دانلود رایگان
قبلِ حجاب دوزار "شرف" لازمه...
شرف که باشه بی حجاب و با حجاب براش فرقی نداره...
بی شرفم که باشه ، با حجاب بی حجاب براش فرقی نداره...
پانتهآ بانوی زیبایی از اهل شوش بود و به اسارت کوروش بزرگ در آمد و بعد از ماجراهایی کوروش او را به شوهرش آبراداتس رساند و آبراداتاس هم در راه کوروش جان سپرد.
وقتی پانتهآ به اسارت کوروش بزرگ در آمد میان افسران و سرداران او بر سر این که این غنیمت جنگی بسیار زیبا به چه کسی برسد غوغایی برپا شد. سرانجام برای دوری از اختلاف بینشان او را متعلّق به کوروش دانستند، اما کوروش به دلیل پایبندی به اخلاق وقتی فهمید وی شوهر دارد او را فراخواند و تا زمان رسیدن شوهرش، آراسپ یکی از افسران خود را نگهبان وی کرد.
پانته آ که اخلاق کورش بزرگ را نمیدانست برای فرار تصمیم گرفت آراسپ را وسوسه کند و به او ابراز علاقه کرد در مقابل آراسپ گمراه گشت تا جایی که قصد سوءاستفاده و تجاوز به پانتهآ را کرد. ولی کوروش به موقع خیمهٔ پانتهآ رسیده و او را از دست آراسپ نجات داد.
وقتی پانتهآ کرامت کوروش را دید خود را مدیون وی میدانست و ماجرا را به شوهرش آبراداتاس گفت. آبراداتاس نیز خود را مدیون کوروش میدانست و برای وی ارابههای جنگی ساخت که از عوامل مهم برد کوروش در جنگ با لیدیان شورشی و همچنین شکست دادن حکومت بابل شد.
آبراداتاس در جنگ لیدی در سپاه کوروش با شهامت جنگید و کشته شد و همسرش پانتهآ نیز، به خاطر علاقهٔ وافر و عشق توصیف ناپذیرش بر بالین وی خودکشی کرد.
کوروش آرامگاهی برای این زوج ـ پانتهآ و آبراداتاس ـ بنا نهاد که گفته میشود بقایای آن هنوز در عراق باقیست...
اطلاعات کاملی از داستان پانتهآ و کوروش بزرگ در کتاب کورشنامه گزنفون قابل دسترسی است...
برچسب:
نویسنده: نگار نوری