خرید بک لینک

هندسه در معماری


مورد بسيار مهم در درك معماري هاي شرق،ايران وتمدن هاي زير پوشش فلسفه و فرهنگ اسلامي، نحوه برخورد با مقوله هندسه در بيان افكار و انديشه هاست. بدون شك زبان بيان معماري هاي جهان بر هندسه استوار است و از طريق روابط آن مي توان كليت كالبدي را آشكار كرد.

اما بحث ما تفاوت هندسه منشعب از جهان بيني فرهنگي كشورهاي شرقي است. در هنر و معماري اسلامي هندسه داراي اهميت و مفهوم ويژه است و گسترش خود را در فلسفه و راه حيات مي جويد و تجليگاه افكار الهي و عقلاني و ادراك جهان هستي است.
در هندسه اين سرزمين بحث علم و رشد رياضي اعداد و تركيبات پيچيده جبر همراه با حس شهودي بوده است واين دو كه تكميل كننده آثار هنري محسوب مي شوند جدايي ناپذيري هنر (حس)و علم(عقل) را در تمدن هاي غني و در جهان اسلام نشان مي دهند. جالب توجه اين است كه با مطالعه آثار و افكار افلاطون درمي يابيم كه او دريافت علمي را بدون پشتوانه هاي شهودي ناقص مي پندارد و بحث عرفان در علم اعداد در غرب بعد شهودي به فراموشي سپرده شده و كليه استدلال ها در چارچوب جدول ها دقيق دنبال مي شوند. عجيب اينجاست كه علم در طول تاريخ سعي كرده است رازها و ناشناخته ها را كشف كند ولي هنگامي كه به اين امر دست يافته است روش هايي تفكر شهود را كه موجب كشف پديده ها شده است از ياد برده است. شكاف ميان علم و هنر جداشدن تحليل هاي مكمل را موجب مي شود وهر چند در يك جهت مي توان به شناخت رسيده ولي در عمق مسأله ،خطر از دست دادن وحدت وكليت ادراك باقي مي ماند.
چرا وقتي دربارة هوش صحبت مي شود فقط هوش عقلاني مطرح مي شود و هوش ايماني از اين مقوله خارج مي گردد. در حالي كه هوش اساسي بيداري هوش دل است. مطالعه آثار محققان ايراني در ادراك روابط طبيعي و مادي نشانگر نحوه برخورد شهودي ايشان در تكميل استدلال علمي است.
هندسه اي كه بر پايه اين نگرش به وجود آمده است از پيچيدگي و تركيباتي بهره مند است كه بسياري از محققان غرب در اثر نوعي از بدفهمي آن را مغشوش يا ابتدايي و فاقد اعتبار دانسته اند.
امروز مي دانيم كه هندسه در تركيبات عالي خود از روش همدلي و ارتباط بهره مند است و پژواك هاي شكلي گاه به صورت اشكالي پنهان حضور خود را مشخص و آشكار كرده اند. يكي از بهترين نمونه هاي اين نوع هندسه(هندسه همدلي)ساختمان هشت بهشت اصفهان است كه قبلاً برخي از ويژگي هاي آن توضيح داده شده است.
هندسه ساختمان هشت بهشت در سه سطح متفاوت رشد مي كند:

- حركت افقي از آب نما،پله ايوان،اتاق هاي ميانه و فضاي مركزي.
- حركت عمودي كه پيوند كف را با تحولات سه بعدي و دگرگوني هاي ارتفاعي كه اوج آن در مركز قرار مي گيرد با سقف تأمين مي كند.
-هندسه اي كه حاصل برخورد سطوح افقي و عمودي است كه حاوي گشايش هاي نوري در اتصال احجام و از وراي كالبد مي باشد.

در ساختمان هشت بهشت احساس كليت و وحدت هندسي در سه رده مذكور به خوبي قابل دريافت است. برش هايي از كالبد توپر در همجواري با شكاف هاي گشوده شده به سوي نور و طبيعت نتيجه تركيبي است كه در آن كثرت و تنوع عناصر در آميزش با سايه و روشن هاي نوري،احساس كامل يك هندسه منسجم را متظاهر مي كنند.
نمونه ديگر پيوند هندسي عناصر در سطوح افقي و عمودي و تركيب فضاهاي پروخالي در ساختمان چهل ستون مشهود است. نقطه تمايز چهل ستون در اين است كه فضاي اصلي آن ايواني مركزي است كه محل همايش خطوط و انتقال بخش هاي باز،نيمه باز و بسته مي باشد.
كيت كرشلو،كسي كه بيشتر عمر خود را صرف كشف روابط اجزاء طي كرده است در يكي از آخرين مقالات خود دربارة عمق زيبايي رياضيات مي نويسد كه از طريق ادراك زيبايي علم و اعداد رياضي و خطوط هندسي مي توان به مراحل والاي شناخت ايمان و شهود رسيد. در اينجا مفهوم گسترده تري را در اين جمله خلاصه مي كنيم: پيچيدگي در كثرت در قابليت هاي تركيبي پنهان و بازگشت به وحدت و مركزيت صورت گسترده.
هندسه معماري ايران از اين قانون پيروي مي كند و استواري اين هندسه در تفكري راه يافته كه در آن بيهودگي و يا پراكندگي وجود نداشته است. قرينه سازي،اوج يك تفكر استوار است كه با احكام و دستورالعمل هاي روشن و با آهنگي منظم به جلو مي رود. تكرار حساب شده ستون ها و فضاها در سلسله مراتب تكميلي خود تكرار زمزمه هاي حقيقت جاويدان است.
معماري در بخش دريافت وجودي خود (احساس و ادراك انسان از معماري)نياز به مقدماتي دارد كه هندسه از طريق جاي گذاري تناسبات كوچك و بزرگ نسبت به مكان ومركز معين ضمن رشد اعداد آن را فراهم مي كند. در خانه سنتي حركت ها و نفوذها از بيرون به داخل فقط يك حقيقت فرهنگي نيست بلكه از ورودي تا حياط مركزي نشانه هاي آماده سازي دريافت صحيح از جوهر و مكان اصلي خانه را نيز به همراه دارد. عبور از كوچه و خيابان به بهشتي طراحي شده، داراي كليه آرمان هاي طبيعي و ماوراءطبيعي است وبرداشت از اين گونه فضاها با سهل انگاري هرگز ميسر نبوده است.
طراحي هندسي ايراني بر خلاف چيزي كه برخي از معماران غربي مدت هاي طولاني سعي در ابراز آن كرده اند فقط از عملكردهاي مادي و بوم شناسي تبعيت نمي كند. اشارات والاي ديگر نيز دربردارد كه بديهي است چنانچه موقعيت ذهني و فرهنگي لازم براي ادراك آن ها را از بيننده سلب كنيم هرگز قادر به رؤيت و دريافت اين غنا و تركيب حساب شده-اقليمي-فرهنگي نخواهيم بود.

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: يکشنبه 20 اسفند 1391 ساعت: 21:24

صفحه بندی