دانلود رایگان
.ماشین بنده را ۱۳ روز قبل یک دزد از خدا بی خبر در خیابان محل سکونت برد .بعد از اطلاع به مراجع ذیصلاح واعلام سرقت ان به هیچ کس نگفتیم :بنا بر ۲ دلیل که برای خودم در نظر داشتم این خبر را نگفتم .
۱--دیگران را ناراحت نکنم ودر گیر مشکل خود نکنم زیرا چند روزقبل خواهر زاده ام فوت کرده بود ۲-- نمی خواستم محل زندگیم را برای مهمانان خود نا امن جلوه دهم. به همبن خاطر همین مساله اصلا ان را عنوان نکردیم تا اینکه امروز در مدرسه برای مشورت کردن در مورد بیمه همین ماشین که ایا ماشین سرقتی را بیمه کنم یا خیر؟ ان را مطرح کردم که هر کدام از همکارا ن نظری را بیان کردند که قابل توجه بود این مساله باعث شد همکاران دور بنده جمع شوند و جویای قضیه شوند که ۳ نفر از همکاران گفتند : ماشین ما را هم دزد برد بعد از چند روز پیدا شد .
یکی از همکاران گفت:به ۱۱۰ زنگ زدی؟ گفتم:۲شنبه رفتم مرکز ترخیص خودروهای سرقتی خبری نبود. یکی دیگر از همکاران گفت:بلند شو الان زنگ بزن .من را بلند کرد وبالای سر من ایستاد تا زنگ بزنم !!!
زنگ زدم و گفتم .
از ان طرف گفت :شماره ماشین را بگو ان را اعلام کردم بعد از چند ثانیه خبر خوش را داد که ماشین شما پیدا شده ودر کلانتری هفت چنار است........
این خبر در دفتر مدرسه باعث خوشحالی همه همکاران شد انها بیشتر از خودم خوشحال بودند .
نتیجه اخلاقی: در مشورت کردن با دیگران ضرر نمی کنید.
برچسب:
نویسنده: نگار نوری