خرید بک لینک

100 نکات اجرای در اجرای ساختمان 2



101. اندودهاي هوايي يعني اندودي كه در مقابل هوا خودگيري خود را انجام مي دهند.
102. تركيب اندود تگرگي يا ماهوئي پودر سفيد سنگ + سيمان رنگي +آب (در حالت شل) مي باشد.
103. وقتي با سنگ سمباده و آب روكار سيماني را مي شويند تا سنگهاي الوان خود را نشان دهند به اصطلاح آب ساب شده مي گويند.
104. كار شيشه گذاري در آب ساب و شسته انجام مي گيرد.
105. فرق اندود سقف با ديئار در فضاهاي بسته (مانند اطاق) اين است كه اندود سقف سبك و ديوارها معمولي مي باشد.
106. مهمترين عامل استفاده از اندود در سقف هاي چوبي محافظت از آتش سوزي مي باشد.
107. سقفهايي با تيرآهن معمولي طاق ضربي و بتني مسلح در درجه حرارت 400 تا 500 درجه تغيير شكل پيدا مي كنند.
108. ضخامت اندود گچ و خاك حدودا 2 سانتيمتر است.
109. توفال تخته 30 تا 40 سانتيمتري كه تراشيده و سبك است.
110. علت ترك اندود در سقفهاي چوبي افت تيرهاست.
111. سقف كاذب در مقابل گرما ، سرما ، رطوبت و صدا عايق خوبي به حساب مي آيد.
112. در زير سازي سقف جهت اجراي اندود در كنار دريا از ني بافته شده بيشتر استفاده مس شود.
113. توري گالوانيزه در نگهداري پشم شيشه در سقفهاي سبك ، سطح ديوارهاي قيراندود و سطح تيرآهنهاي سقف كاربرد دارد.
114. مصرف ميلگرد جهت اجراي زير سازي سقفهاي كاذب 9 عدد در هر متر مربع مي باشد.
115. موارد اصلي استفاده از سقفهاي كاذب بيشتر به منضور كم كردن ارتفاع ، عبور كانالها و لوله ها و زيبايي آن مي باشد كه شبكه آن حتما بايد تراز باشد.
116. بهتر است در سقفهاي بتوني ميله هاي نگهدارنده سقف كاذب قبل از بتون ريزي كار گذاشته شود.
117. در سقفهاي كاذب مرتبط با هواي آزاد(مانند بالكن) اندود گچ + موي گوساله و آهك استفاده مي شود.
118. شالوده در ساختمان يعني پي و فونداسيون.
119. ابعاد پي معمولا به وزن بنا و نيروي وارده ، نوع خاك و مقاومت زمين بستگي دارد.
120. در نما سازي سنگ ، معمولا ريشه سنگ حداقل 10 سانتيمتر باشد.
121. در فشارهاي كم براي ساخت فونداسيونهاي سنگي از ملات شفته آهك استفاده مي شود و براي ساخت فونداسيونهايي كه تحت بارهاي عظيم قرار مي گيرند از ملات ماسه سيمان استفاده مي شود.
122. در ساختمان فونداسيونهاي سنگي پر كردن سنگهاي شكسته را ميان ملات اصطلاحا پر كردن غوطه اي مي نامند.
123. پخش بار در فونداسيون سنگي تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.
124. در ساختمانهاي آجري يك طبقه براي احداث فونداسيون اگر از شفته آهكي استفاده شود اقتصادي تر است.
125. در پي هاي شفته اي براي ساختمانهاي يك تا سه طبقه 100 تا 150 كيلو گرم آهك در هر متر مكعب لازم است.
126. اصطلاح دو نم در شفته ريزي يعني تبخير آب و جذب در خاك.
127. معولا سنگ مصنوعي به بتن اطلاق مي شود.
128. زاويه پخش بار فنداسيون بتني نسبت به كناره ها در حدود 30 تا 45 درجه مي باشد.
129. بتن مكر براي پر كردن حجمها و مستوي كردن سطوح كاربرد دارد.
130. مهمترين عمل ويبراتور دانه بندي مي باشد.
131. معمولا بارگذاري در قطعات بتني بجز تاوه ها پس از هفت روز مجاز مي باشد.
132. از پي منفرد بيشتر در زمينهاي مقاوم استفاده مي شود.
133. بتون مسلح يعني بتن با فولاد.
134. از نظر شكل قالبندي براي فونداسيونها قالب مربع و مسطيل مقرون به سرفه مس باشد.
135. پي هاي نواري در عرض ديوارها و زير ستونها بكار مي رود و در صورتيكه فاصله پي ها كم باشد و با ديوار همسايه تلاقي نمايد پي نواري بيشترين كاربرد را دارد.
136. در آسمان خراشها ، معمولا از پي ژنرال فونداسيون استفاده مي شود و وقتي از اين نوع پي در سطحي بيش از سطح زير بنا استفاده شود زمين مقاوم و بارهاي وارده بيش از تحمل زمين است.
137. هرگا فاصله پي ها از هم كم بوده يا همديگر را بپوشند يا يك از پي ها در كنار زمين همسايه قرار گيرد از پي هاي مشترك استفاده مي شود.
138. اصطلاح ژوئن درز انبساط است.
139. ميتوان به جاي دو پي با بار مخالف از پي ذوزنقه اي استفاده كرد.
140. بهترين و مناسب ترين نوع پي در مناطق زلزله خيز پي راديه ژنرال است.
141. در اجراي شناژبندي جهت اتصال به فونداسيون معمولا شناژها از بالا و پايين همسطح هستند.
142. در كفراژبندي پي چهارگوش از نظر سرعت و اجرا اقتصادي تر است.
143. در عايق بندي از گوني استفاده مي كنيم ،زيرا از جابجايي قير جلوگيري مي كند و حكم آرماتور را دارد كه در پشت بام از جلو ناودان به بعد پهن مي شودكه در 2 لايه گوني انجام مي گيردكه گوني ها در لايه بعدي نسبت به لايه قبل با زاويه 90 درجه برروي هم قرار مي گيرند.
