خرید بک لینک
سلااااااااااام به بروبچ باحال چوطورین؟خوبین؟

عاقا خونه تکونی ما شرو شده تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

البته خیلی وقته ولی از امروز من هم توش سهیم شدم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

البته زیادم خندیدماااا

ظهر بعد ناهار مامان گفت که ما ظرفا رو من و خواهرم بشوریم،منم سریع رفتم که ظرفارو من بشورم خواهرم آب بکشه. تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

من شیر آب داغو باز کردم که چربیهای ظرفای خوب بره(حرفه ای یمااااااا)

من چنتا ظرف شستم که خواهرم اومر یه ظرفی که کفی بودو برداشت گرفت زیر شیر آب.آبم که دااااااغ چشمتون روز بد نبینه،خواهره مام یه جیغ بنفش کشید،بعد سریع دستشو تکون داد که یکم باد بخوره به دستش،هرچی کف و آب بود ریخت تو صورت من

بعد اومد کابینت بالای ظرفشویی رو باز کنه،به من گفت مواظب باش که کابینتو باز میکنه کلم نخوره بهش.عاقا تا ما اومدیم عکس العمل از خودمون نشون بدیم زرت این درو باز کرد تــــــــــــق خورد تو کله من منم گفتم آآآآآآآآی خب واستا بزا سرمو بیارم کنار تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

خانوم داره غش غش میخنده میگه بمنچه من گفتم مواظب باش بعدشم دیگه قده دراز توء،کوتاه تر بودی نمیخورد

من

خواهرم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بله این از ظرف شستن مااااااا

بعدش من و خواهرم و دومادمون رفتیم پارکینگ که اون ۴تا قالیچه رو بشوریم

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

ریا نشه من کاری نکردم.خواستم قالیچه بشورم حسش نبود رفتم بالا ک دیدم بابام میگه اگه نمیری قالیچه بشوری برو آشپزخونه کمک مامانت کابینتارو بشور منم گفتم نـــــــ الان میخوام برم پایین بچها گفتن بیام بالا براشون خوراکی ببرم فشارشون افتاده.بعدش جیم زدم رفتم پایین رو پله نشستم. تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

دمپایی بابامو پام کرده بودم که دیدم خواهرم میگه"پریساااااااااااا کار نمیکنی لاقل اون دمپایی رو بده کیوان پاش کنه تمام کفش مفشش خیس شد"منم به رو خودم نیوردم ک دیدم کیوان اومد رو پله نشست کفشو جورابشو درآورد.عاقا با بیرحمی دمپایی رو ازم گرفت،جورابشو گرفت یهو جلو دماغموای به صورتمم خورد ولی به رو خودم نیوردم فقط داد میزدم"کیوان به قرآن جورابتو پرت میکنم تو اون آباهااا"(البته با لحن خنده) تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

اونم هی میخندید میگفت"دمپایی رو بده بینیم"خلاصه مام تسلیم شدیم.

بعد فرش شستن خواستم برم دمپایی رو بگیرم گفت منکه در نمیرم بزار کفشمو بپوشم بت میدم،عاقا چشمتون روز بد نبینه منو تو پارکینگ دوئوند تا دمپاییمو ازش بگیرم،من دنباله اون میکردم اونم فرار میکرد

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

یجا همچین لیز خوردم،بعد دیگه اون تسلیم شد دمپایی رو داد بمن.رفتیم بالا همچین زیرآبشو زدم،خودمو مثله گربه شرک کردم گفتم"واااای مامان این کیوانو پرستو دمپایی رو از من گرفتن منم مجبور شدم پابرهنه رو اون خیسیا راه برم مچ درد گرفتم..." تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

آی نبودین قیافه اون ۲تا رو ببینین(خواهرم و دومادمون)منم ابرو انداختم بالا یه لخبند زدم

من

خواهرم

دومادمون

بعدش نشستم فیلم یه حبه قند و دیدم پاشدم برم کارامو بکنم که مامانم یه کار بهم داد

واااااااااای گفت برم تراسو بشورم

منمرفتم تراسو خالی کردم شروع کردم به دستمال کشیدن کف تراس البته قبلش جارو کردم

آهنگم گوش میدادم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی و خیلی شیک تراس تمیز میکردم تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

،گوشیم تو جیبم بود اس ام اس اومد ویبره که رفت۶۰متر از جام پریدم آخه تو حالوهوای خودم بودم ییهو یه شک بهم وارد شد،دوستم آیدا بود اسش باحال بود گفتم بهتون بگم

این بود"یارانه شما قطع میشود،شما درحال خوردن پسته درون پراید دیده شدید"

حالا اینا بکنار عاقا چراغ تراس ما از این چشمی داراس

منم چمیدونستم آخه چنوخ پیش بابام همه این چراغ چشمی دارامونو جم کرد،ولی لامصب ماله تراس قسر(قثر،غسر،قصر...چمیدونم)در رفته بود

هی این چراغه خاموش میشد منم فک کردم خرابه هی داد زدم"باباااااااااااا باباااااااااا؟؟؟؟؟"دیدم خواهرم اومد میگه"چیه؟خونه رو گرفتی رو سرت"منم گفتم"به بابا بگو این چراغه خرابه هی قطعو وصل میشه!!!"

یهو دیدم خواهرم هرهر داره میخنده برگشته میگه"اوشکول این چشمی داره"منم گفتم"إإإإإإإإإإإ،خب از اول بگوو" تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

حالا این چراغه ام خودشو چس کرده بودااااااااا

باید حتما تو چشمیش زل میزدی دس تکون میدادی تا روشن شه

کف تراس که تموم شد پاشدم نرده هارو دستمال بکشم آویزون شدم رو نرده ها،یهو دیدم یارو داره از اون پایین داد میزنه"پسرم مواظب باش نیوفتی!!!" تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

منم گفتم"نه حاجی نمیوفتم" تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بنده خدا مومو دیده بود فک کرد پسرم

بعدش دیگه تموم شد تراس شستن من الانم تایم استراحت از ماماینا گرفتم

الآن تراس مثه دسته گل شده.از خودم تمیز تره فک کنم.

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

خوشبحال بابام رفت حموم

منکه حس ندارم برم

اسپریو برا همین موقعها ساختن دیگه واللا

راستی بچها یکی از بچهای مدرسمون یه سوم تجربی بود بنام"پردیس سیاه سنگی"

فوت کرده برای شادی روحش صلوات بفرستید و فاتحه بخونین

روحش شاد

مرســـــــــــــــــــــــی

من رفتم با این بادکنکا تو افق محو شم

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

رخصت

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

بادکنکام ترکید بابا نخواستیم بریم افق

 تصاوير زيباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 19:20

صفحه بندی