دانلود رایگان
کوچه ای را بود نامش معرفت...مردمانش با مرام از هر جهت...سیل آمد کوچه را ویرانه کرد...مردمش را با جهان بیگانه کرد...هرچه در آن کوی بود از معرفت.....شست و با خود برد سیل بی صفت....از تمام کوچه تنها یک نفر...خانه اش ماند و خودش جست از خطر....رسم و راه نیک هر جا بود و هست....از نهاد مردم آن کوچه هست....چون که در اندیشه تو این گونه ای .... حتم دارم بچه ی آن کوچه ای...
برچسب:
نویسنده: نگار نوری