144. زير قيروگوني از اندود ملات ماسه سيمان استفاده مي شود كه بعضي از مهندسان در زير قير اندود ملات ماسه آهك استفاده مي كنند كه در اينصورت قيروگوني فاسد مي شود.
145. از قلوه سنگ (ماكادام) در طبقه هم كف مي توانيم بجاي عايق كاري استفاده كنيم كه ضخامت آن حدود 40-30 سانتيمتر خواهد بود.
146. اگر در عايقكاري ، قير بيش از حد معمول مصرف شود باعث مي شود قير در تابستان جابجا شود.
147. عايقكاري قيروگوني مي بايست از سر جانپناه حدودا 20 سانتيمتر پايينتر شروع شود و قيروگونيي كه روي جانپناه كشيده مي شود براي جلوگيري از نفوذ بارش با زاويه است.
148. سطح فونداسيون به اين دليل عايق مي شود كه از مكش آب توسط ملات ديوار چيني ها به بالا جلوگيري ميكند.
149. در عايقكاري عمودي روي ديوارهاي آجري بهتر است كه از اندود ماسه سيمان استفاده شود.
150. اصطلاح زهكشي يعني جمع كردن و هدايت آب ،كه فاصله آبروها در زهكشي بايد به حدي باشد كه به پي ها نفوذ نكند.
151. اگر توسط سفال زه كشي كنيم بايد حتما درز قطعات را با ملات پركنيم.
152. حداقل شيب لوله هاي زه كشي به سمت خوضچه 2 تا 4 درصد مي باشد.
153. حداقل شيب لوله هاي فاضلاب 2 درصد است.
154. براي جلوگيري از ورود بو به داخل ساختمان ، شترگلو را نصب مي كنند.
155. عليترين نوع لوله كشي فاضلاب از نوع چدني مي باشد كه با اين وجود در اكثر ساختمانها از لوله هاي سيماني استفاده مي شود كه ضعف اين لوله ها شكست در برابر فشارهاي ساختمان مي باشد.
156. سنگ چيني به سبك حصيري رجدار بيشتر در ديوار و نما سازي استفاده مي شود.
157. ضخامت سنگهاي كف پله و روي دست انداز پنجره 5/4 سانتيمتر مي باشد.
158. جهت اتصال سنگهاي نما به ديوار استفاده از ملات ماسه سيمان و قلاب مناسبتر مي باشد كه جنس قلابها از آهن گالوانيزه مي باشد.
159. سنگ مسني معمولا در روي و كنار كرسي چيني نصب مي شود و زواياي اين سنگ در نماسازي حتما بايستي گونياي كامل باشد.
160. در نما سازي طول سنگ تا 5 برابر ارتفاع آن مي تواند باشد.
161. معمولا 30 درصد از سنگهاي نما بايستي با ديوار پيوند داشته باشند كه حداقل گير سنگهاي نما سازي در داخل ديوار 10 سانتيمتر است.
162. در بنائي دودكشها باستي از مخلوطي از اجزاء آجر استفاده شود.
163. در علم ساختمان دانستن موقيعت محلي ، استقامت زمين ، مصالح موجود ، وضعيت آب و هوايي منطقه براي طراحي ساختمان الزامي مي باشد.
164. در طراحي ساختمان ابتدا استقامت زمين نسبت به ساير عوامل الويت دارد و لازم به ذكر مقاومت خاكهاي دستي همواره با زمين طبيعي جهت احداث بنا هرگز قابل بارگذاري نيست.
165. زمينهاي ماسهاي فقط بار يك طبقه از ساختمان را مي تواند تحمل كند.
166. هنگام تبخير آب از زير پي هاي ساختمان وضعيت رانش صورت مي گيرد.
167. زميني كه از شنهاي ريز و درشت و خاك تشكيل شده دج ناميده مي شود كه مقاومت فشاري زمينهاي دج 10-5/4 كيلوگرم بر سانتيمتر مربع مي باشد.
168. مطالعات بر روي خاك باعث مي گردد وضع فونداسيون ، ابعاد و شكل آن بتوانيم طراحي كنيم.
169. در صحرا براي آزمايش خاك از چكش و اسيد رقيق استفاده مي گردد.
170. سيسموگراف همان لرزه نگار است.
171. خاكي كه برنگ سياه قهوه اي باشد مقاومتش بسيار عالي است كه نفوذ آب در آنها كم و به سختي انجام مي گيرد.
172. سنداژيا گمانه زني همان ميله زدن در خاك و برداشت خاك از زمين مي باشد.
173. اوگر همان لوله حفاري است.
174. خاك چرب به رنگ سبز تيره و داراي سيليكات آلومينيوم آبدار است.
175. معيار چسبندگي خاك اين است درصد دانه هاي آن كوچكتر از 002/0 ميليمتر باشد.
176. اصطلاحا خاك مرغوب زد نامگذاري مي شود.
177. براي جلوگيري از ريزش بدنه و ادامه پي كني و همين طور جلوگيري از نشست احتمالي ساختمان همسايه و واژگوني آن و جلوگيري از خطرات جاني بايد ديوار همسايه را تنگ بست كه تحت زاويه 45 درجه انجام مي گيرد.
178. ديوار اطراف محل آسانسور معمولا ازمصالح بتون آرمه مي سازند.
179. پي سازي كف آسانسور معمولا 40/1 متر پايين تر از كفسازي است.
180. قديمي ترين وسيله ارتباط دو اختلاف سطح بواسطه شيب را اصطلاحا رامپ مي گويند كه حداكثر شيب مجاز آن 12 درصد مي باشد كه ات 5/2 درصد آن را ميتوان افزايش داد.
181. براي ساختن پله گردان بيشتر از مصالح بتون آرمه و آهن استفاده مي شود.
182. پله معلق همان پله يكسر گيردار است.
183. پله آزاد در ورودي ساختمان به حياط يا هال و نهار خوري استفاده مي شود.
184. پله هاي خارجي ساختمان حتي الامكان مي بايست آجدار باشد.

