خرید بک لینک

بعضی ها هیچی نیستن به جز چهار حرف:

ا د ع ا


هایدرانوس یا هیدارنس یا ویدرنه در قیام هفت یار شرکت داشت و با داریوش بزرگ جلوی گئومات غاصب را گرفتند.

گئومات غاصب بعد از رفتن کمبوجیه به مصر خود را بجای بردیا پسر کورش معرفی کرده، بر تخت نشست.ولی بعد از فاش شدن این راز این هفت یار که در کتاب هرودوت و در کتیبه بیستون عبارت اند از:

۱. اتانس (هوتن)

۲. اسپانینس (اردومنش)

۳. گبریاس (گئوبروو)

۴. اینتافرنس (وین دِفرنه)

۵. مگابیزوس (بغابوخش)

۶. هیدارنس (ویدرنه)

۷. داریوش (داریوش بزرگ)

این هفت یار با یاری همدیگر تونستن گئومات رو بکشند...

در زمان خشایارشا فرمانده سپاه جاویدان هخامنشیان و ساتراپ پارت و چند ساتراپی دیگر بود .در زمان او بود که گارد جاویدان ، ده هزار نفر شد.او در سال ۴۸۰ پیش از میلاد ، به فرماندهی گارد جاویدان انتخاب شد.

نام او به معنی چاک دهنده است...

در نبرد ترموپیل او در مقابل لئونیداس فرمانده ۳۰۰ نفر اسپارت جنگید و در گفت گوها گفته میشد :

هایدرانوس : تیـرهای ما، جلوی نور خورشید را میگیرند!
لئونیداس : ما هم در سـایه، میجنگیـم...!

یکی از ناشایسته ترین کار های خشایارشا ، برکناری هایدرانوس، پس از نبردهایش با یونان بود.سپس خشایارشا، اردوان را به سمت فرماندهی سپاه خویش منصوب کرد. در نهایت، اردوان و خواجه ای به نام میترا ، در سال ۴۶۵ پیش از میلاد، خشایارشا را در بسترش به قتل رساندند.یونانیها بخاطر شکستهای بسیار پیچیده ای که از سپاه خشایارشاه خوردند، همواره در کتابهای تاریخی خود، سعی در تخریب شخصیت وی را داشته اند!هایدرانوس، به شکل عجیبی سپاه ایران را از تنگه های بسفر و داردانل امروزی، عبور میدهد و فرماندهی ناوگان دریایی ایران، در محاصره آتن را بر عهده داشته که گفته میشود، شگفت انگیزترین حمله دریایی تاریخ باستان است.

متاسفانه در این حمله دریایی، هر چند نیروی دریایی ایران پیروز میشود، اما کشتی هایدرانوس در یک سانحه طبیعی غرق میشود... که در کتب یونانی، از آن به شکست نیروی دریایی ایران ، یاد میشود! زیرا پس از این سانحه، نیروی دریایی ایران از محاصره آتن عقب نشینی می کند و... که در نهایت از راه خشکی، آتن را تصرف می کند.

از مرگ هیدارنس نیز مبنع درستی در دسترس نیست...


سرباز نوشت:
یه عده از دوستان گفتن تو داری از تاریخ میگی چرا از فلسفه ی چهارشنبه سوری نگفتی و یا از نوروز؟
خب دلیلش اینه که بنده وقتی ۷ سال بود توی همین چهارشنبه سوری نصفه صورتم سوخت و بعد کلی پی گیری و درمان تونستم مثل روز اول در بیارمش و هنوز یه کوچولو از لکه ش هست...از اون موقع تا الان قسم خوردم دور و بر آتیش و چهارشنبه سوری رو خط بکشم و در الان هم که به این سن رسیدم در این شب بیرون نمیرم و تنفر ازش دارم و هیچ خوش ندارم ازش بنویسم یا بخونم.چون با شنیدن اسمش یاد اون حادثه ی دردناک و سختی هاش می افتم...
آره جییییییییییییییگرآآآ

برچسب: نویسنده: نگار نوری تاريخ: دوشنبه 19 فروردين 1392 ساعت: 19:20

صفحه بندی