوای این روزها را می کند... دلم تنگ می شود... سخت نیست برایم تا بگویم دلم پیش پیش تنگ می شود...
...........................................................................................................
سکوت می کنیم....
به یاد تمام "دوستت دارم" هایی که در گلو ماند !
سکوت می کنیم...
به احترام تمام خاطراتی که درودیوار زندگی را آذین بسته اند !
سکوت می کنیم...
برای لحظه ای بیشتر باهم بودنمان . . . .
و سکوت انگار سخت ترین کار ِ دنیاست !
سکوت می کنیم !
آخ !
دیدی چه شد ؟!
من با همین کلمات سکوتم را شکستم....
...............................................................................
بزرگ که می شویم ، غصه ها زودتر از ما قد می کشند ،
دردها نیز !!!!!!!!!
غافل از این که لبخند هارا ،
در آلبوم کودکی جا گذاشتیم....
حیف........
..............................................................................
من نشانی از تو ندارم،اما نشانیام را برای تو مینویسم:
در عصرهای انتظار،به حوالی بی كسی قدم بگذار! خیابان غربت
را پیدا كن،وارد كوچه پس كوچههای تنهایی شو! كلبهی غریبیام را
پیدا كن، كنار بید مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهای رنگیام، در كلبه
را باز كن و به سراغ بغض خیس پنجره برو! حریر غمش را كنار بزن! مرا خواهی
دید با بغضی كویری كه غرق انتظار است، پشت دیوار دردهایم نشستهام..........
برچسب:
نویسنده: نگار نوری