185. به فضاي موجود بين دو رديف پله چشم پله مي گويند.
186. فواصل پروفيل هاي جان پناه پله 12-7 سانتيمتر مي باشد.
187. شاخكهاي فلزي جتنپناه بهتر است كه از پهلو به تير آهن پله متصل شود.
188. سرگير يا حدفاصل بين دو رديف پله كه رويهم واقع مي شوند حداقل 2 متر مي باشد.
189. طول پله مساوي است با تعداد كف پله منهاي يك كف پله.
190. پيشاني پله به سنگ ارتفاع پله اطلاق مي شود.
191. براي جلوگيري از سرخوردن در پله لب پله ها را شيار و اجدار مي سازند و گاهي اوقات لاستيك مي كوبند
192. اتصال پله هاي بالا رونده به دال بتني (پاگرد) يه روي دال بتني متصل مي شوند ولي پله هاي پايين رونده در دال بتني بايستي به مقابل دال بتني وصل شوند.
193. اجراي جانپناه پله معمولا با مصالح چوبي زياتر مي باشد.
194. پله هايي كه مونتاژ مي شوند به پله هاي حلزوني معروف هستند.
195. از نظر ايمني اجراي پله فرار با مصالح بتني مناسبتر است.
196. تيرهاي پوشش دهنده بين دو ستون (روي پنجره ها و درب ها ) نعل درگاه نام دارد كه انتقال بار توسط آن يكنواخت و غي يكنواخت است.
197. گره سازي در چهار چوبهاي درب و پنجره و دكوراسيون بكار مي رود.
198. تحمل فشار توسط بتن و تحمل كشش توسط فولاد را به اصطلاح همگن بودن بتن و فولاد مي نامند.
199. بالشتك بتوني در زيرسري تيرآهن هاي سقف مصرف مي شود كه جنس آن مي تواند فلزي ، بتوني زير سري و بتوني مسلح باشد.
200. در اجراي تير ريزي سقف با تيرآهن ، مصرف بالشتك كلاف بتني و پليت مناسبتر است.

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: سه شنبه 22 اسفند 1391 ساعت: 1:51

صفحه بندی